ناگفته های داستان بازی Deus Ex

بدون شک اقناع افکار عمومی یکی از سخت ترین و پیچیده ترین کارها می‌باشد به نحوی که عدم موفقیت در آن موجب شکست در برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت خواهد شد، در این زمینه ایالات متحده آمریکا از زبر دستی ویژه ای برخوردار است. به عنوان مثال میتوان از حادثه یازده سپتامبر به عنوان نمونه ای مناسب نام برد و باید گفت که رسانه های آمریکا برای آماده سازی افکار عمومی ملت خود و دیگر ملت های جهان، حداقل از چند دهه قبل از این واقعه با ایجاد القای نا امنی و احتمال حمله تروریست ها به خاک آمریکا و یا حمله ای سهمگین توسط عنصری خارجی به کشورشان پروژه ی تلقین نا امنی را کلید زدند.

این مورد همچنین در رسانه های جهانی و بلاخص سینمایی طی چند دهه اخیر با ساخت بیش از ده ها بازی، سریال، فیلم، موسیقی و دیگر ابزارآلات رسانه ای، به طور جدی برای تشویش اذهان عمومی در ذهن مردم آمریکا ایجاد شده است و این روند حتی در بازی های رایانه ای سبک نظامی همچون دو نسخه آخر بازی Battlefield هم دیده میشود. بهتر است قبل از اینکه وارد بحث Deus Ex شویم، به جدول زیر نگاهی بیندازیم تا با ماهیت کثیف دورغ پردازی و تشویش اذهان عمومی در رسانه های غربی آشنا شویم. جدول زیر عموماً شامل فیلم های مهمی است که برای آماده سازی ذهن مردم آمریکا و دیگر کشورها برای حادثه ۱۱ سپتامبر ساخته شده بود.

فیلم های ساخته شده قبل از حادثه ۱۱ سپتامبری که از قبل از این حادثه با استفاده از روش های روانشناسی ذهنیت مردم را برای پذیرش این حادثه آماده کردند تا به بهانه «تروریسم» ساخته شده توسط خودشان به منابع کشورهای خاورمیانه حمله کنند و آنها را به استثمار بکشانند.

کاور اصلی فیلمتوضیحات فیلم
فیلم-جذاب-Terminator-2-Judgment-Day

فیلم-جذاب-Terminator-2-Judgment-Day

فیلم تریمیناتور ۲: روز داوری (جیمز کامرون-سال ۱۹۹۲)

در صحنه تعقیب و گریز، هنگام رانندگی مرد جیوه ای با کامیون و قبل از برخورد با دیوار و منفجر شدن، این عبارت روی دیوار نشده شده است «Causions9-11 به معنای اخطار ۹-۱۱» که به حادثه ۱۱ سپتامبر اشاره میکند.
فیلم Meteor 1979

فیلم Meteor 1979

فیلم شهاب سنگ (رونالد نیم-۱۹۷۹)

در این فیلم میبینیم که با برخورد شهاب سنگی به برج های «دوقلو» و نابود شدنشان، صحنه هایی همچون ۱۱ سپتامبر واقعی به نمایش در می آید.
فیلم The Medusa Touch

فیلم The Medusa Touch

فیلم تماس مدوزا (جک گولد-۱۹۷۸)

در یکی از سکانس های فیلم هواپیمایی به یکی از برج های دوقلو برخورد میکند. و دقیقاً چیزی همچون اتفاق ۱۱ سپتامبر را در فیلم میبینیم!
فیلم Matrix 1999

فیلم Matrix 1999

فیلم ماتریکس (واچفسکی-۱۹۹۹)

تاریخ تولد نیو برروی کارت شناسایی وی به اسم اندرسون ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نوشته شده است.
فیلم Hackers 1995

فیلم Hackers 1995

فیلم هکرز (یان سافتلی-۱۹۹۵)

در یکی از سکانس های فیلم برج های دوقلو در تاریکی شب نمایش داده میشود و چراغی در سراسر برج چشمک میزند که نوشته است «Crash and Burn به معنای اصابت کردن و سوزاندن». جمله تقریباً نامفهومی که پس از ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ مفهومش برایشمان روشن شد!
فیلم The 10th Kingdom

فیلم The 10th Kingdom

سریال دهمین پادشاه (کیمبرلی ویلیامز-۲۰۰۰)

در یکی از سکانس های فیلم، درست زمانی که قهرمان غول بازی از نیویورک عبور میکند شاهدیم برج های دوقلو فرو میریزد.
فیلم The Simpsons Spin-Off Showcase 1997

فیلم The Simpsons Spin-Off Showcase 1997

فیلم سیمپسون ها (۱۹۹۷- شهر نیویورک برعلیه خانه سیمپسون ها)

جله ای را خانم سیمپسون نشان می دهد که عبارت ۹/۱۱ برروی آن به شکل گرافیکی نقش بسته است.
فیلم Beverly Hills Cop 2-1987

فیلم Beverly Hills Cop 2-1987

فیلم پلیس بورلی هیلز ۲ (تونی اسکات - ۱۹۸۷)

برروی صفحه کامپیوتری که اسناد پنهان ماجرای اصلی کشف می شود، همه تاریخ ها ۱۱ سپتامبر است.
فیلم Face Off 1997

فیلم Face Off 1997

فیلم تغییر چهره (جان وو - ۱۹۹۷)

در زیر ترمینالی که برخورد انجام می شود، شمایلی از برج های نیویورکی وجود دارد.
فیلم Traffic 2000

فیلم Traffic 2000

فیلم ترافیک (استیون سودربرگ - ۲۰۰۰)

شماره روی جعبه های قاچاق ۹/۱۱ است. همان شماره ای که برروی یک کاغذ در صحنه ای مورد شک و ظن بنسیو دل تورو قرار می گیرد.
فیلم Cube 1997

فیلم Cube 1997

فیلم مکعب (وینچنزو ناتالی - ۱۹۹۷ )

در صحنه های مختلف به کررات شماره ۹۱۱ دیده می شود.
فیلم Armageddon 1998

فیلم Armageddon 1998

فیلم آرماگدون (مایکل بی - ۱۹۹۸)

در صحنه ای برج های دو قلوی نیویورکی مورد حمله قرار گرفته و در حال سوختن نشان داده می شوند
فیلم Turbulence 1997

فیلم Turbulence 1997

فیلم اغتشاش یا آشفتگی (رابرت باتلر- ۱۹۹۷)

یک هواپیمای جمبو جت به طبقه فوقانی یک برج برخورد می کند.

هر بار که در اینترنت و فضای مجازی حرفی از Deus Ex زده شود، کسی را میشود پیدا کرد که این بازی را دوبار روی سیستمش نصب کرده باشد. جایی زیر تمام وسایل های اتاق یا محل کار من دیسک‌های اولین نسخه‌ Deus Ex پنهان شده است. من درست زمانی که دوازده سال داشتم  آن بازی را با پول تو جیبی که داشتم خریدم! در آن زمان برای خرید این بازی دلیلی محکمی داشتم؛  اول اینکه تا بحال چیزی از آن نشنیده بودم، در حالی که کاور بازی حس جنگ و درگیری را به من القا میکرد و دوم اینکه کاراکتری که روی کاور بازی به تصویر کشیده شده بود، حس حال و هوایی تقریباً تاریک را نشان میداد که برایم جذاب بود.

در آن سن و سال کم؛ چیزی از فساد بانکی و کمیسیون های سه جانبه نمی‌دانستم، اما شما می‌توانستید مرا در نقش یک «سایبرپانک» آشوبگر قرار دهید که با یک عینک سیاه و کتِ ضخیمِ، خودش را آماده نبردی سهمگین میکرد! چهارده سال بعد، من عینک های قلابی ری‌بن خودم را گم کردم و دیگر حتی مواد فروش های محله‌ ما هم از آن کت های ضخیم نمی‌پوشیدند. عینک آفتابی قلابی که در اختیار داشتم، در یک شب تاریک و درست همراه با Corey Hart از بین رفتند. Deus Ex حقیقتاً پر از سلاح های جذاب بود، ولی در آن سال ها استفاده از سلاح، حتی در یک بازی رایانه ای حالت خوشایندی نداشت!

این بازی دیگر حتی جذاب هم نبود و بیشتر شبیه یک بازی کاغذی که با انیمیشن های بدش شما را به یاد شکل و شمایل اولیه‌ بازی‌ها می‌انداخت دشوار به نظر میرسید! ولی خب سوال اینجاست که واقعاً چرا همیشه در حال برگشت به این بازی هستم؟! یا بهتر بگوییم چه چیز پنهانی درون این بازی جای گرفته که ما را مجاب به دوباره بازی کردنش میکند!؟ به نظرم علیرغم تئوری های آشوب بسیار کثیف موجود در بازی، در سمتی دیگر شاهد روایت یک داستان مهیج و با کیفیت (پیش‌بینی در مورد آینده) هستیم که میتواند تا مدت ها ذهن و فکر هر فردی را مشغول خودش کند.

برای اثبات این حرف؛ کافی است همین امروز به بازی را یکبار دیگر روی سیستم خودتان نصب کنید و ببینید که ماموریت (سوپر-مامور/JC Denton) به طرز عجیبی یک فساد و آشوب عمومی را پیش بینی میکند که چندان تاریخ مصرف گذشته به نظر نمیرسد! گویی داستان بازی برای زمان حال نوشته شده! کمی فکر کنید: لحظه به لحظه پوزخندها، فلسه بافی های سیاسی در مورد پول، سلامتی، شرکت های بزرگ و فقرا، یک لحظه صبر کنید؛ واقعاً داستان بازی چه زمانی نوشته شده!؟

ناگفته های داستان بازی Deus Ex

برخلاف نسخه های اخیر این فرنچایز (از جمله بازی عالی Deus Ex: Human Revolution)؛ نسخه‌ی اصلی شما را درست در مرکز داستان قرار نمی‌دهد و عمق اصلی داستان بازی را میتوانیم در حواشی آن جستجو کنیم. در این نسخه؛ معشوقه شما در تحقیقات علمی خودش دخالتی در انسان های جهش یافته ندارد و شما هم یک بادیگارد و یا یک رهبر بزرگ نیستید! بلکه فقط یک مزدور ساعتی هستید! حقیقت این است: شما تنها بخش کوچکی از یک دولت زیر زمینی بزرگتر محسوب میشوید!

تنها اگر کمی آرام بروید و روزنامه های پخش شده در بازی و صد البته ایمیل های هک شده را بخوانید؛ متوجه خواهید شد که دنیای Deus Ex تا چه حد کثیف  و پوسیده است و هر چقدر هم که به بیشتر به عمقش بروید فسادش نمود بزرگتری پیدا می‌کند. اولین ماموریت شما با بازجویی از رهبر یک گروهی تروریستی به پایان می‌رسد. گروه آنها یک محموله واکسن قاچاقی به نام Ambrosia را سرقت کرده اند. این واکسن برای دفع و جلوگیری از شیوع یک بیماری مهلک است که در حال کشتن هر کسی بجز افراد مرفه ( که توانایی پرداخت واکسن را دارند) است.

حالا ماموریت شما این است که بفهمید تروریست‌ها این واکسن ها را به چه مکانی می‌برند تا بتوانید آن را پس بگیرید. اما در گیم پلی بازی، اگر بعد از گرفتن جوابتان (کارش را تمام کن و به پایگاه برگرد)، صبر کنید، میتوانید بفهمید چرا رهبر گروه تروریستی فوق دست به انجام این کارها میزند! این شخص که تا سی ثانیه پیش هدف یک تاخت و تاز ضد تروریستی بود و حتی اکنون هم می‌توانید با شلیک یک تیر به سمت سرش خلاصش کنید، به ناگه عامل شک و همزاد با شما پنداری می‌شود.

ناگفته های داستان بازی Deus Ex

is suddenly flitting between Occupy movement rhetoric and pro-Wikileaks soundbites

آقای شلدون پکتی «Sheldon Pacotti» سرپرست ارشد نویسندگان داستان بازی Deus Ex، می‌گوید:

من فکر می‌کنم که همیشه یک تمایل پنهان به توده گرایی (گرایش به مردم عام) در خودم داشتم. من نمی‌توانم بجای سایر اعضای تیم توسعه بازی صحبت کنم، اما حتی قبل از شوک های اقتصادی سال ۲۰۰۰ به بعد، من متوجه فلاکت مردم عادی نسبت به دولت و کمپانی های بزرگ شدم. تفکر در چهره افرادی که درباره شغل شما تصمیم گیری میکنند کار بسیار سختی است و این مورد زمانی سخت تر میشود که تصمیماتی در مورد شخص شما میگیرند! این تنها نتیجه ای پیچیده برای اقتصادی نابود شده است و وسعتش به بزرگی پیشرفت فناوری است.

اولین پیچیدگی بزرگ بازی این است که سازمان National Secessionist Force یا به اختصار NSF، که شما به نام آنها و برای حفظ قانون آنها اسلحه میکشید، در حقیقت آدم خوب‌ های قصه ما هستند. مردم عادی به زور برای زنده ماندن می‌جنگند و بدلیل همین کار توسط دولت تروریست خطاب می‌شوند. دنیایی که این مردم در آن زندگی می‌کنند آنها را طرد کرده و از آنها می‌گذرد، همانطور که ثروتمندان از فقرا جدا می‌شوند و مزدورانی مثل شما را استخدام می‌کند تا از این جداسازی اطمینان حاصل کنند.

شما به عنوان بازیباز در نقش JC (شخصیت بازی یا مزدور NSF)، دو طرف برابری می‌بینید، طوری که انگار هیچ شخصیت منفی یا مثبت خالصی در بازی حضور ندارد. افراد مهم در خانه های زیبا و کاخ هایشان زندگی می‌کنند و در آن سمت نیویورک «New York» پر از بی خانمان‌ها و مریض هایی است که یا در خانه های افتضاحی که اجاره کردند زندگی می‌کنند و یا در اجتماعات زیرزمینی ایستگاه‌های متروکه مترو گذران زندگی میکنند تا بلکه یک روز دیگر از عمرشان بگذرد.

ناگفته های داستان بازی Deus Ex

قدرت‌ها و مهارت های Deus Ex، پیشرفت های بزرگی در فناوری مسحوب میشود. اما هر چه بیشتر کنکاش کنید، بیشتر بیشتر به این نتیجه یکسان میرسید که شما از معدود افراد انتخاب شده ای هستید که از این قدرت‌ها لذت می‌برد. گویا این مردم ترسیده و مفلوک در برابر یک نابودگر قرار گرفته اند! یکی از نکات جالب اولین نسخه از بازی Deus Ex این است که اگر در مراحلی که در نیویورک شکل می‌گیرند، به آسمان خراش ها نگاه کنید، متوجه می‌شوید که برج های دوقلوی «Twin Towers» این شهر به صورت کاملاً عجیبی فیب شده اند! انکار که چنین برجی اصلاً وجود خارجی نداشته و ندارد!

دلیل اصلی این اتفاق خوشایند بنظر نمی‌آید؛ چون در داستان بازی این دو برج توسط تروریست‌ها از بین رفته است! Deus Ex در سال ۲۰۰۰ منتشر شد، یعنی دقیقاً یک سال قبل از حادثه یازده سپتامبر و دقیقاً همان رویه آماده سازی اذهان عمومی که پیش از این در بسیاری از فیلم ها دیده بودیم، در اینجا نیز پیاده سازی شده! به همین دلیل نظر ما بر این است که بازی Deus Ex در مورد ترورویسم قرن ۲۱ اشارت مستقیمی دارد که نیاز به کنکاش بیشتری دارد.

مثلاً؛ شما در مرحله اول بازی باید JC را از برج آزادی به بیرون بکشید. خود برج بر اساس داستان بازی خراب شده و سر و مشعل مجسمه در بازی مشاهده نمیشود. یک گروه بومی مسئولیت حمله به برج های دو قلو را به عهده میگیرد. در دنیای Deus Ex، مردم آمریکایی احساس می‌کنند که تحت تسلط افراد ثروتمند هستند و افرادی زبده و فاسد مخالف منافع مردم عادی عمل میکنند. سیاستمداران و خانواده‌ آنها برای بیماری واکسن دریافت می‌کنند، در حالی که مردم عادی به سادگی می‌میرند. در واقع مفهوم «آزادی» تنها یک مجسمه است نه چیزی بیش از آن!

ناگفته های داستان بازی Deus Ex

در همین زمینه آقای شلدون پکتی «Sheldon Pacotti» اشاره میکند که:

فکر می‌کنم که دقیق ترین پیش‌بینی بازی این است که چطور تروریست‌ها در داستان عمل می‌کنند. از ایده مراحل تا روشی که شخصیت‌ها خودشان را توضیح می‌دهند، بازی به صورت دراماتیک و پیچیده، ایده اینکه جنگ در قرن بیست و یک توسط اعمال نمادین انجام می‌شود را به نمایش می‌گذارد. قبل از یازده سپتامبر، علیرغم اینکه تروریسم تنها در اخبار وجود داشت، تصور اینکه تروریست‌ها یک ساخته‌ برجسته مانند مجسمه آزادی را نابود کنند بسیار دور از ذهن به نظر می‌رسید، اما اکنون کاملاً مشخص شده که جنگ های امروزی در حقیقت نمایش های تلویزیونی هستند که هر دو طرف جنگ تلاش می‌کنند تا نمایش نامه آن را بنویسند.

در گذشته مهمترین بخش یک جنگ مربوط به روابط سخنگوی دولت و حکومت بود، ولی در حال حاضر پرچم این بخش در دستان اخبار ۲۴ ساعته و اینترنت است که به صورت کلی موجب شده تا این مکان هابه میدان نبرد اصلی بازیگران مختلف و حکومت های تبدیل شود. واکنش قدرت‌ها بسوی خطر تروریسم در اولین نسخه Deus Ex نیز بطور ترسناکی پیش‌بینی شده است. در اوایل بازی، JC به عنوان یک مامور برای ایالات متحده و البته سازمان ضد تروریستی «United Nations Anti-Terrorist Coalition» یا به اختصار UNATCO کار می‌کند. (به نامش دقت کنید؛ سازمان پیمان آتلانتیک شمالی یا همان ناتو به ذهنتان نرسید؟!)

علیرغم اینکه می‌توانید انتخاب کنید تا به صورت مخفیانه و بدون خون ریزی و کشتار پیشروی کنید، اما اگر کمی در برابر دشمنان UNATCO نرم عمل کنید، مامورین این سازمان در مورد اینکه شما آدم ضعیفی هستید و دل و جرات انجام این کار ندارید صحبت میکنند.  مثلاً در جایی Anna Navarre به عنوان یکی از مافوق های شما می‌گوید: «تروریست‌ها سکو‌ها را با مواد منفجره تله گذاری کردند و گروگان هم دارند. بهتر است گروگان‌ها را زنده آزاد کنید، اما مطمئن شوید که سپر انسانی در برابر نیروهای UNATCO کار ساز نیست.»

سازمان ضد تروریستی «United Nations Anti-Terrorist Coalition» یا به اختصار UNATCO

سازمان ضد تروریستی «United Nations Anti-Terrorist Coalition» یا به اختصار UNATCO (علاوه بر اینکه دارای نمادهای فراماسونری است، از لگویی شبیه به لوگوی سازمان ناتو نیز استفاده میکند! آیا در پشت این همه شباهت تئوری خاصی وجود دارد یا اتفاقی است؟!)

مقر UNATCO یک ساختمان عمومی و بسیار شبیه ساختمان های مسکونی است و شما نیز قادر هستید با تمام شخصیت های جانبی بازی صحبت کنید. جنرال سَم کارتر «General Sam Carter» به عنوان یک کهنه سرباز جنگ، کسی است که اسلحه خانه را اداره می‌کند. او از روشی که UNATCO برای اجرای ماموریت هایش پیش گرفته راضی نیست، اما اکثریت افرادی که در ساختمان کار می‌کنند را تایید می‌کند. کارکنان عادی و سربازان نیروی زمینی بسیار با ارزش هستند.

کافی است در ادامه گیم پلی بازی، به طبقه زیرین مقر UNATCO بروید تا با سلول زندانیانی مواجه شوید که مخصوص نگهداری نیروهای NSF است. شما میتوانید با زندانیان صحبت کنید، ولی به شما میگویند که حق این کار را ندارید. اندکی بعد، یکی از آنتاگونیست های اصلی بازی از راه می‌رسد تا از یکی از زندانیان بازجویی کند. درست در همین زمان است که می‌توانید با تعقیب بازجو، روش کارش را ببینید و درست در همین لحظه متوجه میشوید که زندانیان در واقع چه کسانی هستند!

آنها شهروندان خانواده دار آمریکایی هستند که به دلیل مخالفت درون زندان بازجویی میشوند! بازجو با حرف زدن شروع می‌شود و در نهایت با قتل به پایان می‌رسد. دولت نیز این حرکات سرد و بی روح خود را «واکنش هایی نسبت به خطر» می‌نامد.

شبه نظامیان NSF

شبه نظامیان NSF (تصویر فرضی است)

در همین زمینه آقای آقای شلدون پکتی «Sheldon Pacotti» میگوید که:

شاید ما از قبل به دروغ های Deus Ex فکر نکرده بودیم، اما داستان نویسی فوق العاده بازی را زمانی میفهمیم که دولت ما قدم اشتباهی بر میدارد! آنوقت است که متوجه میشویم در بازی Deus Ex با چه داستان نویسی قدرتمند و هوشمندان ای طرفیم. حداقل به نظر من، برخی بی‌قراری‌های موجود در ناکجا آباد Deus Ex، حتی سال های بعد از حادثه یازده سپتامبر نیز وجود داشتند. در این سال‌ها شکنجه، زیر نظر نگه داشتن شهروندان و… همه و همه این‌ها برای نبرد با تروریست‌ها! انجام می‌شود که به گفته آنها، انجامش لازم بود! اما سوال مهمی که ذهنمان را مشغول میکند این است که کدام تروریست؟! 

یادمان نرود؛ این داستان یک توتالیتاریسم است که توسط یک استدیوی غربی ساخته شده و به صورت مجانی در تمامی دنیا منتشر شده است!با وجود تروریسم معرفی شده در این بازی و همچنین اتفاقات یازده سپتامبر ۲۰۰۱ آمریکا، باید بگوییم که نظارت مستقیم روی شهروندان بسیار بیشتر از قبل شده و حالا همه افراد و شهروندان زیر نظر هستند. پیش بینی این بازی تنها یک Easter Egg بزرگ به نظر میرسد، اما با کمی وسواس بیشتر متوجه نوعی مغز شویی زیرکانه برای آماده سازی افکار عمومی در جهت پذیرفتن حادثه یازده سپتامبر میشویم!

این اتفاقی است که پیش از این هم در هالیوود شاهدش بودیم و میتوانیم آن را اینطور توصیف کنیم؛ حمله به کشورها با رمز «تروریسم»! این مدل داستان نویسی آینده گرایانه ما را به یاد حوادث حوادث تروریستی «پاریس» می اندازد که در مقاله «ناگفته های داستان بازی ضدایرانی Battlefield 3» در موردش مفصل نوشتیم. زمانی که به اواسط بازی می‌رسید، JC خود را شبه-ربوده شده پیدا می‌کند و در یک کاخ مخفی مملو از روشن فکران به همراه مورگان اِوِرت «Morgan Everett» پیدا می‌کند.

ناگفته های داستان بازی Deus Ex

در اینجا مبارزه ای دیده نمیشود و این سکانس از بازی را میتوانیم تنها بخش غیر مبارزه ای Deus Ex بدانیم! هدف شما این است که با Everett  ملاقات کنید و در مورد نقشه های روشن فکران! برای دنیا اطلاعات جمع آوری کنید و سپس با خلبان او یعنی جک «Jock» ملاقات کرده و به سوی ماموریت بعدی خود پرواز کنید. اما اگر انتخاب کنید که قبل از ملاقات کمی گشت بزنید؛ می‌توانید یک هوش مصنوعی به نام مورفئوس «Morpheus» را پیدا کنید. مورفئوس «Morpheus» یک هوش مصنوعی در حال بازنشسته شدن در شبکه اشلون «ECHELON» است!

یعنی سیتم جاسوسی بزرگ و خودکاری که برای بررسی و تحت و نظر قرار دادن مکالمات تلفنی، ایمیل ها، فکس ها و تمام ارتباطات الکترونیکی دنیا ایجاد شده و زیرذ نظر ایالات متحده آمریکا اداره میشود! اشلون «ECHELON» یک نام یهودی است و نام یک شبکهٔ اطلاعاتی برای جمع‌آوری و تحلیل داده است که از جانب پنج کشور امضاکنندهٔ پیمان اوکاسا یا فایو آیز (استرالیا، کانادا، نیوزیلند، بریتانیا و ایالات متحده آمریکا) و برخی متحدان آنها مثل کشور ژاپن اجرا می‌شود.

طبق اسنادی در پارلمان اروپا، اشلون برای نظارت بر ارتباطات نظامی و دیپلماتیک اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و همپیمانانش در بلوک شرق در زمان جنگ سرد و اوایل ۱۹۶۰ میلادی پایه‌گذاری شده است. پارلمان اروپا در گزارش خودش در مورد پروژهٔ اشلون که در سال ۲۰۰۱ میلادی منتشر شد، نتیجه‌گیری می‌کند که بر پایهٔ اطلاعات موجود، اشلون این توانایی را دارد که تماس‌های تلفنی، دورنگارها، ایمیل‌ها و دیگر ارتباطات جهانی شامل تمامی داده‌هایی که از طریق انتقال ماهواره‌ای، شبکه‌های تلفن عمومی، و مایکرویو جابجا می‌شده‌اند را رهگیری و محتوایشان را بازرسی کند.

ناگفته های داستان بازی Deus Ex

در همین زمینه، فیلم ها و برنامه های مختلفی تولید شده که معروف ترین آنها فیلم توطئه اشلون «Echelon Conspiracy» سال ۲۰۰۹ میلادی است که توسط گِرِک مارکس «Greg Marcks» کارگردانی شده است. این فیلم داستان یک نصاب امنیتی به نام مکس پترسون با نقش افرینی «شان وست»  را روایت میکند که از طریق مرسوله پستی یک گوشی موبایل از شخصی ناشناس دریافت میکند و در ادامه پیام هایی برای او می آید که علاوه بر نجات جانش، او را در یک کازینو برنده میکند. مدیر امنیتی کازینو یعنی جان رید با نقش آفرینی «ادوارد بورنس» به او مشکوک شده و قصد دستگیری او را داد که یک مامور FBA بنام گرنت با نقش آفرینی «وینگ رامس» پیش دستی میکند و …

البته در بازی Deus Ex به جای مورفئوس «Morpheus» از هوش مصنوعی پیشرفته تری استفاده شده که توسط مورگان اِوِرت «Morgan Everett» نگه داری میشود! این روبات هوشمند برای میهمانان سیاسی مقر UNATCO داستانی هایی از زندگی مردم تعریف میکند تا آنها را از ردپای دیجیتالی که در فضای اینترنت به جای میگذارد منحرف کند. در قسمتی از گیم پلی بازی؛ او بدون هیچ احساسی میگوید:

«آدمها وقتی تحت نظر هستند احساس خوشبختی میکنند و زمانی که در مورد هویتشان با آنها حرف میزدم، به من لبخند میزدند و من هم تمامی آنها را ظبط کردم!»

اما در JC میگوید:

«بعضی از آدم ها متوجه خطرات زیاد تحت نظر بودن نیستند»

ناگفته های داستان بازی Deus Ex

جالب اینجاست که این بخش از داستان به ظاهر آینده نگرانه بازی در اواخر دهه ۹۰ نوشته شده است. یعنی قبل از ظهور شبکه های اجتماعی بزرگی همچون فیسبوک «Facebook» و حتی توییتر «Twitter». حتی قبل از اینکه گوشی های هوشمند به جایی برسند که از سامانه جی پی اس «GPS» آنها برای مکان یابی و صد البته از سمت دولت ها برای ردیابی افراد استفاده شود! اما در ادامه مکالمه هوش مصنوعی مورفئوس «Morpheus» صحبت های JC را تایید نمیکند و خطاب به او میگوید:

«هیچ وقت کسی یک نرم افزار را پرستش نمی‌کند، آن هم زمانی که آن نرم افزار او را از یک دوربین مداربسته تحت نظر داشته باشد. نیاز تحت نظارت بودن زمانی توسط خدایان ارضا می‌شد، انسان همیشه می‌پرستد. ابتدا خدایان بود بعد از آن شهرت، نظارت و نظر دیگر مردم.این مورفئوس «Morpheus» است. یک هوش مصنوعی قدرتمندی که توسط یک نویسنده ساخته شده تا بتواند طرز فکر اینترنتی را پیش‌بینی می‌کند. طرز فکری که فضای مجازی را پربازدید ترین روزنامه جهان می‌کند تا در آن حتی از خیانت‌ها و دیگر اطلاعات شخصی افراد معروف نیز گفته شود.»

 آقای شلدون پکتی «Sheldon Pacotti» ادامه میدهد:

در مکالمه مورفئوس «Morpheus»، علیرغم اینکه من شخصاً هیچ تصوری در مورد شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک «Facebook» نداشتم، شروع به استخراج اطلاعاتی شفاف بین انسان ها کردم تا بتواننم از آنها استفاده کنم. این برای انسان ها یک نیاز پایه ای است تا بتوانند در یک جایگاه مناسب قرار بگیرند. مثلاً در بین گروهی از جوانان فیسبوک «Facebook» قدرت پالایش اطلاعات برای اهدافی خاص واگذار میشود و این مورد را در بخش کنترل مرکز برخی نرم افزارهای بزرگ هم میتوان دید.

هوش مصنوعی مورفئوس «Morpheus»

هوش مصنوعی مورفئوس «Morpheus»

این مقاله؛ در حال حاضر با توجه به داستان پر ابهام Deus Ex نوشته شده است. ولی اگر ده سال پیش چنین مقاله ای را مینوشتیم، احتمالاً باید در مورد سرنوشت جنگ یک کشور و یا شایدم یک دولت فرضی که به بهانه تروریست قصد دفاع از خودش را دارد حرف میزدیم. با این حال؛ در آن سالی که Deus Ex منتشر شد، از نظر داستانی و پیش گویی، چندین سال از مان خودش جلوتر بود. Deus Ex موضع گیری های برجسته ای دارد و از تقویت سربازان در پروژه Future Soldier گرفته تا ورود به حریم خصوصی افراد را میتوانیم در این حیطه نام ببریم.

Deus Ex با مطرح کردن مواردی پر ابهام؛ قهرمان دیجیتالی خودش را در مقابل سران فاسد حکومت نامرئی قرار میدهد تا به ظاهر با سلاح های پلاسمایی آنها را راهی سفر آخرت کند. این پس زمینه برای گیم پلی عنوانی که بیش از ۱۰ سال از عمرش گذشته خوب است، ولی موسیقی نافرم و غیر جذاب، ثروتمندتر شدن ثروتمندان و کمک فقرا به آنها، فساد گسترده دولتی و چپاول سرمایه های مردم، آوای طنین اندازی است که باید به دقت گوش کرد تا مفاهیم درونش را شنید. حالا سوالی که مطرح میشود این است که اگر Deus Ex امروز ساخته میشد، چگونه اثری میشد؟!

در همین زمینه آقای شلدون پکتی «Sheldon Pacotti»  میگوید که:

هیچ چیز در مورد دنیای Deus Ex درست نیست، درست مانند همه داستان ها، دنیای بازی کمی اغراق دارد. از ایمپلنت های سایبری گرفته تا جهش یافتگان آزمایشگاهی. اما زمانی که سعی دارم انگشت خود را برروی چیزی بگذارم که کاملاً نادرست است، کمی اوضاع برایم سخت می‌شود. یک مشکل که حواس من را امروزه بیشتر پرت می‌کند، کم شدن ارزش اقتصادی انسان هاست. جهانی شدن به سادگی با گشتن صنایع به دنبال منابع ارزان و نیروی کار ارزان ادامه پیدا می‌کند.

ناگفته های داستان بازی Deus Ex

جهش یافتگان آزمایشگاهی

این روش در غرب واقعاً ویرانگر است و به خوبی می‌تواند در بازه های زمانی قبل از Deus Ex هم عمل کند. یکی دیگر از تغییرات ویرانگری، ماشینی شدن زندگی شهری است. طبقه متوسط در حال از بین رفتن است، چون هوش انسان معمولی، همچون کابینتی که در حال پر شدن است، اشباح میشود. داستان Deus Ex نشان میدهد اکه احتمالاً توطئه گران جهانی از آینده ای قابل پیش بینی باخبر بودند. ایده ای که رد بازی پیاده شده این است؛  یک گروه بومی در حال قیام در ایالات متحده قصد دارد آرمان های آمریکایی شدن را تغییر دهد!

این ایده به طور کلی امروزه امر درستی نیست، ولی تمامی علائمی که در آمریکا میتواند موجب حرکت مردم به سمت قیامی همگانی شود، در تنش های مختلفی دیده میشود. اتهامات توطئه های مختلف بین دولت‌ها و کسب و کار های بزرگ، خشم علیه ایالات متحده و رهبری آن توسط کشور های دیگر، اختلاف طبقاتی شدید، افراد بی روح و مسلح بین دامداران و دولت، حرکات جدایی طلبانه و دخالت در استقلال دیگر کشورها، انقلاب رنگین و مورادی بسیاری که از حوصله ای ما خارج است، اینها را باید در طبقه بندی تنش های مهم ایلات متحده طبقه بندی کرد! آیا تغییرات زیادی در راه است؟! آیا بازی های دیگر یهستند که آینده را به ظاهر درست پیش بینی کنند؟! ….

نوشته شده در بازی ها,ناگفته های داستان بازی

آخرین نقد و بررسی ها
بررسی مانیتور Samsung CFG70 27-Inch gaming

بررسی مانیتور Samsung CFG70 27-Inch gaming

تاريخ بررسي: ۲۶ آبان, ۹۶
بررسی کارت گرافیک ASUS ROG STRIX GTX 1060 OC 6GB

بررسی کارت گرافیک ASUS ROG STRIX GTX 1060 OC 6GB

۱۹ مرداد, ۹۶

9.0

بررسی کارت گرافیک Zotac GeForce GTX 1080 Ti AMP! Extreme

بررسی کارت گرافیک Zotac GeForce GTX 1080 Ti AMP! Extreme

۶ مرداد, ۹۶

9.6

بررسی کارت گرافیک Palit GTX 1080 GameRock Premium

بررسی کارت گرافیک Palit GTX 1080 GameRock Premium

۲۶ تیر, ۹۶

9.8

بررسی کارت گرافیک Sapphire Radeon RX 580 Nitro

بررسی کارت گرافیک Sapphire Radeon RX 580 Nitro

۲۳ اردیبهشت, ۹۶

9.2

روزی سگی، شیری را گفت: با من ستیز کن؛ شیر سر باز زد؛ سگ گفت: نزد تمام سگان خواهم گفت شیر از مقابله با من می هراسد. شیر گفت: سرزنش سگان را خوشتر دارم تا شماتت شیران، که گویند چون شیری باشد که با سگی پنجه در پنجه شده

×
بلادبورن-(Bloodborne)؛-ویروس-منتقله
شاخه: بازی ها,مقالات بازی

بلادبورن (Bloodborne)؛ ویروس منتقله

تــیم گارد3دی

تیم گــارد3دی (Guard3d.com) سعی بر ارائه مطالب متفاوت در زمینه سخت افزار و بازی دارد و امیدوار است در این زمینه بهترین عملکرد را داشته باشد . تیم گـــارد فعالیت خود را به صورت رسمی از تاریخ 2013-10-14 برابر با 1392-07-22 آغاز کرده و تمامی مطالب تولید شده توسط این سایت برای صاحبین آن محفوظ میباشد. کپی مطالب تنها با ذکر نام (Guard3d.com) مجاز است و ما از کپی مطالب بدون ذکر دقیق لینک منبع به صفحه مطلب راضی نیستیم. امیدواریم رضایت شما را جلب کنیم .

شبکه های اجتماعی

کپی رایت 2013 © تمامی حقوق نزد Guard3d محفوظ است | طراحی و کدنویسی توسط hosseincode

error: نمیتوانید کپی کنید!!! فقط لینک صفحه برای آدرس دهی به این مطلب قابل کپی است