داستان کامل سری Halo

شروعی بر حوادث Halo 4

در ابتدای شروع داستان Halo 4 دکتر هالزی را میبینیم که از طرف یکی از فرستاده های مقر فرماندهی UNSC مورد بازجویی قرار میگیرد. جرم او جنایاتی بود که در زمان آزمایش پروژه اسپارتان ۲ مرتکب شده بود! یکی از این موارد کشتن و اذیت و آزار ۷۵ کودک دزدیده شده ای بود که قرار بود رویشان آزمایش های فیزیکی برای پروژه اسپارتان ۲ انجام شود! متن گفتگوی بازجو و دکتر هالزی در مورد اتفاق فوق را در زیر بخوانید:

  • بازجو: دکتر در مورد بچه ها به من بگو
  • هالزی: شما خودت همه چیز رو بهتر از من میدونی
  • بازجو: تو اونهارو دزدیدی!
  • هالزی: کودکان به نسبت دیگران، ذهن تلقین پذیر تری داشتند و از نظر بدنی، سازگاری بیشتری با آزمایشات مختلف داشتند. به دلیل موفقیت های تیم من بود که در زمان حمله کاوِنت ها ما آماده بودیم.
  • بازجو: دکتر هالزی، شما گذشته رو به روش مورد علاقه خودت بازگو میکنی! تو اسپارتان ها رو برای مبارزه با شورش جوامع انسانی طراحی کردی، نه برای مبارزه با کاوِنت ها…
  • هالزی: زمانی که سیارات انسان ها یکی پس از دیگری سقوط میکرد و اسپارتان ها برای جلوگیری از سقوط انسانیت و انقراض ایستادگی میکردند، کسی به فکر این نبود که اونها رو برای چی ساختم!
  • بازجو: پس به نظرت، میتونی اینطوری کارت رو توجیح کنی!؟
  • هالزی: کار من؛ نژاد انسان و حفظ کرد!
  • بازجو: ولی فکر نمیکنی نبودن اونها (اسپارتان ها) انسانیت رو (بیشتر) حفظ میکرد!؟
  • هالزی: تو دنبال چی میگردی؟! افراد قبلی از سازمان اطلاعات «ONI» می آمدند! انگار که تو از جای دیگه میای و وانمود میکنی چیزی رو نمیدونی!
  • بازجو: سوابق موجود نشون میده اسپارتان ها رفتار ضد اجتماعی داشتند و مردم گریز بودن!
  • هالزی: سوابق موجود فقط نوع رفتار آونها در موقعیت های خطرناک و عملیاتی رو نشون میده! من فقط سعی کردم شرایطی رو ایجاد کنم تا کارایی اونها رو در سطوح بالا افزایش بدم!
  • بازجو: آیا اینو قبول میکنی که مستر چیف «Master Chief» چون هسته درونیش شکسته بود، تو عملیات هاش موفق میشد!؟
  • هالزی: چه کسانی مستر چیف «Master Chief» رو مجبور میکردن عملیات های مهم و تو این شرایط انجام بده!؟ دوست دارید اونو جایگزین کنید!؟
  • بازجو: مستر چیف «Master Chief» مرده…
  • هالزی: پروندهاش شرایط گم شده در ماموریت رو نشان میدهد!
  • بازجو: کاترین … اسپارتا نها نمیمیرند؟!
  • هالزی : اشتباه شما اینه که اونهارو را تنها به عنوان یک سلاح نظامی میبینید. اسپارتان های من، مرحله بعدی انسانیت و سرنوشت ما به عنوان یک گونه به شمار میان! اونهارو دست کم نگیرید، اما مهمتر از همه چیز اینه که بهتره انو دست کم نگیرید. (اشاره به مستر چیف)

سپس داستان شروع میشود …

سال ۲۵۵۷ بود و ۴ سال و ۷ ماه و ۱۰ روز پس از وقایع هیلو ۳ میگذرد! لاشه فضاپیمای مستر چیف «Master Chief» که در اثر موج انفجار هیلو «Halo» در فضای بیکران معلق بود، پس از سال ها سفر، خودش را در مجاورت سیاره ای نا آشنا و عجیب میدید. لاشه فضاپیمای مستر چیف «Master Chief» توسط اشعه ای ناشناس اسکن میشد و همین موضوع هوش مصنوعی کورتانا نگران کرده بود. او پس از کلنجار رفتن با سیستم فضاپیما متوجه میشود که قسمتی از بدنه آن دچار مشکل شده است.

هوش مصنوهی کورتانا که شرایط لاشه فضاپیما را بحرانی ارزیابی کرد، محفظه مربوط به بخضی که مستر چیف «Master Chief» در آن قرار گرفته بود را برای بیدار کردنش آماده کرد. مستر چیف «Master Chief» پس از ۴ سال انجماد در لاشه فضاپیما، حالا به واسطه گرم شدن محفظه ای که دورنش خوابیده بود، با افزایش آدرنالین بدنش از خوابی عمیق بیدار میشود. پس از بیدار شدن، هوش مصنوعی کورتانا شرایط موجود را برایش توضیح میدهد و سپس دو نفری به سمت عرشه فضاپیما راه افتادند.

آنها در یکی از اتاق های سفینه متوجه میشوند که کل مجموعه توسط جاذبه یک سیاره ناشناس کشیده میشود. در همان حال نیز کاوِنت ها پس از برش قسمتی از بدنه فضاپیما موفق میشوند به درون لاشه نفوذ کنند. مستر چیف «Master Chief» در راه با چند کاوِنت «Covent» و اِلیت «Elite» درگیر میشود و سر انجام به عرشه فضاپیما میرسد. او سیاره بسیار عظیم و تاریکی را در جلوی چشمانش میبیند که درونش حفره ای بسیار نورانی جای گرفته و همچون آهن ربایی بسیار قدرتمند در حال کشیدن فضاپیما به داخل خودش است. آن سیاره تاریک و مرموز چیزی نبود جزء ریکوییم «Requiem»!

 یک سپر محافظ بین سیاره ای بسیار قدرتمند و البته پایتخت اصلی نژاد باستانی و از میان رفته فورانر ها! سیاره ای که پس از هزاران سال سکوت با نزدیک شدن لاشه فضاپیما، سطحش را برای باری دیگر از هم باز نموده و باعث انتشار فرکانس های  مختلفی از نورها و پالس های مختلف برای دیگر سیارات است که البته باعث جلب توجه کاوِنت ها نیز شده است. کاوِنت تللاش میکردند روی سطح فضاپیما فرود بیایند و از طرفی مستر چیف «Master Chief» نیز با راهنمایی هوش مصنوعی کورتانا موفق میشود سیستم دفاع ضد بالستیکی فضاپیما را فعال کرده و با شلیک یک موشک فضاپیمای کاوِنت ها را منهدم کند.

هنوز جاذبه سیاره هر لحظه بیشتر آنها را به سمت خودش میکشید. مستر چیف «Master Chief» از عرشه به درون فضاپیما باز میگردد و سپس از قسمت عقبی آن (که در پایان هیلو ۳ از نیمه دوم خود جدا شد) خارج میشود. در حین سقوط به درون سیاره، مستر چیف «Master Chief» بر اثر برخورد با یک وسیله معلق در هوا بیهوش شده و پس از مدتی به هوش می آید. پس از به هوش آمدن به سمت کورتانا میرود تا اطلاعات مربوط به فضاپیماهای کاوِنت ها را از کورتانا دریافت کند که با یک مشکل ناخواسته مواجه میشوند.

هر وقت که هوش مصنوعی کورتانا دچار مشکل میشد، مستر چیف «Master Chief» از روی اختلالات مربوط به زره ای که به تنش کرده متوجه آن میشد. مستر چیف «Master Chief» به دنبال دلیل مشکل بود که هوش مصنوعی کورتانا با جوابی سر بالا از گفتن جواب درست به مستر چیف «Master Chief» امتناع کرد! اما در نهایت و با اصرار زیاد مستر چیف «Master Chief» موضوع مشخص میشود! موضوع این بود: هوش مصنوعی کورتانا ۸ سال از عمرش گذشته بود و این موضوع در حالی بود که عمر هوش مصنوعی ساخته انسان ها فقط ۷ سال بود! بنابراین او در پایان عمرش قرار داشت و ممکن بود کنترل خودش را از دست بدهد و کارهای احمقانه ای انجام دهد. مستر چیف «Master Chief» به کورتانا قول میدهد به سمت دکتر هالزی بازمیگردند تا برای مشکل کورتانا راه حلی پیدا کنند.

مستر چیف «Master Chief»

مستر چیف «Master Chief»

کورتانا نیز در جواب به او میگوید که هرگز به یک دختر قولی را نده که نتوانی ان را عملی کنی! سپس هر دو آنها به راهشان ادامه میدهند. مستر چیف «Master Chief» پس از مدتی پیاده روی موفق میشود به ورودی یک غار کوچک و تنگ برسد. او بعد از عبور از دریچه این غار نمناک و تاریک و پس از مدتی قدم زدن متوجه نوری شدید در انتهای غار شده و به سمتش حرکت میکند. در حقیقت این غار راهی به دنیای ناب و پایتخت باشکوه فورانرها بود! هوش مصنوعی کورتانا و مستر چیف «Master Chief»  در همین حین که مشغول پیشروی در این سیاره ناشناس بودند، سیگنال های نامفهومی دریافت میکنند.

سیگنال هایی که تنها به جمله: کاوِنت نیست «Not Covenet» محدود میشد! این سگنال به صورت مرتب ارسال میشد و کورتانا با ردیابی آن محلش را شناسایی میکند و متوجه میشود از محلی در مرکز ریکیوم «Requiem» اسال میشود. هوش مصنوعی کورتانا موفق میشود پورتالی نزدیک به هسته مرکزی سیاره باز کند و مستر چیف «Master Chief» را به نزدیک هسته منتقل کند. پس از عبور مستر چیف «Master Chief» از پورتال و رسیدنش به سیستم تِلِپورت، آنها متوجه میشوند که دو برج بلند انرژی به صورت سیستم محافظی در اطراف جسمی تیره و ناشناخته در مرکز سیاره ایجاد شده است.

جسمی که به علت انرژی فوق العاده بالایش میتواند پیام های ارسال شده به بیرون سیاره را جذب کرده و پس از اعمال پارازیت های بسیار شدید، آنها را بازتاب دهد. اما بعد از غیر فعال کردن برج اول مشخص میشود که پیامی از طرف اتحادیه UNSC ارسال شده است. بعد از غیر فعال کردن برج اول و نمایان شدن قسمتی از سیگنال ها، مستر چیف «Master Chief» و هوش مصنوعی کورتانا به منظور دستیابی به تمام سیگنال های ارسالی و واضح شدن پیام راهی برج دوم شدند.

پرومیثن ها «Promethen»

پرومیثن ها «Promethen»

در راه رسیدن به این برج با موجوداتی به نام پرومیثن ها «Promethen» درگیر شدند (آنها نگهبانان سیاره و نیروهای رزمنده  دایدِکت در هزاران هزار سال قبل بودند) و در بین درگیری ها متوجه میشوند کاوِنت ها بی دلیل به این سیاره نیامده اند و دنبال چیزی درون هسته سیاره میگردند. پس از غیر فعال کردن برج دوم، پیام های واضحی از اینفینیتی «Infinity» به گوش میرسد. آنها میخواستند روی سیاره فرود بیایند. کورتانا تلاش میکند آنها را از فرود منصرف کند، اما سیگنال های ارسالی ضعیف بودند و نیروهای اتحادیه UNSC متوجه پیام های دریافتی نشدند.

هوش مصنوعی کورتانا متوجه میشود از طرف هسته مرکزی سیاره سیگنال های بسیار قدرتمندی ساطع میشود و در نتیجه پورتالی برای مستر چیف «Master Chief» باز میکند و تا او بتواند به مرکز سیاره نفوذ کند تا شاید با کنترل منبع سیگنال ها بتواند ارتباطی با فرماندهی فضاپیمای اتحادیه UNSC برقرار کند. سیگنال ها از جسم کروی شکلی به نام سایرپتوم «Cryptum» ساطع میشد! پرومیثن ها «Promethen» با کاوِنت ها درگیر میشوند و در همین بین نیز مستر چیف «Master Chief» خودش را به نزدیک جسم سیاه میرساند و سعی میکند سیگنال هایی به سمت نیروهای اتحادیه UNSC بفرستد تا با آنها ارتباط بر قرار کند.

اما گویا سایرپتوم «Cryptum» همه کاره ماجرا نیست. مستر چیف «Master Chief» سعی میکند از نیروهای اتحادیه UNSC کمک بگیرد، اما متوجه میشود جسم سیاه رنگ هسته زمین کم کم در حال بالا آمدن به سطح زمین است و پس از ظاهر شدن بخشی از آن، یک موجود عجیب و غریب با هیکلی شبیه انسان و سوار بر وسیله ای پرنده مانند رامشاهده میکند. در همین حین درگیری سختی بین پرومیثن ها «Promethen» و کاوِنت ها شکل میگیرد و مستر چیف «Master Chief» نیز با استفاده از فرصت ایجاد شده سعی میکند با فضاپیمای اتحادیه UNSC ارتباط بر قرار کند.

سایرپتوم «Cryptum»

سایرپتوم «Cryptum»

در حین بر قراری ارتباط مستر چیف «Master Chief» با فضاپیما، سیاره کم کم بالا آمده و  سپس پوسته مشکی آن کنار میرود و همان موجود عجی بو غریب سوار بر تختی پرنده مانند با اُبُهَتی خاص به سمت مستر چیف «Master Chief» میرود! آن موجود کسی نبود جز دیداکت «Ur-Didact!» رهبر کل نژاد فورانر ها در ۱۱۰ هزار سال قبل! دیداکت «Ur-Didact!» پس از نبرد انسان ها و فورانرها سعی کرده بود که تنها قبایل باقی مانده از انسان هایی که در زمین ساکن شده بودند را از بین ببرد و آنها را به سربازان پرومیثن ها «Promethen» خودش تبدیل کند تا شاید اینگونه توانسته باشد مانعی در برابر پیروزی انگل های فلودها و سقوط کهکشان ایجاد کرده باشد!

تا حدودی هم در انجام این کار موفق ظاهر شد و در واقع پرومیثین هایی که مستر چیف «Master Chief» در سیاره ریکیوم «Requiem» با آنها رو به رو شده بود، زمانی انسان بودند! دیداکت «Ur-Didact!» پس از انجام این عمل توسط همسر خودش یعنی لایبرین به مدت ۱۰۰ هزار سال در سایرپتوم «Cryptum» زندانی شد و حالا به لطف بی آگاهی مستر چیف «Master Chief» از آنجا آزاد شده بود! دیداکت «Ur-Didact!» انسان ها عامل اصلی سقوط کهکشان میدانست و درواقع این نژاد را دشمن اصلی کهکشان میدانست.

مستر چیف «Master Chief» نیز برای اینکه او را متوجه حضور خودش نکند در گوشه ای پنهاد شد، غافل از اینکه دیداکت «Ur-Didact!» به واسطه قدرت هایش میتوانست از مکان مخفی او مطلع شود! سپس با نیرویی خاص مستر چیف «Master Chief» را قبل از اینکه بتواند کاری کند از زمین بلند کرد!  دیداکت «Ur-Didact!» انسان هارا بعد از چندین و چند هزار سال همچنان ضعیف و ناچیز میدید و کاوِنت هایی را که نتوانسته بودند از پس آنها بر آیند را ضعیف تر از آنها میدانست.

سیاره ریکیوم «Requiem»

سیاره ریکیوم «Requiem»

در همان لحظه؛ پرومیثن ها «Promethen» گروه کوچکی از کاوِنت های دستگیر شده را جلوی دیداکت «Ur-Didact!» آوردند! کاوِنت هایی که در گذشته فورانرها را به عنوان خدایان کهکشان قبول داشتند. حالا پرومیثن ها «Promethen»  ها و کاوِنت ها به یک جبهه قدرتمند بر علیه مستر چیف «Master Chief» تبدیل شده بودند!  دیداکت «Ur-Didact!» پس از صحبت هایی، مستر چیف «Master Chief» را آزاد میکند و سپس به سمت مرکز سایرپتوم «Cryptum» میرود.

مستر چیف هم با گرفتن یک روح «Ghost» (وسیله نقلیه متعلق به کاوِنت ها) از آ«جا فرار میکند و با کمک هوش مصنوعی کورتانا از طریق پورتال ایجاد شده به سطح سیاره میرود. جایی که فضاپیمای اتحادیه UNSC به دلیل عدم اطلاع از فضای پیش روی خودش، وارد سیاره میشود و به سمت ریکیوم «Requiem» سقوط میکند! مستر چیف «Master Chief» و کورتانا به سمت سقوط فضاپیما که در میان جنگل انبوهی ازدرختان بود میروند و پس از رسیدن به نزدیک منطقه سقوط، کاپیتان لسکی و افسر پالمر و گروهی از تفنگداران UNSC رو به رو میشوند که که توانسته بودند مخفیانه از سفینه خارج شوند.

آنها به کمک چیف و کورتانا با از بین بردن برداشتن کاوِنت ها موفق میشوند فضاپیمای سقوط کرده را ترکمیم کنند و از آن منطقه خارج شوند. در اتاق فرمان، کاپیتان دل ریو (فرمانده کل فضاپیما) به افسر پالمر، لسکی و چیف دستور میدهد راهی برای خروج از مرکز سیاره ریکیوم «Requiem» و بازگشت به زمین پیدا کنند. به نظر میرسید چیف و کورتانا در یک تله ماموریتی به دام افتادند. در واقع ماموریت فیزیکی در کار نبود و هر دو آنها به صورت جداگانه در عالم دیجیتال به دیدار همسر دیداکت «Ur-Didact!» و ناجی نسل بشریت یعنی لایبرین رفته بودند!

سیاره ریکیوم «Requiem»

سیاره ریکیوم «Requiem»

لایبرین برای مستر چیف «Master Chief» توضیح میدهد که پرومیثن ها «Promethen» زمانی انسان بودند و سپس جریان سالیان تاریک کهکشان و یورش انگل های فلودها و نبرد خونین فورانرها و انسان ها را بازگو کرد و به او گفت که دیداکت «Ur-Didact!» سالیان سال است که میخواهد از مرکز سیاره ریکیوم «Requiem» خارج شود  و با به دست آوردن کُمپُزِر «Composer» (یک سلاح خطرناک که میتواند هر موجود زنده ای را خاکستر کند) نسل انسان ها را از هستی ساقط کند تا اینگونه انتقام گناهی که انسان ها هرگز مرتکبش نشده بودند را از آنها بگیرد.

سپس به چیف میگوید که او را طوری تکامل داده اند که در صورت رویارویی با سلاح کُمپُزِر «Composer» بتواند در برابر آن مقاومت کند. چیف و کورتانا پس از خروج از سازه فورانر ها به فضاپیمای UNSC Infinity برمیگردند. در آنجا کاپیتان دل ریو دستور حرکت به سمت زمین را صادر میکند که با مخالفت چیف مواجه میشود! مستر چیف «Master Chief» که حالا از هدف دایدکت با خبر بود سعی در متقاعد کردن کاپیتان برای ماندن و مقابله با دیداکت «Ur-Didact!» را داشت که زیر بار نمیرفت!

او میخواست هر چه سریع تر به زمین بازگردد و مشاهداتش را به فِلِت کوم «Fleetcom» (مقر اصلی فرماندهی فضاپیماهای سازمان UNSC) گذارش دهد. در حین جر و بحث مستر چیف «Master Chief» و کاپیتان دل ریو، ناگهان کورتانا دچار اختلال شد و با صدایی بسیار بلند و گوشخراش دیگران را تهدید کرد که نمیگذارد از این سیاره خارج شوند و سکوت سنگینی اتاق را فرا گرفت. پس ازچند ثانیه کورتانا که حالا به حالت عادی خود برگشته بود شروع به اظهار پشیمانی کرد و تلاش میکرد توضیح دهد که این اتفاق نا خواسته بوده است.

دیداکت «Ur-Didact!»

دیداکت «Ur-Didact!»

اما کاپیتان دل ریو با لحن بسیار تند و خشمگینانه ای به توماس لسکی دستور داد که کورتانا را هر چه سریع تر از اینجا دور کرده و نابود کند. لسکی که مردد از انجام دستور کاپیتان بود در حضور مستر چیف «Master Chief» دستش را دراز کرد تا چیپ مربوط به کورتانا را از پلتفورمش جدا کند، اما قبل از آنکه این کار را انجام دهد، چیف دستش را جلو برد و چیپ را به آرامی جدا کرده و به پشت کلاهش متصل کرد. سپس کاپیتان دل ریو با فریادی بلند از او در خواست چیپ را کرد، اما چیف سینه به سینه او ایستاد و به او گفت که اگر آنها دست به کار نشوند، خودش به تنهایی برای مقابله با دیداکت «Ur-Didact!» عازم میشود.

پس از ان جر و بحث ها مستر چیف «Master Chief» به حرفش عمل میکند و به کمک کاپیتان لسکی و با استفاده از یک Lich ( نوعی جنگنده هوایی متعلق به سازمان UNSC) به تنهایی به سمت دیداکت «Ur-Didact!» میرود. ولی حالا دیگر خیلی دیر شده بود، فضاپیمای اواز لایه های زیرین مرکز سیاره ریکیوم «Requiem» خارج شده بود و مرکز سایرپتوم «Cryptum» در خودش بلعیده بود و به سمت مختصات جغرافیایی مکان نگهداری کُمپُزِر «Composer» در حرکت بود.

لازم به اشاره است که  این سلاح کشنده قبلاً توسط انسان ها کشف و ضبط شده بود و در آزمایشگاهی متعلق به آنها در منطقه ای از هیلو Installation 03 نگهداری میشد. قبل از رسیدن مستر چیف «Master Chief»، آزمایشگاه به دستور دیداکت «Ur-Didact!» مورد حمله کاوِنت ها قرار گرفت و چیف سعی کرد با یک بمب HAVOK سلاح را نبود کند که نشد! دیداکت «Ur-Didact!» موفق میشود سلاح را بدست آورد و آن را روی فضاپیمایش نصب میکند و با یک شلیک تمام انسان های موجود در آزمایشگاه را نابود میکند.

مستر چیف «Master Chief» در سیاره ریکیوم

مستر چیف «Master Chief» در سیاره ریکیوم

از طرفی مستر چیف «Master Chief» به لطف لایبرین موفق میشود پس از چند دقیقه بیهوشی مجددا به ماموریتش ادامه دهد. او که از مقصد بعدی دیداکت «Ur-Didact!» آگاه با یک جنگنده مافوق صوت «Broadsword» به سمت دیداکت «Ur-Didact!» در مسیر زمین میرود و موفق میشود قبل از رسیدن دیداکت «Ur-Didact!» به پورتال با او همراه شود و بدون جلب توجه اش به داخل محفظه محافظت کننده فضاپیما وارد شود. درست در همین لحظه فضاپیمای UNSC Infinity به سمت زمین میرود تا مستر چیف «Master Chief» برای تکمیل ماموریتش کمک کند.

مستر چیف «Master Chief» پس از ورود به فضاپیمای دیداکت «Ur-Didact!» و کشتن جمع کثیری از پرومیثن ها «Promethen»، هوش مصنوعی کورتانا را به درون سیستم میفرستتند تا سپر محافظ دفاعی دیداکت «Ur-Didact!» را از کار بیندازند (در همین حین کُمپُزِر «Composer» مشغول آماده شدن برای حمله به بخش غربی آمریکای شمالی بود). اما ناگهان پلتفرم حاوی چیپ کورتانا منفجر میشود و کورتانا درون سیستم کُمپُزِر «Composer» گیر می افتد. مستر چیف «Master Chief» تنهاتر از هر وقت دیگر برای مقابله با دیداکت «Ur-Didact!» روانه میشود، اما حقیقتاً در مقابله با او بسیار ناتوان است و تقریباً در مبارزه ای متقابل خودش را کشتن داده بود!

در همین لحظه که همه منتظر پایان قهرمانانه مستر چیف «Master Chief» بودیم که ناگهان کورتانا موفق میشود سیستم کُمپُزِر «Composer» را به طور کامل هک کند و سپس از طریق پل دیجیتالی زیر پای دیداکت «Ur-Didact!» به صورت فیزیکی وارد محیطشود و دیداکت «Ur-Didact!» را به طور کامل در بند خودش قرار دهد. مستر چیف «Master Chief» هم از فرصت استفاده میکند و با متصل کردن نارنجکی پلاسمایی به بازوی دیداکت «Ur-Didact!» او را از بین میبرد.

تقابل مستر چیف «Master Chief» و دیداکت «Ur-Didact!» در سکانس های پایانی سری هیلو

تقابل مستر چیف «Master Chief» و دیداکت «Ur-Didact!» در سکانس های پایانی سری هیلو

مستر چیف «Master Chief» بعد از این اتفاق آسیب بسیار شدیدی را متحمل شده بود و کشان کشان خودش را به نزدیکی منبع انتشار اشعه میرساند و کلاهک بمبی که از سفینه اش جدا شده بود را به یک باره با ضربه ای سنگین منفجر میکند تا سلاح کشنده کُمپُزِر «Composer» برای همیشه نابود شود. پس از این اتفاق، مستر چیف «Master Chief» بیهوش میشود و در عالم دیجیتال به دیدار کورتانا میرود. چیف سعی میکند کورتانا را راضی کند که از فضای مجازی خارج شده و به همراهاو نزد دکتر هالزی بروند، اما این پیشنهاد چیف با مخالفت کورتانا روبه رو شد. پس از آن آخرین جمله کورتانا خطاب به چیف اینگونه بود:

در این سالها ما قسم خورده بودیم که از یک دیگر محافظت کنیم … این کار را هم کردیم. الان وقت آن است که تو برگردی. به خانه خوش آمدی جان

 سپس به آرامی عقب میرود و در میان فضای آبی و کُدهای انبوه دیجیتالی محو میشود. مستر چیف «Master Chief» نیز تنها تر از هر زمان دیگری تنها نظاره گر این اتفاق بود و کاری از دستش بر نمی آمد.  مستر چیف «Master Chief» پس از به هوش آمدن و خروج از خواب سنگینش، توسط فضاپیماهای جستجوگر پیدا میشود و پس از اینکه به زمین برمیگردد، مورد تقدیر قرار میگیرد. در همین حین، نوشته های آخر بازی به نمایش در می آید که دیداکت «Ur-Didact!» در آن مشغول صحبت کردن است.

در این ویدئو مستر چیف «Master Chief» را میبینیم که به عرشه فضاپیمای UNSC Infinity میرود و قصد دارد زره خودش به نام مجولنیر «Mjolnir» را تعویض کند. پس از تعویض زره مخصوصش، تمام اسپارتان های مختلف، سربازان عادی و حتی کارشناسان و افسران حاظر مشغول تماشای او میشوند که به سمت جایگاهش در حرکت است. در این لحظه پس از برداشتن کلاه خود، بخش کمی از چهره مستر چیف «Master Chief» نمایان میشود و در همین لحظه بازی به اتمام میرسد ….

صفحه بندی 1 2 3 4 5 6 7
منبع wikia halopedia
راي شما
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars6 Stars7 Stars8 Stars9 Stars10 Stars
Loading...
  1. Ramyn says:

    با سلام
    مقاله جامع و کاملی بود خیلی ممنون واقعا زحمت کشیدید گرچه خیلی از جزییات بازی رو نمیشه در مقاله آورد (وگرنه باید رمان چاپ می کردید <:)و کلی خاطره با این بازی دارم. من طرفدار دو آتیشه این ژانر هستم و تقریبا تمام آثار نویسندگان معروف این سبک رو خوندم

    • حسین
      حسین says:

      سلام دوست عزیز؛ خواهش میکنم. اگر توانایی نوشتن داستان بازی ها رو دارید، میتونیم اونها رو با اسم خودتون روی سایت منتشر کنیم.

حسین

زندگی نامه

نوشته شده در بازی ها,داستان بازی

آخرین نقد و بررسی ها
بررسی مانیتور Samsung CFG70 27-Inch gaming

بررسی مانیتور Samsung CFG70 27-Inch gaming

تاريخ بررسي: ۲۶ آبان, ۹۶
بررسی کارت گرافیک ASUS ROG STRIX GTX 1060 OC 6GB

بررسی کارت گرافیک ASUS ROG STRIX GTX 1060 OC 6GB

۱۹ مرداد, ۹۶

9.0

بررسی کارت گرافیک Zotac GeForce GTX 1080 Ti AMP! Extreme

بررسی کارت گرافیک Zotac GeForce GTX 1080 Ti AMP! Extreme

۶ مرداد, ۹۶

9.6

بررسی کارت گرافیک Palit GTX 1080 GameRock Premium

بررسی کارت گرافیک Palit GTX 1080 GameRock Premium

۲۶ تیر, ۹۶

9.8

بررسی کارت گرافیک Sapphire Radeon RX 580 Nitro

بررسی کارت گرافیک Sapphire Radeon RX 580 Nitro

۲۳ اردیبهشت, ۹۶

9.2

روزی سگی، شیری را گفت: با من ستیز کن؛ شیر سر باز زد؛ سگ گفت: نزد تمام سگان خواهم گفت شیر از مقابله با من می هراسد. شیر گفت: سرزنش سگان را خوشتر دارم تا شماتت شیران، که گویند چون شیری باشد که با سگی پنجه در پنجه شده

×
بنچمارک بازی Sid Meier's Civilization VI
شاخه: بنچمارک بازی ها

بنچمارک بازی Sid Meier’s Civilization VI

تــیم گارد3دی

تیم گــارد3دی (Guard3d.com) سعی بر ارائه مطالب متفاوت در زمینه سخت افزار و بازی دارد و امیدوار است در این زمینه بهترین عملکرد را داشته باشد . تیم گـــارد فعالیت خود را به صورت رسمی از تاریخ 2013-10-14 برابر با 1392-07-22 آغاز کرده و تمامی مطالب تولید شده توسط این سایت برای صاحبین آن محفوظ میباشد. کپی مطالب تنها با ذکر نام (Guard3d.com) مجاز است و ما از کپی مطالب بدون ذکر دقیق لینک منبع به صفحه مطلب راضی نیستیم. امیدواریم رضایت شما را جلب کنیم .

شبکه های اجتماعی

کپی رایت 2013 © تمامی حقوق نزد Guard3d محفوظ است | طراحی و کدنویسی توسط hosseincode

error: نمیتوانید کپی کنید!!! فقط لینک صفحه برای آدرس دهی به این مطلب قابل کپی است