داستان کامل سری Halo

داستان اصلی بازی هیلو «HALO»

برای مرور اتفاقات بایستی به زمان های بسیار دور برگردیم. اوقاتی مابین ۹۰ تا ۱۱۰ هزار سال قبل از میلاد.  در آن زمان کهکشان در آرامش مطلق به سر میبرد. نژاد های مختلف با آداب و رسوم، خلق و خو و رفتار خاص خودشان با صلح دوستی در کنار هم در کهکشان راه شیری زندگی میکردند و با هم به مبادله کالا و تجارت میپرداختند. گهگاهی یک جدال نه چندان مدت دار بین دو نژاد ایجاد میشد، اما هرگز نمیتوانست به این صلح و دوستی آسیبی وارد کند.

پرچمدار علم و فناوری، محافظ این صلح و دوستی و قدیمی ترین نژاد زنده کهکشان مجوداتی به نام فوررانرها «Forerunner» بودند که مطابق با افسانه هایشان توسط مجوداتی به نام پریکورسر «Precursor» خلق شدند. فورانر ها از نظر ظاهری شباهت های زیادی با انسان ها داشتند و سبک زندگی اجتماعی این دو نژاد شباهت های خاصی به یک دیگر داشت. سیاره  محل سکونت فورانر ها Maethrillian بود. اما هزاران سال بعد جای خود را به رِکیوم ها «Requiem» داد که همچون اثری هنری از ترکیب فناوری و حیات طبیعی ایجاد شده بودند.

البته این سیاره سپر محافظ «Shield World» هم بود که بعداً در موردش توضیح میدهیم. ارتش مبارزان پرومیثین فورانرها که در آن زمان تحت رهبری شخصی به نام دای دَکت «Ur-Didact» بود جزء قوی ترین نیروهای نظامیه کهکشان محسوب میشد و هیچ نژادی دوست نداشت با آنها وارد مجادله شود. آنها با بهره گیری از سلاح های Tire-1 که در زمینه جنگ افزاری صدرنشین هرم قدرت محسوب میشدند،  قوی ترین نیروی تهاجمی کهکشان را در اختیار داشتند که تنها هدفشان برقراری صلح  در میان هزاران نژاد جنگ طلب ساکن راه شیری بود.

فوررانرها «Forerunner» خود را حامل ردایی از مسولیت در برابر تمام موجودات زنده کهکشان میدانستند و از این رو کلونی سیاراتشان را در همه جای کهکشان پراکنده کردند تا دسترسی کاملی به کنترل وضعیت جاری این مجموعه را داشته باشند. جدای از قدرت نظامیشان، چیزی که واقعاً فوررانرها «Forerunner» را مخوف میکرد هفت حلقه عظیم (با سایزی تقریبا برابر زمین) به نام هیلو «Halo» بود. هر کدام از این حلقه ها (هیلو «Halo») همانند بهشتی حقیقی بودند و اکوسیستمی سر سبز همانند سیاره  اصلی فورانر ها را در خودشان داشتند.

هیلوها میزبان پیشرفته ترین جوامع فوررانرها «Forerunner» بودند و از این رو بهترین خدمات و با کیفیت ترین امکانات را به همراه داشتند. هیلو ها توسط وسیله ای غول آسا به نام آرک «ARK» یا «Installation 00» کنترل و تولید میشدند و توسط مانیتوری هوشمند از آنها نگهداری میشد. شاید پیش خود بپرسید که آرک ها «ARK» چه چیزی را در هفت هیلو را کنترل میکردند؟!  هیلو ها در واقع در کنار اینکه یک منزلگاه فوق العاده برای فورانر ها محسوب میشدند و به بسیاری از مسافران و مجودات کهکشان اسکان میدادن، مرگبار ترین سلاح تمام عالم هیلو «Halo» هم محسوب میشدند.

هر هیلو «Halo» میتوانست با شلیک یک اشعه مرگبار، دایره ای به شعاع ۲۵ هزار سال نوری را در اطراف خودش ایجاد کند و هر موجود زنده ای را از بین ببرد. آرک ها «ARK» توانایی استفاده از قدرت هر هفت هیلو «Halo» در یک لحظه مشخص را داشتنند. یعنی اگر کسی قرار بود در هر آرک «ARK» حیات را از سطح کهکشان راه شیری از بین ببرد،، تنها میتوانست با انجام چند دستور العمل ساده و ارسال فرمان به هیلوها به این مهم برسد! به همین دلیل فوررانرها «Forerunner» برای جلوگیری از هرگونه خطری، مکان دقیق آرک «ARK» را پنهان کرده اند.

Installation 00 در مرکز کهکشان

Installation 00 در مرکز کهکشان

البته در Halo: Combat Evolved مانیتور Guilty Spark 343 اطلاعاتی درباره مکان آنها به نمایش گذاشت این اطلاعات حاکی از آن است که آرک «ARK» در جایی به فاصله ۲۶۲.۱۴۴ سال نوری از مرکز کهکشان راه شیری قرار گرفتند و در ترکیب با جو اتمسفریک فضا مخفی شده اند. با توجه به اینکه قطر کهکشان راه شیری چیزی حدود ۱۰۰ هزار سال نوری تخمین زده شده، میتوان نتیجه گرفت هر کدام یک از این آرک ها «ARK» در جایی بیرون از کهکشان و در خلاء مطلق پنهان شده اند که پیدا کردنشان در توان فناوری هیچ کدام یک از تمدن های موجود در کهکشان راه شیری نیست.

از دیگر نژاد های مشهور و قدرتمند آن زمان، انسان های قدرت طلب و مدرن بودند که به طور مشترک با نژادی باهوش به نام San Shyuum (بعداً در داستان ایفای نقش خواهند کرد) در سیاره Charum Hakkor حکومت میکردند. انسان ها از ۱۵۰ هزار سال قبل از میلاد مسیح و به کمک مصنوعات باقی مانده از پریکورسرها «Precursor» موفق شدند به مراحل بالایی از علم و فناوری دست پیدا کنند. آنها به غیر از فورانرها با دیگر مجودات کهکشان خصومتی نداشتند.

این خصومت ها نیز بیشتر از جانب فورانرهای مغرور تشدید میشد. آنها حاظر نبودند قدرت طلبی و بلند پروازی نظامی و علمی انسان ها را اینگونه تماشا کنند و اقلب این دو نژاد، سر ناسازگاری را با یک دیگر میگرفتند تا برای انسان ها دردسر ایجاد کنند. اما به هر حال هرگز در میان آنها جنگی صورت نگرفته بود و این جدال ها بیشتر در بعد سیاسی و نه بعد نظامی در جریان بود. آرامش زیبای جاری در کهکشان تا آن زمان در جریان بود که بلایی عظیم با نام فلود «Flood» کهکشان را به خظر انداخت.

نژاد پریکورسرها «Precursor»

نژاد پریکورسرها «Precursor»

فلودها نوعی انگل هوشمند بودند که میتوانستند با چسبیدن و نفوذ به بدن میزبان، مغزش را ذره ذره از کار بیندازند و کنترل بدنش را در دست بگیرند. این انگل های عجیب و غریب اولین بار توسط انسان ها کشف شدند. گروهی از جستجوگران مشغول کند و کاو سیاره ای دور بودند که پس از چند روز اقامت، ارتباط خودشان با مرکز فرماندهی را از دست دادند. پس از این اتفاق بود که تیم نجاتی در پی آنها اعزام شد که در کمال ناباوری به یک باره ناپدید شد و سپس گروه مجهزتری به نام «AST-Alpha» به منطقه اعزام شد.

گروه AST-Alpha سیاره را از انگل های فلود پاک کرد و این سر آغازی بود بر تغیان فلودها و سقوط کهکشان. در طی سال هایی که فلودها در جای جای کهکشان ظاهر میشدند و هر روز نژادی جدید را به خطر می انداختند، فورانرها در آزمایشگاه های فوق پیشرفته خود به دنبال راه علاجی برای نابودی کامل انگل ها بودند. در حقیقت اشتباهشان همینجا بود، آنها با نگاه کردن به انگل های فلود به عنوان یک بیماری و به طور آشکار دست کم گرفتنشان، موجب پدید آمدن اتفاقاتی شدند که نتیجه آن جنگی فراگیر بود.

انسان ها نیز همانند دیگر نژادهای ساکن کهکشان راه شیری به نحوی با فلودها درگیر بودند. آنها پس از مقاومت فراوان در برابر فلودها توانستند به کمک San Shyuum ها سیاره و خانه خودشان را از شر این انگل های نفرین شده نجات دهند. این جنگ باعث شد که انسان ها متحمل ضرر های سنگینی شوند و بسیاری از منابع خود را از دست یافته ببینند.  در آن زمان فرمانده کل قوای انسان ها شخصی  به نام اوردینکو «Forthencho» بود. او که شرایط را برای مردمش نا به سامان میدید، ناوگان خویش را عازم یافتن کاشانه ای جدید کرد.

نژاد San Shyuum در هیلو

نژاد San Shyuum در هیلو

جایی که منابع لازم برای ادامه زندگی را فراهم میساخت. آنها به ناچار در برخورد با یکی از سیارات اصلی کلونی فورانرها تلاش کردند طی چند عملیات سنگین خانه ای برای خود فراهم کنند. پس از آنکه فورانرها متوجه این عمل گستاخانه شدند، به طور مستقیم با انسان ها وارد جنگی همه جانبه شدند و دشمنی دیرینه این دو نژاد آتشی بزرگ به خود گرفت که نتیجه آن فرو رفتن تمام کهکشان در جنگ و تباهی بود. جنگ با فورانر ها اصلا برای انسان ها عمل مناسبی نبود، اما پیش آمد … .

انسان ها در پی مقابله با انگل های فلود ضعیف شده بودند و دیگر توان مبارزه در جبه دوم، آن هم با ارتش عظیم فورانرها را نداشتندو به همین دلیل متحمل شکست سختی شدند و ععلاوه بر آ«که چیزی بدست نیاوردند، تمام قدرت نظامی خویش را بر باد دادند. پس از پایان جنگ و با تصمیم فورانرها، کلیه تحقیقات و شواهد فیزیکی مربوط به فلودها و به طور کل تمام فناوری های پیشرفته انسان ها سلب شد و پس از هزاران سال آنها را به سیاره مادری خودشان یعنی زمین یا «Erde-Tyrene» تبعید کردند تا در آنجا تحت نظر لایبرین «The Librarian» همسر Ur-Didact به حیات خود ادامه دهند.

لایبرین به آنها زندگی اولیه را آموخت، اینکه چه طور برای خود دهکده های چوبی بسازند و چه طور از رودخانه ها برای تهیه غذای روزانه خود استفاده کنند. در همین سال ها بود که فورانرها پورتالی بسیار مهم در آفریقا ایجاد کردند که به نوعی دروازه ورودی به آرک ها «ARK» محسوب میشدند. (این موضوع قسمتی از وقایع Halo 2 را توضیح میدهد). پس از آن واقعه، فورانرها مام حواسشان را معطوف فلودها کردند. آنها که پس از ۱۵۰ سال جنگ به خوبی متوجه شده بودند که انگل های مرگ بار فلود کنترل پذیر نیستند و به همین دلیل تاکتیک های پیشرفته خودشان را به اجرا گذاشتند و برای اولین بار در تاریخ کهکشان از جنگ افزارهای ۱ Tier استفاده کردند.

دای دَکت «Ur-Didact»

دای دَکت «Ur-Didact»

اما ۱ Tier هم جلوی نابودی کهکشان را نگرفت و پیشروی فلودها همچون اسمشان به قدیری سیل آسا بود که چیزی نمیتوانست سد راهشان شود. در جلسات فورانرها دای دَکت «Ur-Didact» به Master Builder (بالا مقام ترین مقام فورانر) پیشنهاد استفاده از قدرت هر هفت هیلو «Halo» را داده بود تا با شلیک اشعه لیزری، حیات و غذای فلودها را نابود کنند. این پیشنهاد برای نژادی که خودش را حامل ردایی از مسولیت در قبال حیات کهکشان میدید بسیار سنگین بود و حتی باعث بروز چندین اختلاف داخلی شد، اما در نهایت زمانی که فورانرها متوجه شدند از هیچ طریقی نمیتواند فلودها را از بین ببرند، با این تصمیم موافقت کردند.

پس از شلیک اشعه آرک ها «ARK» هیچ موجود جنبنده ای جان سالم به در نبرد و کهکشان خالی از سکنه شد. موجودات درون آرک ها «ARK» نیز توسط ربات ها و سنتیل ها به سیارات خودشان بازگردانده شدند و از آن پس دیگر هیچ اثری از فورانرها باقی نمانده بود. آنهایی که از اشعه هیلوها در امان ماندند از کهکشان راه شیری خارج شدند و سرنوشتشان هنوز نا معلوم است. فورانرها به یک باره ناپدید شدند و بعدها شکوه و عظمتشان مورد پرستش مجوداتی قرار گرفت که خود را کاونت «Covenet» مینامیدند.

در آرک ها «ARK» از هر نژادی یک جفت وجود داشت. پس از نابودی حیات دیگر کهکشان ها، نژادهای جفت به محل سابق زندگی خود بازگردانی شدند تا به کمک ربات ها و سنتیل های تحت فرمان فورانرها و با پیروی از برنامه ای از پیش تعیین شده حیات را از نو آغاز کنند. سالیان بسیاری به طول انجامید که این نژادها شکل گذشته را به خود بگیرند و دوباره علم گذشته را از جهان هستی کسب کنند. در طی این سال ها (تاریخچه ای که در بازی روایت میشود در این سال ها اتفاق می افتد) انسان ها به مراتب بالایی از علم رسیدند و جزء نژاد های سرنوشت ساز آن زمان به شمار میرفتند و با اشغال دیگر سیارات، کلونی خودشان را گسترش میدادند.

لحظه تقابل مستر چیف و دای دَکت «Ur-Didact» را میتوان یکی از بهترین لحظات بازی هیلو دانست

لحظه تقابل مستر چیف و دای دَکت «Ur-Didact» را میتوان یکی از بهترین لحظات بازی هیلو دانست

افزایش جمعیت سیارات موجب میشد که هر از گاهی یکی از سیارات دچار اغتشاش و شورش شود. این اتفاقات موجب شد که سازمان ملل راه حل تمام مشکلات را در تشکیل سازمانی نظامی به نام United Nations Space Ccommand یا به اختصار  UNSC بداند. در نهایت این سازمان به عنوان یک اتحادیه نظامی در بین انسان ها شکل گرفت و تمام کشورهای عضو نیز ملزم به معرفی سربازانشان به این سازمان شدند تا نیرویی متحد به نام UNSC برای اتحادیه زمین تشکل شود.

UNSC فقط برای از بین بردن شورش های موجود در اتحادیه و قدرت نمایی در برابر دیگر کهکشان ها تشکیل شده بود و وجودش پس از سال ها موجب یکپارچگی نژاد انسان ها شد. شورش های بسیاری از طرف این سازمان سرکوب شدند و سیارات بسیاری توسط آنها به کلونی انسان ها افزوده شد. UNSC همان چیزی بود که انسان ها نیاز داشتند تا به واسطه آن جای فورانر هارا در کهکشان پر کنند! ریچ «Reach» یکی سیارات مهمی بود که توسط نیروهای UNSC اشغال شد.

این سیاره به واسطه منابع معدنی فراوان، پس از زمین به مهمترین سیاره انسان ها تبدیل شد و مقر دوم UNSC در آن قرار گرفت. در زمان تاسیس این مقر خیلی ها بر این عقیده بودند که این سازمان قصد انجام آزمایشاتی سری در این سیاره دارد. گرچه در آن زمان اتحادیه نیروهای UNSC در این باره هیچ سخنی نگفت، اما این شایعات حقیقت داشتند. جنگ ها و شورش های مختلف موجب تضعیف UNSC شده بود و به همین دلیل فرماندهی این نیرو روی پروژه عظیمی به نام «سوپر سربازان» سرمایه گذاری کرد.

قرار بود در این پروژه سربازانی تولید شوند که از لحاظ جسمی، ژنتیکی و ذهنی در سطح بالاتری از انسان های معمولی قرار میگرفتند. این پروژه موجب شد در سال ۲۳۲۱ اولین بخش از آن با اسم رمز پروژه اُریون «ORION Project» زیر نظر بخش Office of Naval Intelligence  (اطلاعات مرکزی) سازمان UNSC شروع به کار کند. در این پروژه از بین نیروهای مسلح سازمان داوطلبانی پیش قدم میشدند تا در آزمایشات شرکت کنند. تزریقات خطرناک، تمرینات سخت فیزیکی و خستگی بیش از حد در آزمون های روانی باعث شد تلفات سنگینی ایجاد شود تا در نهایت بخش اول پروژه غیر فعال شود.

بعد از گذشت مدت زمانی طولانی و با پیشرفته تر شدن فناوری ها و به دست آوردن دست آورد های علمی بیشتر توسط انسان ها، مجدداً همین پروژه در سال ۲۴۹۱ با جذب داوطلبان جدید احیاء شد. نتیجه مججد آزمایشات سربازان قوی هیکلی به نام «اسپارتان» بودند که البته موفقیت چندانی به همراه نداشتند و به همین دلیل پروژه اُریون «ORION Project» برای دومین بار در سال ۲۵۰۱ متوقف شد!  شورشیان تلفات و هزینه های زیادی برای نیروهای UNSC به بار آوردند و به همین دلیل، فرماندهی UNSC برای سومین بار پروژه اُریون «ORION Project» را فعال کرد.

پروژه این بار تحت نظر دکتر کاترین هالزی «Catherine Halsey» از واحد ONI 3 و با اسم رمز جدید پروژه اسپارتان ۲ «SPARTAN-II Project» کلید خورد. سپس در سال در سال ۲۵۰۶، یعنی ۵ سال پس از تحقیقات مداوم، برای سومین بار بدون نتیجه متوقف شد! اما ۱۱ سال بعد، یعنی  در سال ۲۵۱۷ مجدداً پروژه با تحقیقات دکتر کاترین هالزی و تیم تحت نظرش رسماً آغاز شد. این بار روش کار عوض شد و به جای داوطلبان، ۷۵ کودک از مکان های مختلف کلونی انسان ها در طی ۱۱ سال دزدیده شدند و به جای آنها کلون های تولید شده ناموفق به آزمایشگاه منتقل شدند.

دکتر کاترین هالزی «Catherine Halsey»

دکتر کاترین هالزی «Catherine Halsey»

به هر یک از این کودکان یک کد اسپارتان «Spartan Code» اختصاص داده شد که چیزی همانند Soren-066 یا Adriana-111 بود. ۱۰ سال پس از توقف پروژه مذکور، یعنی در سال ۲۵۱۷، کاپیتان یعقوب کیس «Jacob Keyes» آخرین کودک با شرایط لازم برای آزمایشات ژنتیکی به نام جان «John» را میدزدد و به آزمایشگاه UNSC منتقل میکند. کودکی متفاوت که در شهر الیسیوم «Elysium city» سیاره Eridanus II زندگی میکرد در تاریخ ۱۷ مارچ ۲۵۱۱ به دنیا آمد.

کودکان ربایش شده به سیاره Reach منتقل شده و تحت آزمایشات ژنتیکی  و تمرینات جسمانی بسیار سخت قرار میگرفتند. معمولاً در تمرینات فیزیکی آنها را به تیم های سه نفره تقسیم میکردند تا جایگاه کار تیمی و اهمیت بالای آن از همان کودکی برایشان روشن و واضح باشد. از مهمترین هم تیمی های جان «John» میتوان به سم (Sam 034) و کیلی (Kelly 087) اشاره کرد که معمولاً با رهبری جان «John» از تمرینات مختلف فیزیکی موفق خارج میشدند. هوش و ذکاوت بالای جان «John» در رهبری و اتمام ماموریت ها، دکتر هالزی و مقامات را مجاب کرد که مقام Master Chief Petty Officer را به او بدهند.

از این پس در تمرینات و بین مقامات از او با مقام نظامیش یعنی مستر چیف «Master Chief» یا چیف/رئیس «Chief» یاد میشد. کسب این مقام برای جان «John» بدین معناست که از این به بعد او فرمانده ارتش اسپارتان های سری دو خواهد بود. از همان ابتدای حظور کودکان در پروژه اسپارتان دو، همه آنها در معرض آزمایشات مختلف با هدف افزایش تراکم استخوانی، افزایش بافت های پروتئینی، تحریک غده تیروئید برای تسریع رشد استخوان و ماهیچه ها و از بین بردن غریزه جنسی، افزایش فشار خون در شبکیه چشم برای بینایی دقیق تر، کاشت عصب های مصنوعی برای افزایش سرعت واکنش فرد و بهینه کردن پردازش مغزی و … قرار میگرفتند.

زره پیشرفته مَجولِنیر «MJOLNIR»

زره پیشرفته مَجولِنیر «MJOLNIR»

بسیاری از اسپارتان ها بدنشان به این تغییرات واکنش منفی نشان داد و آن ها را به کام مرگ کشاند. از بین ۷۵ کودک، تنها ۳۳ اسپارتان توان مقاومت داشتند و تنها آن ها بودند که به عنوان نتیجه این پروژه پس از ۱۰ سال تمرینات طاقت فرسا و تحمل آزمایشات خطرناک به مقامات UNSC معرفی شدند تا در دسته اسپارتان ها به ماموریت اعزام شوند. بعدها نیز پروژه Spartan 3 و Spartan 4 با هدف تولید سربازانی قدرتمند، بدون دادن تلفات با موفقیت اجرا شد. دراین پروژه تلفات کمتر شده و با افزایش کیفیت پروزه، هزینه ها و زمان تمرینات فشرده هم کاهش یافته است. Spartan 4 از آن زمان تا حالا در جریان است.

دکتر کاترین هالزی «Catherine Halsey» برای ۳۳ اسپارتان برتر اتحادیه UNSC زره پیشرفته ای به نام مَجولِنیر «MJOLNIR» طراحی کرد که نسخه های اولش به دلیل وزن زیاد قابل استفاده نبودند. اما ورژن ۴ و ۵ این زره به دلیل طراحی مناسب به عضو جدا نشدنی اسپارتان ها بدل شد که از مزایای خوبش میتوان به وزن مناسب، سیستم منبع تغذیه داخلی، سیستم هوش مصنوعی و سرعت بالای این زره اشاره کرد. مَجولِنیر «MJOLNIR» بزرگترین مانع شکست اسپارتان ها محسوب میشد!

اتحادیه UNSC در کنار معرفی این ذره، برای افزایش روحیه سربازانش پروژه Spartan 2 را متوقف کرد و نتایج موفق آن را در معرض دید همگان قرار داد. از اسپارتان ها برای کنترل عملیات ضد شورش به صورت تیم های ۳ تا  ۵ نفره استفاده میشد و با وجود آنها تمامی ماموریت های ضد شورش موفقیت آمیز به اتمام رسید. زمان ورود یک اسپارتان به میادین جنگ هیچ دشمنی به خود اجازه نمیداد پیشروی را ادامه دهد، سربازان عادی در کنار اسپارتان ها احساس شکست ناپذیری داشتند.

اسپارتان یی که فقط انسان هایی بودند که از نظر ژنتیکی جهش یافته محسوب میشدند! اسپارتان ها تلفات کمی داشتند که هرگز گزارش نمیشد. طبق آیین نامه، در پرونده هیچ اسپارتانی حق درج وضعیت «کشته شده در ماموریت» وجود نداشت. همین موضوع موجب شده بود تا اتحادیه UNSC سعی در تلقین این موضوع داشته باشد که اسپارتان ها شکست ناپذیرند. اما واقعیت اینگونه نبود. تک تک اسپارتان ها در ماموریت های مختلف یا ار پا درآمدند یا مفقود شدند.

ارتش مستر چیف «Master Chief» روز به روز کوچک تر و کوچک تر میشد و عاقبت، کار به جایی رسیده بود که در نهایت از ۳۳ اسپارتان پروژه ۲ فقط ۴ نفر زنده ماندند. این چهار نفر شامل فردریک «Frederic104»؛ کیلی «Kelly087»؛ لیندا «Linda058» و جان «John117» بودند که به نام تیم آبی «Blue Team» در کامیک بوک Halo Escalation معرفی شدند. در بخش اصلی داستانی بازی Halo 5 :Guardians نیز همین گروه خط و محور اصلی داستان را به رهبری جان «John117» تشکیل میدهند.

صفحه بندی 1 2 3 4 5 6 7
منبع wikia halopedia
راي شما
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars6 Stars7 Stars8 Stars9 Stars10 Stars
Loading...

نوشته شده در بازی ها,داستان بازی

آخرین نقد و بررسی ها
بررسی مانیتور Samsung CFG70 27-Inch gaming

بررسی مانیتور Samsung CFG70 27-Inch gaming

تاريخ بررسي: ۲۶ آبان, ۹۶
بررسی کارت گرافیک ASUS ROG STRIX GTX 1060 OC 6GB

بررسی کارت گرافیک ASUS ROG STRIX GTX 1060 OC 6GB

۱۹ مرداد, ۹۶

9.0

بررسی کارت گرافیک Zotac GeForce GTX 1080 Ti AMP! Extreme

بررسی کارت گرافیک Zotac GeForce GTX 1080 Ti AMP! Extreme

۶ مرداد, ۹۶

9.6

بررسی کارت گرافیک Palit GTX 1080 GameRock Premium

بررسی کارت گرافیک Palit GTX 1080 GameRock Premium

۲۶ تیر, ۹۶

9.8

بررسی کارت گرافیک Sapphire Radeon RX 580 Nitro

بررسی کارت گرافیک Sapphire Radeon RX 580 Nitro

۲۳ اردیبهشت, ۹۶

9.2

روزی سگی، شیری را گفت: با من ستیز کن؛ شیر سر باز زد؛ سگ گفت: نزد تمام سگان خواهم گفت شیر از مقابله با من می هراسد. شیر گفت: سرزنش سگان را خوشتر دارم تا شماتت شیران، که گویند چون شیری باشد که با سگی پنجه در پنجه شده

×
کارت Sapphire R9 390 Nitro 8 GB
شاخه: بررسی سخت افزار,کارت گرافیک

بررسی کارت گرافیک Sapphire R9 390 Nitro 8 GB

تــیم گارد3دی

تیم گــارد3دی (Guard3d.com) سعی بر ارائه مطالب متفاوت در زمینه سخت افزار و بازی دارد و امیدوار است در این زمینه بهترین عملکرد را داشته باشد . تیم گـــارد فعالیت خود را به صورت رسمی از تاریخ 2013-10-14 برابر با 1392-07-22 آغاز کرده و تمامی مطالب تولید شده توسط این سایت برای صاحبین آن محفوظ میباشد. کپی مطالب تنها با ذکر نام (Guard3d.com) مجاز است و ما از کپی مطالب بدون ذکر دقیق لینک منبع به صفحه مطلب راضی نیستیم. امیدواریم رضایت شما را جلب کنیم .

شبکه های اجتماعی

کپی رایت 2013 © تمامی حقوق نزد Guard3d محفوظ است | طراحی و کدنویسی توسط hosseincode

error: نمیتوانید کپی کنید!!! فقط لینک صفحه برای آدرس دهی به این مطلب قابل کپی است