بازی Quantum Break

این ماجرای سفر در زمان، خیلی ماجرای باحالی است. کلا همیشه آدم‌ها دل‌شان می‌خواهد زمان را دست‌کاری کنند و یک بلایی بر سرش بیاورند. مثلا بعضی‌ها که عاشقِ تاریخ، سینمای کلاسیک و این چیزها هستند، آرزو دارند که یک شامِ مفصل با آلفرد هیچکاک بخورند؛ یا به زمانِ کوروشِ کبیر بازگردند و برای مدتی هم که شده، یک حکومتِ درست و درمان در کشور ببینند! اگر هم درسِ باستان شناسی خوانده‌اند، که با دیدنِ یک دایناسورِ واقعی به جای یک مشت استخوان و فسیل، جانِ دوباره بگیرند و کلی ذوق‌زده شوند! عده‌ای هم دل‌شان می‌خواهد به آینده سفر کنند.

خب حق دارند دیگر! این‌طوری که علم دارد پیشرفت می‌کند، قطعاً صد سالِ آینده خیلی هیجان‌انگیزتر از الآن خواهد بود. خلاصه این‌که سفر در زمان، همیشه موضوع جذاب و باحالی بوده و همه را هم بدجوری در کف گذاشته است! حالا با این اوضاع و احوال، دل‌تان می‌خواهد در زمان سفر کنید؟ این بحث، یکی از شاخه‌های اساسی در علم فیزیک است. مزخرفاتِ مدرسه و آموزش و پرورش را فراموش کنید؛ ما هنوز هم نمی‌دانیم که سینوسِ زاویه‌ی ۳۷ درجه را باید کجای دل‌مان بگذاریم!

اما فیزیک، خیلی جذاب‌تر از این حرف‌هاست! موضوع سفر در زمان را برای اولین بار، «آلبرت انیشتین» تحت عنوان «فیزیکِ کوانتومی» مطرح کرد. علمِ کوانتوم، همان شناختِ درون اتم‌هاست که واردش نمی‌شویم چون ممکن است فکر کنید به مدرسه آمده‌اید و بزنید به چاک! فقط بدانید که با توجه به این نظریه، هر جسمی، اگر بتواند با سرعتی نزدیک به سرعتِ نور (تقریبا ۳۰۰ هزار کیلومتر بر ثانیه) حرکت کند، در زمان سفر کرده است. اصلاً به ذهن‌تان فشار نیاورید؛ خیلی هم ساده است! یک مثال از قولِ «پروفسور استیون هاوکینگ» برای‌تان می‌زنم تا با دلیلِ علمی، متوجه این قضیه‌ شوید.

بررسی سیستم نور پردازی پیشرفته Quantum Break

اگر قطاری وجود داشته باشد که بتواند دور تا دورِ کره‌ی زمین را با سرعت نور طی کند، به‌طوری که در هر ثانیه، هفت بار دورِ زمین را بگردد، مسافران‌اش در حال سفر کردن در زمان هستند. تصور کنید که این قطار، صد سال به همین کار ادامه دهد و سرانجام، حرکت‌اش را متوقف ‌کند. این صد سال، برای مسافرانِ قطار، تنها یک هفته گذشته است و آن‌ها بعد از یک هفته مسافرت با قطارِ زمان، صد سال به آینده سفر کرده‌اند. چون وقتی قطار با این سرعت حرکت می‌کند، زمان برای مسافران‌اش کُند می‌شود.

اساساً این موضوع، آن‌قدر جذاب و هیجان‌انگیز است که سازندگانِ خیلی از فیلم‌‌ها و بازی‌ها به سراغ‌اش می‌روند و یک عنوانِ خفنِ “علمی تخیلی” از آن بیرون می‌کشند. اما چرا تخیلی؟ چون فعلاً هیچ موجودِ زنده یا مرده‌ای نمی‌تواند به سرعتی نزدیک به سرعتِ نور برسد. پس باید در خواب، سوارِ آن قطارِ لعنتی شویم و در زمان سفر کنیم؛ چراکه عملاً چنین قطاری ساخته نخواهد شد که بتواند با سرعتِ نور، حرکت کند! خیلی هم خوب؛ این همه کلاسِ رایگانِ فیزیک، برگزار کردیم و قطار بازی راه انداختیم که چه؟!

خدای نکرده مرض که نداشتیم! همه‌ی این‌ها را گفتیم تا بگوییم آقای “سم لیک”، که یکی از بازی‌سازانِ خوش‌نامِ هنرِ هشتم است، می‌خواهد یک بازیِ ویدیویی با همین موضوع، به ‌نام «شکستِ کوانتومی» (Quantum Break) بسازد. “سم لیک” را که می‌شناسید؛ از آن نویسنده‌های تمام عیار است. او کارش را با خلقِ شخصیتِ “مکس پین” و ساختِ دو بازی با همین نام آغاز کرد، که حسابی هم گل کاشت و معروف شد. سپس پنج سال از عمرش را برای نوشتنِ داستانی پیچیده، عمیق، درگیرکننده و روان‌شناسانه به نام «آلن ویک» صرف کرد که سرانجام در سال ۲۰۱۰ به بازار آمد. «آلن ویک»، اوجِ استعدادهای «سم لیک» در داستان نویسی و خلقِ فضاهای ماورایی و پیچیده را نشان می‌دهد.

مقایسه مشخصات سخت افزاری PS4 و Xbox One

بازی Quantum Break

بنابراین حسابی دل‌تان را برای بازیِ  Quantum Break یا همان “شکستِ کوانتومی” صابون بزنید؛ چراکه بارِ دیگر، “سم لیک” به همراه استودیوی بازی‌سازیِ “رمدی”، آمده‌ تا دنیایی برای‌مان خلق کند که برای همیشه در ذهن‌مان باقی بماند و حال‌اش را ببریم! ماجرا در شهرِ ساحلیِ «ریورپورت» (Riverport) اتفاق می‌افتد. این شهرِ خوش آب و هوا، در شمالِ شرقی آمریکا قرار دارد و بسیار هم زیباست. از قضای روزگار، یک دانشگاهِ هسته‌ای هم در این مکان ساخته شده که «دانشگاه ریورپورت» (Riverport University) نام دارد و در آن، تحقیقاتِ کوانتومی انجام می‌شود.

بنابراین تعدادی دانشجوی سی ساله، در کنارِ هم نشسته‌اند و دارند برروی پروژه‌ی «سفر در زمان» تحقیق می‌کنند. اما حادثه که خبر نمی‌کند! در روزی از روزها، یکی از همین آزمایش‌های هسته‌ای، دچار مشکل می‌شود و فاجعه‌ی وحشتناکی را به وجود می‌آورد. در پیِ این اشتباه، که به شکافتنِ هسته‌ و شکسته شدنِ اتم‌ها ارتباط پیدا می‌کند، سه نفر از پژوهش‌گران، به قابلیت‌های ماورایی و عجیبی می‌رسند. یکی از این افراد، «پاول سرین» (Paul Serene) نام دارد که اتفاقاً هم از بقیه، قوی‌تر شده است. او (مثلِ دو نفرِ دیگر) می‌تواند زمان را دست‌کاری و کنترل کند؛ اما ویژگیِ خاصی، او را از آن دو نفر، متمایز کرده است.

با این ویژگی، «پاول» می‌تواند در آنِ واحد، تصمیم‌های مختلفی بگیرد و نتیجه‌ی همه‌شان را هم مشاهده کند؛ سپس از میانِ گزینه‌هایی که امتحان کرده، بهترین‌شان را انتخاب نماید. طبیعتاً این توانایی، «پاول» را یک سر و گردن از دوستانِ هم‌کارش قوی‌تر می‌سازد و افکارِ پلیدی هم در سرش به‌وجود می‌آورد. این را هم بدانید که «پاول»، رئیسِ شرکتِ پلید و شیطانیِ «مونارچ» (Monarch) است و کلی هم سربازِ جان‌نثار، در اختیار دارد! بنابراین حالا که او صاحبِ قدرت‌های ماورایی شده، می‌خواهد همراه با شرکتِ شیطانی و ارتش‌اش، همه چیز را تحت سلطه‌ی خود درآورد و بشود آدم بدِ ماجرا! دست‌اش هم درد نکند! حالا تکلیفِ ما چه می‌شود؟

بررسی فناوری های جدید سری GTX 900 انویدیا

بازی Quantum Break

همیشه قهرمان‌هایی وجود دارند که جلوی ضدقهرمان‌ها را بگیرند و حق‌شان را بگذارند کفِ دست‌شان! «جک جویس» (Jack Joyce) یکی از همین قهرمان‌هاست. او که قبلا دوستِ صمیمیِ «پاول» بوده، حالا باید در برابرش قد علم کند. البته «جک» در این راه تنها نیست و یک تیمِ سه نفره، همراهِ خودش دارد. یکی از این سه نفر، «بث وایلدر» (Beth Wilder) نام دارد که او هم مثلِ «جک»، می‌تواند زمان را کنترل کند و بر آن تاثیر بگذارد. بنابراین «جک» و «بث»، با کمکِ «کیت» و «سوفیا آمارال»، می‌خواهند دوستِ قدیمی و دشمنِ جدیدشان یعنی «پاول» را متوقف کنند.

در این میان فقط «جک»، «بث» و «پاول»، قدرت‌های ماورایی دارند. «کیت» یک انسانِ معمولی است که در استفاده از اسلحه‌های مختلف مهارت دارد؛ «سوفیا» هم پزشک است و با تمامِ توان‌اش به گروه‌شان کمک می‌کند. بنابراین قهرمانانِ از جان گذشته‌ی ما، باید هرچه سریع‌تر جلوی کارهای شوم و پلیدِ «پاول» را بگیرند و شهر «ریورپورت» را نجات دهند. چراکه در مدارِ زمان، شکافی ایجاد شده و از آن بدتر، «پاول» دارد همه چیز را نابود می‌کند و شهر را به فنا می‌دهد. بنابراین باید حسابی حواس‌شان را جمع کنند و شهر «ریورپورت» را از این جهنمِ آخرزمانی نجات دهند.

بازی Quantum Break «شکستِ کوانتومی» نیز مثل «آلن ویک»، به شکلِ اپیزودیک و سریالی روایت می‌شود. یعنی فصل‌های جداگانه‌ای برای داستان نوشته شده است و در ابتدای هر فصل هم، خلاصه‌ای از آن‌چه که در قسمتِ قبل مشاهده کرده بودیم، به تصویر کشیده می‌شود. نکته‌ی جالبی که در Quantum Break «شکستِ کوانتومی» وجود دارد این است که می‌توانید به همراهِ بازی، سریالِ آن را هم دنبال کنید. یعنی هم‌زمان با شروعِ بازی، یک سریالِ تقریبا کوتاه از آن در XBL برای‌تان به نمایش درمی‌آید. روایتِ این سریال، ارتباطِ مستقیم به تصمیم‌هایی دارد که شما در طول بازی می‌گیرید و در واقع، نتیجه‌ی تصمیم‌های‌تان را از نگاهی دیگر به شما نشان می‌دهد.

داستان ساخت PlayStation 4 از زبان مارک سرنی

بازی Quantum Break

البته اگر حوصله‌ی این چیزها را ندارید عیبی ندارد؛ اصلا بی‌خیالِ سریال دیدن شوید و فقط به خودِ بازی توجه کنید. اما اگر «آلن ویک» را بازی کرده باشید، می‌دانید که «سم لیک» چه قصه‌های پُر پیچ و خمی در بازی‌های‌اش خلق می‌کند و چقدر شما را تشنه‌ی اطلاعاتِ بیش‌تر از داستان نگه می‌دارد. بنابراین اگر می‌خواهید اطلاعاتی فراتر از آن‌چه که در بازی روایت می‌شود، به دست آورید، باید یک سَری هم به سریال‌اش بزنید و از زاویه‌‌ای دیگر به موضوع نگاه کنید. «سم لیک» از آن نویسنده‌هایی است که خط به خطِ قصه‌های‌اش را با دلیل و منطقِ خاصی به رشته‌ی تحریر درمی‌آورد.

این ماجرا حتی در انتخابِ اسمِ شخصیت‌هایی که خلق می‌کند هم کاملاً به چشم می‌خورد. مثلاً به نام خانوادگیِ «مکس پین» دقت کنید. شخصیتِ «مکس»، آن‌قدر عذاب کشیده و درد و رنج‌های مختلفی را تحمل کرده که آدم دل‌اش کباب می‌شود. «سم لیک» برای این شخصیت، نام خانوادگیِ «پین» (Payne) یعنی «درد» را انتخاب کرده که در راستای ویژگی‌های شخصیتی‌اش باشد. همین اتفاق برای «آلن ویک» هم افتاده است. شخصیتِ «آلن»، مدام در خواب‌های مختلف سفر می‌‌کند و فرقِ بینِ خواب و بیداری‌اش مشخص نیست.

او برای رها شدن از شرِ کابوس‌های‌ شبانه‌اش، باید از خواب بیدار شود، تا ماجرا به خوبی و خوشی به پایان برسد. به همین دلیل، نامِ خانوادگیِ او «ویک» (Wake) است؛ یعنی «بیداری»! بر همین اساس در بازیِ Quantum Break «شکستِ کوانتومی» هم اتفاقِ مشابه‌ای رخ داده. شخصیتِ اصلیِ بازی، یعنی «جک جویس»، قرار است در طولِ بازی، انتخاب‌های بسیاری داشته باشد و بر سرِ دوراهی‌های متعددی قرار بگیرد. حتی این انتخاب‌ها پای‌شان به سریال هم باز شده و تاثیرِ قابلِ ملاحظه‌ای در روایت قصه خواهد داشت. بنابراین نقطه‌ی عطفِ شخصیتِ اصلیِ Quantum Break «شکستِ کوانتومی»، انتخاب است.

بررسی و تحلیل | AMD برنده نسل جدید کنسول ها

نام خانوادگیِ آقای «جک جویس» هم بی‌شباهت به کلمه‌ی «Choice» به معنای «انتخاب» نیست! نکته‌ی جالب‌تر این‌که اسمِ دو شخصیتِ دیگر بازی، یعنی «بث وایلدر» و «پاول سرین» در شعری در بازیِ «آلن ویک» آمده بود! به این جمله دقت کنید.

Beyond the lake he calls home lies a deeper, darker ocean green, where the waves are both wilder and more serene

در ماورای این دریاچه، او به دنبالِ خانه‌ای مخفی، عمیق‌تر و تاریک‌تر از اقیانوسِ لاجوردی می‌گردد. جایی که امواج هم، تماماً حیرت‌زده و بی‌سروصدا باقی مانده‌اند.

در این جمله‌ی سنگین و عمیقی که در بازیِ «آلن ویک» روایت شد، دو کلمه‌ی مشخص شده، کاملا همین دو اسمی هستند که شخصیت‌های اصلیِ بازیِ «شکستِ کوانتومی» از آن بهره می‌برند. بنابراین جدا از نام خانوادگی «جک جویس»، در انتخاب اسم دو شخصیتِ دیگرِ بازی، یعنی «بث» و «پاول» هم رمز و رازهایی به چشم می‌خورد که برای درکِ بیش‌ترشان باید صبر پیشه کنیم.  عنوان Quantum Break «شکستِ کوانتومی» یک اکشنِ سینمایی، با دوربین سوم‌شخص است که با ایده‌های ناب و قلمِ «سم لیک»، به تکامل خواهد رسید.

این بازی قرار است ترکیبِ بی‌نظیری از «مکس پین» و «آلن ویک» باشد که در این صورت، معجونِ فوق‌العاده‌ای از این دو شاهکار متولد خواهد شد. صحنه‌های سینمایی و اکشنِ نفس‌گیرِ «مکس پین» از یک طرف، ویژگی‌های منحصربه‌فردِ «آلن ویک» از طرفی دیگر، به همراهِ انبوهی از قدرت‌های ماورایی و عجیب و غریبی که با ایده‌های جذاب و جدیدِ «سم لیک»، ترکیب شده‌اند.

اگر دقت کنید متوجه می‌شوید که چه‌قدر حال و هوای بازیِ «شکستِ کوانتومی» به این ترکیب می‌خورد. قصه‌ی بازیِ جدیدمان، هم اکشن دارد و هیجان‌انگیز است، و هم ماورایی و علمی تخیلی! دیگر چه می‌خواهید از زندگی؟ اصلاً خودتان را به این خاطر ناراحت نکنید که «پاول سرین» در طولِ بازی، از شما قوی‌تر است! خب قوی‌تر باشد؛ مگر هرکسی که قدرت‌اش بیش‌تر است، برنده‌ی میدان می‌شود؟ خدا با ماست! خیال‌تان هم راحت؛ تا دل‌تان بخواهد اسلحه‌ داریم و نیروهای عجیب و غریب!

همراه با Xbox One: بررسی معماری کنسول Xbox One

بازی Quantum Break

مثلاً «جک» می‌تواند از قدرت‌های ماورایی‌اش در مقابلِ «پاول» و سربازانِ محافظِ شرکت «مونارچ»، استفاده کند و حسابی گوش‌مالی‌شان دهد! یکی از مهم‌ترین قدرت‌های «جک»، دست‌کاری در سرعتِ زمان است. او می‌تواند زمان را تند یا آهسته کند؛ همچنین می‌تواند زمان را نگه دارد و سرعتِ حرکتِ آن را به صفر برساند. این ویژگی‌ها در خلالِ مراحلِ بازی، کاربرد بسیاری دارند. تصور کنید دشمنان، شما را محاصره کرده‌اند و راهِ فراری ندارید؛ در این شرایط، زمان را آهسته می‌کنید و همه‌شان را با تیر می‌زنید.

یا این‌که حرکتِ خودتان را سریع می‌کنید و به سرعت از میان‌شان می‌گذرید. همچنین می‌توانید مانند «آیزاک کلارک» در «فضای مرده»، اجسام را از دور جابه‌جا کنید و روی‌شان تاثیر بگذارید. مثلاً بدونِ این‌ که به یک اتومبیل دست بزنید، آن را بلند کرده و به سمتِ دشمنان پرتاب کنید. البته فقط کنترلِ «جک جویس» را در اختیار نخواهید داشت. در بازی می‌توانید علاوه بر «جک»، «بث» را هم هدایت کنید و با هردوی آن‌ها، ماموریت‌ها را پشتِ سر بگذارید.

مثلاً گاهی اوقات، برای «جک» مشکلی پیش می‌آید و از دیگران جدا می‌شود که در این شرایط فقط با او بازی می‌کنید و تک و تنها راه‌تان را ادامه می‌دهید. یا این‌که برای نجاتِ «جک» از مخمصه‌ای خطرناک، لحظاتی باید با «بث وایلدر» مراحل را از پیشِ‌رو بردارید. همچنین بعضی وقت‌ها هم که گروه‌تان تکمیل است، چهار نفری (با یارانِ همراه) می‌زنید به دلِ دشمن و نابودشان می‌کنید. بنابراین در بازی، ریتمِ متنوع و جذابی خواهیم دید که قرار است همیشه ضرب‌آهنگِ روبه‌جلویی داشته باشد و تکراری نشود.

همراه با PS4: بررسی معماری سخت افزار کنسول PS4

بازی Quantum Break

جالب است بدانید که در مواقعِ کوتاهی هم می‌توانید کنترلِ «پاول» را به دست بگیرید، اما نه به‌طور عادی و کامل؛ به عبارتی دیگر، در لحظاتِ حساسِ بازی و مواقعی که انتخاب‌ها حرفِ اول را می‌زنند، می‌توانید صاحب اختیارِ «پاول» شوید و نتیجه‌ی همه‌ی انتخاب‌های موجود را، بلافاصله ببینید. تاکنون هیچ بازیِ دیگری چنین قابلیتی را در اختیارمان قرار نداده بود که در همان لحظه، ما را از عاقبتِ تصمیم‌هایی که می‌گیریم، آگاه‌ِمان کند. اما خدای نکرده یک‌وقت فکر نکنید که به‌خاطر خفن بودنِ قصه، گیم‌پلی به بادِ فنا رفته است. نه‌خیر؛ اصلا هم این‌طور نیست.

اگر بگذریم از قدرت‌های ماوراییِ دوستان و چند شخصیتی بودنِ بازی، به مبارزاتِ چالش‌برانگیز و سخت خواهیم رسید. دشمنان‌تان به لطفِ شیطان (!) تا دندان مسلح هستند و تمام هم نمی‌شوند. هوش‌مصنوعی‌شان هم طوری طراحی شده که در مبارزات، از استراتژیِ نظامی و به‌درد بخوری استفاده می‌کنند تا حسابی عرق‌تان را درآورند. همچنین بازی بر اساسِ سیستمِ سنگرگیری، ساخته شده است. یعنی مثلِ مجموعه‌ی «اسپرینترسل» باید پله پله و دقیق، سنگرگیری کنید تا کار دستِ خودتان ندهید و بتوانید به جلو بروید.

مانند «مکس پین» هم می‌توانید در حالِ حرکت کردن، اسلحه‌تان را تعویض کنید و تیر بزنید. با این حرف‌ها، ترکیبِ قصه‌ا‌ی درگیرکننده و جذاب‌ با مبارزاتی نفس‌گیر، چه معجونِ لذت‌بخشی به‌وجود خواهد آورد. حالا به همه‌ی این‌هایی که گفتیم، جلوه‌های بصریِ پویا و تصاویری چشم‌نواز هم اضافه کنید. محیط‌های طراحی شده برای بازی کاملا اتمسفرِ علمی تخیلی خواهند داشت و همراه با سازه‌های مدرن و شیک، جلوه‌ی خاصی به فضاهای اطراف می‌بخشند.

با موتور بازی سازی Unreal Engine 4 آشنا شوید

بازی Quantum Break

موتور گرافیکیِ بازی «Northlight Engine» نام دارد که به صورتِ انحصاری از سوی «رمدی» ساخته شده است. به لطفِ قابلیت‌های این موتور گرافیکی، انیمیشن‌های بازی تماما به صورتِ «موشن کپچر» ضبط شده تا به هرچه طبیعی‌تر شدنِ آن‌ها کمک کند. یعنی به سر و صورتِ بازیگرها، و همچنین در و دیوار و هرچه که فکرش را بکنید، دوربین‌های کوچیک و حس‌گرهای ریز، وصل کرده‌اند تا همه‌ی حرکت‌های‌شان کاملا نرم و روان دیده شود. این را هم بدانید که «Northlight Engine» به عنوانِ اولین موتور گرافیکیِ «رمدی» در نسلِ هشتم ایفای نقش می‌کند و متناسب با کنسول «ایکس‌باکس وان» بهینه‌سازی شده و عمل خواهد کرد.

قصه‌ی بدونِ موسیقی مثل کبریتِ بدونِ گوگرد می‌ماند؛ هرچه‌قدر هم که چوب‌اش زیاد باشد، باز هم آتش نمی‌گیرد و گرم نمی‌شود. وقتی هم که گرم نشود قطعا به دل نمی‌نشیند. به همین دلیل همیشه بازی‌هایی که «سم لیک» پشت‌شان بوده، موسیقی‌های جاودانه‌ای داشته‌اند. از موسیقیِ «مکس پین» گرفته که اشکِ آدم را درمی‌آورد تا «آلن ویک» که با سازش، اتمسفرِ مرموز و دلهره‌آور «برایت فالز» را به تصویر می‌کشد. البته هنوز مشخص نیست که آهنگ‌سازِ اصلیِ بازی Quantum Break «شکستِ کوانتومی» چه کسی خواهد بود اما احتمالا باز هم گروه فنلاندیِ «Poets of the Fall» در تیمِ آهنگ‌سازیِ بازی، حضور خواهند داشت.

این گروه معمولا تیتراژهای پایانیِ خوبی می‌سازند که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به تیتراژِ پایانیِ بازی «مکس پین ۲» اشاره کرد. همچنین تعدادی از تیتراژهای پایانِ فصل‌های «آلن ویک» را هم، این گروه، کار کرده‌ است. بنابراین باید منتظر یک موسیقیِ جاودانه‌ی دیگر از سوی «سم لیک» و «رمدی» باشیم.

زلزله‌ای در زمان رخ داده و سکوتِ ساحلِ «ریورپورت» را درهم شکسته است. زلزله‌ای که دانشمندان و جاه‌طلبان، در شکافِ زمان ایجاد کرده‌اند و اکنون باید تاوان‌اش را بپردازند. آرامشِ ساحل، دیگر به دستِ فراموشی سپرده شده و تا چشم کار می‌کند طوفان است و طوفان! اما هنوز هم دیر نیست و قهرمان‌‌های از جان گذشته‌ی ما می‌خواهند طوفانِ شیطانیِ افسارگسیخته را در ساحلِ «ریورپورت»، خاک کنند! تو را به‌خدا دیگر به زمان کاری نداشته باشید؛ او خیلی «دل نازک» است؛ مبادا باز هم دل‌اش را بشکنید و درش شکافت ایجاد کنید! ای کاش روزی برسد که نه دلِ زمین بشکند، نه زمان!

راي شما
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars6 Stars7 Stars8 Stars9 Stars10 Stars
Loading...

نوشته شده در بازی ها,مقالات بازی

آخرین نقد و بررسی ها
بررسی مانیتور Samsung CFG70 27-Inch gaming

بررسی مانیتور Samsung CFG70 27-Inch gaming

تاريخ بررسي: ۲۶ آبان, ۹۶
بررسی کارت گرافیک ASUS ROG STRIX GTX 1060 OC 6GB

بررسی کارت گرافیک ASUS ROG STRIX GTX 1060 OC 6GB

۱۹ مرداد, ۹۶

9.0

بررسی کارت گرافیک Zotac GeForce GTX 1080 Ti AMP! Extreme

بررسی کارت گرافیک Zotac GeForce GTX 1080 Ti AMP! Extreme

۶ مرداد, ۹۶

9.6

بررسی کارت گرافیک Palit GTX 1080 GameRock Premium

بررسی کارت گرافیک Palit GTX 1080 GameRock Premium

۲۶ تیر, ۹۶

9.8

بررسی کارت گرافیک Sapphire Radeon RX 580 Nitro

بررسی کارت گرافیک Sapphire Radeon RX 580 Nitro

۲۳ اردیبهشت, ۹۶

9.2

روزی سگی، شیری را گفت: با من ستیز کن؛ شیر سر باز زد؛ سگ گفت: نزد تمام سگان خواهم گفت شیر از مقابله با من می هراسد. شیر گفت: سرزنش سگان را خوشتر دارم تا شماتت شیران، که گویند چون شیری باشد که با سگی پنجه در پنجه شده

×
نگاهی به آخرین اطلاعات منتشر شده از AMD Radeon RX 480
شاخه: AMD/ATI,بررسی سخت افزار,کارت گرافیک

نگاهی به آخرین اطلاعات منتشر شده از AMD Radeon RX 480

تــیم گارد3دی

تیم گــارد3دی (Guard3d.com) سعی بر ارائه مطالب متفاوت در زمینه سخت افزار و بازی دارد و امیدوار است در این زمینه بهترین عملکرد را داشته باشد . تیم گـــارد فعالیت خود را به صورت رسمی از تاریخ 2013-10-14 برابر با 1392-07-22 آغاز کرده و تمامی مطالب تولید شده توسط این سایت برای صاحبین آن محفوظ میباشد. کپی مطالب تنها با ذکر نام (Guard3d.com) مجاز است و ما از کپی مطالب بدون ذکر دقیق لینک منبع به صفحه مطلب راضی نیستیم. امیدواریم رضایت شما را جلب کنیم .

شبکه های اجتماعی

کپی رایت 2013 © تمامی حقوق نزد Guard3d محفوظ است | طراحی و کدنویسی توسط hosseincode

error: نمیتوانید کپی کنید!!! فقط لینک صفحه برای آدرس دهی به این مطلب قابل کپی است