مزرعه ترس؛ گذاره ای بر The Evil Within

شیطان درون «The Evil Within» که در ژاپن آن را با نام Psycho Break، به معنی روان شکن می‌شناسند، یک بازی ویدئویی در سبک ترس و بقا است که در اکتبر سال ۲۰۱۴ منتشر شد. کارگردانی بازی به عهده پدر سبک ترس یعنی شینجی میکامی «Shinji Mikami» بوده و توسط شرکت تانگو گیمز «Tango Gameworks» ساخته شده است. اما در بعد داستانی باید بگوییم که کاراکتر اصلی بازی یعنی سباستین یک کارآگاه معمولی است که در ایالت کلیولند اوهایو «Clevland: Ohio Satate» در حال انجام وظیفه است. او شخص پیچیده ای ندارد، اما دارای جزئیات جالبی است که در ادامه به آن اشاره میکنیم. میکامی «Mikami» در این مورد می گوید:

«The Evil Within جایی است که باید حس سباستین را در وجود درونی خودتان لمس کنید. ممکن است دلیل این موضوع را بعداً بفهمید. دلیل اینکه می گوییم سباستین را باید در بازی حس کنید، این است که هنگام بازی ناخودآگاهتان به شما دستور می دهد که لحظه ای به پشت سر خود نگاهی بیندازید. شاید شیاطین و اجنه پشت سر شما باشند. دقیقاً با احساس وجودی سباستین در بازی شما هم عکس العمل هایی ناخودآگاهانه و رعب آور در مقابل فضای مبهم بازی انجام می دهید و این عکس العمل ها یک فرمول غریزی را در بدن شما به وجود خواهد آورد.»

این مقاله؛ شامل چند تئوری مختلف  از عناصر سبک ترس و فلسفه ترس و  سفر برای اکتشافات حقایق شیطان درون «The Evil Within» است و در مورد عناصر داستانی و کاراکترهای بازی حرفی زده نمیشود. بنابراین اگر به این تئوری ها علاقه چندانی ندارید همین الان با بستن این صفحه خیال خودتان و ما را از خوانده چنین مطلبی راحت کنید تا آخرش پشیمان نشوید!

فرضیه اول: رویای صادقه!

آیا تا به حال فرضیه واقعیت ها در خواب یا همان رویای صادقه را شنیده اید؟! البته که احتمالش وجود دارد. این فرضیه با فیلم تلقین «Inception» رو به عملی شدن که موفق نشد! دلیل آن خود فیلم نبود، بلکه فاصله واقعیات تا پرده نقره ای سینما در این مورد به حدی زیاد بود که رو به حقیقت نرفت. شما چیز هایی را در خواب می بینید که احساس می کنید واقعی هستند، یعنی اینکه شما در خواب رویا را به طوری لمس می کنید که همه چیز واقعاً در دنیای بیداری برایتان اتفاق می افتد. اما زمانی که بیدار می شوید، می پندارید همه چیز اصلاً به دنیای واقعی مربوط نمی شود و فقط بُعدی از یک سرسرای دیگری بود که وجود خارجی نداشت!

اما سوال اینجاست که این توصیف ابتدایی چه ربطی به حقایق شیطان درون «The Evil Within» دارد!؟ آیا پدر سبک ترس یعنی شینجی میکامی «Shinji Mikami» برای ما معمایی بی جواب ساخته که در پی کشف محتویات درونش بی امان بدویم یا اینکه همه چیز ساده تر از آن است که بی مهابا از آن معمایی بدون جواب بسازیم!؟

بگذارید بحث را با یک مثال ساده شروع کنیم؛ تصور کنید وارد خوابی ۳ دقیقه و ۲۳ ثانیه ای در دنیای واقعی می شوید. اما خواب دیدن وابستگی زیادی به فشار وارد شده به مغز شما دارد. گاهاً در شب های معمولی خواب نمی بینید. اما زمان هایی هستند که شما بخشی از آینده خود را در یک چرت روزانه ۲ دقیقه ای می بینید. چرتی که ممکن است حوادث چندین ماهه آینده پیرامون زندگی شما را برایتان بازگو کند! بعد از بیداری تنها چیزی که به خودتان میگوید این است؛ «باز هم یک خواب چِرت و بی معنی دیگر!»

حقایق شیطان درون «The Evil Within»

ولی این اتفاقات؛ در ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳ میلادی برای یک کاراگاه با تجربه از بخش جنایی حوادث بین ایالتی به نام سباستین کاستلانوس «Sebastian Castellanos» اتفاق می افتد. او در دنیای واقعی توسط عاملی ناشناخته بیهوش می شود و در دوربین های امنیتی، محل حادثه ساعت از ساعت ۹:۲۴:۴۵ ثانیه به ۹:۲۷:۰۸ تغییر میکند و او بیدار می شود! حالا این خواب حدوداً ۳ دقیقه ای تبدیل شده به یک سفر چندین ساله به دنیایی ماوراء طبیعی و عجیب و غریب که توضیح دقیقی در موردش وجود ندارد!

دقیقاً با همان ابزار آلات و لوازم و دیوار ها، اما به سلیقه شیطان! جایی که در چندین کتاب آسمانی و مذهبی با وجود تفاوت فرقه ها نوشته شده، این یک عالم غیب است که دقیقاً در پس دنیای ما قرار دارد و چیز هایی کشف نشده در آنجا زندگی می کنند و تنها ما از وجود آنان با خبر هستیم! عده ای به این دنیای ناشناخته و نامرئی اجنه (از دیدگاه غیر مسلمانان آن ها شیاطین یا ارواح پلید معرفی میشوند) میگویند و شاید به همین دلیل است که ما در دنیای خودمان با چشم و گوش معمولی آن ها را نمی بینیم. برای همین نظریه ای وجود دارد که میگوید آن ها با روزنه ای کوچک وارد دنیای ما می شوند تا اهدافشان را به اتمام برسانند!

سخن از ماوراء شد و ما هم وسوسه شدیم کمی وارد علوم غریبه شویم! دنیای که اکثراً با تصورات بد از آن یاد میکنیم و میتوانیم بگوییم یک دنیای کاملاً شر است. شینجی میکامی «Shinji Mikami» نیز با آگاهی از همین موضوعات سعی میکند چنین دنیای ناشناخته و ترسناکی را برای مخابطش ترسیم کند و او را غرق در دنیای شیاطینی کند که هر لحظه در پی خارج کرد روح وجودتان هستند! پس بی راههه نرفتیم اگر بخواهیم موجودات این دنیای تاریک را ارواح خبیثه بنامیم!

مزرعه ترس؛ گذاره ای بر The Evil Within

آن ها توسط خداوند طرد شده اند و حتی وجود جهنم هم برای آن ها کافی نیست. به همین علت آن ها را وارد دنیایی دیگر می کنند که بتوانند با دنیای واقعی ما انسان ها رابطه داشته باشند و شاید به همین دلیل باشد که برخوی مواقع در مطبوعات حوادث عجیبی از یک اتفاق ماورالطبیعه را می شنویم. مثلاً ارتباط رادیویی یک روح با انسان یا عکسی عجیب که در آن یک موجود عجیب دیده میشود! اینها مورادی است که تایید نمیشود، اما احتمال وجودش هم تکذیب نمیشود.

تمامی این توضیحات یک سناریو جذاب و شایدم ترسناک برای فلسفه وجودی کاراکتری به نام سباستین کاستلانوس «Sebastian Castellanos» است! اما این سناریو رویکرد عجیبی دارد! با شروع شیطان درون «The Evil Within» موجود اهریمنی بسیار سریعی را میبینیم که فواصل طولانی مختلف را در زمانی کمتر از ۱ ثانیه طی میکند و در نهایت به به طبقه آخر ساختمانی بزرگ میرسد؛ یعنی جایی که کاراکتر اصلی داستان ما یعنی سباستین قرار گرفته!

از هر زاویه ای که به این موجود عجیب و غریب بنگریم، بی شباهت به اجنه نیست! در زمان نوشتن سناریو بازی، شینجی میکامی «Shinji Mikami» به ترس های ناشناخته اشارات زیادی میکند! یکی از آن ترس ها استفاده اجنه از مغز انسان ها برای انجام کارهای دلخواه خودشان است! آنها با ورود به قلمرو انسان ها، یکی از آنها را وارد قلمرو خودشان کرده و مغزش را در خواب کنترل میکنند تا به اهداف مورد نظرشان برسند! این همان بحثی است که میکامی در داستان به آن اشاره کرده و میگود:

«ما سعی کردیم کنترل مغز سباستین را در دنیای شیطان به همگان نمایش دهیم. باید اعتراف کنیم داستان بازی واقعاً وهم آور شده»

مزرعه ترس؛ گذاره ای بر The Evil Within

این همان بخشی است که گفته شده میکامی می خواهد با سناریوی وحشت خودش شما را تا حدی بترساند که هر لحظه حس کنید چیزی پشت سرتان درون بازی در حال حرکت است!  خود بازی آن چیزی نیست که شما حدس آن را می زنید، بلکه احتمالاتی است که در میان پرده می گذرد. احتمالاتی که روز به روز بیشتر شده و اصولاً در این عنوان چالش برانگیز باعث شک و تردید شما می شود. همیشه پدیده هایی وجود دارند که دیده می شوند و نمی شوند و شاید ببینیم و شاید هم خیر!

فرضیه دوم: سباستین زنده نیست …!

اگر از فاکتور رویای صادقه بگذریم، در فاکتور بعدیبه تئوری جدیدی برخورد میکنیم که عده ای می گویند شاید سباستین در بازی کشته شده و حالا روح وی در جهنم باید به دنبال رستگاری باشد. شاید خداوند او را عفو کند و شاید او در حال پس دادان تاوان کارهایش است! احتمال این فرضیه زیاد و بسیار محدود است! چون مواردی وجود دارد که باعث دوگانکی و شک و تردید در این فرضیه شده است! سوال اینجاست؛  آیا سباستین این را می خواسته؟! چون قبل از وقوع حادثه به همکارش میگوید:

«ای کاش زنده نبودم و این صحنه ها را از دست نمی دادم! همکارش در جواب به او میگوید که باید مراقب آرزوهایش باشد که در نهایت اتفاقات درون بازی رخ میده»

اما شاید سوالی که برای هر کسی پیش بیاید این باشد که چرا تیمارستان محل حادثه غرق در خون شده بود!؟ در حالی که آثار جرم و کشته شدن در دنیای واقعی هرگز دیده نمیشود! اما در ماورای همان دنیا این کشتار ها را میبینیم!؟ در رابطه با فرضیه تیمارستان اطلاعات جانبی اندکی وجود دارد، مثلاً یکی از آن فرضیات به کشیش ارشدی اشاره میکند که نتوانست جلوی خودکشی چند مریض تیمارستان را بگیرد و آنها را از مرگ حتمی نجات دهد! به همین دلیل در حیاط تیمارستان دست به خودکشی میزند!

مزرعه ترس؛ گذاره ای بر The Evil Within

یا حتی داستان هایی در مورد زنی به نام «الیزابت جوناس» نقل و قول میشود که ابتدا ۳ فرزند خودش میکشد و سپس در اکتبر ۱۹۸۶ با ورود به این تیمارستان گلوی خودش را میبرد و خد کشی میکند! این سناریوهای وحشتناک و دراماتیک ما را به یاد شاهکاری به نام ساینت هیل می اندازد «Silent Hill» که توسط کیچیرو تویاما «Keiichiro Toyama» خلق شده! عنوان سبک و بقایی که برای اولین بار در سال ۱۹۹۹ میلادی منتشر شد و موفق شد استانداردهای جدیدی به دنیای ترس و بقا اضافه کند.

پس از یک جهت؛ سناریوهای شیطان درون «The Evil Within» همان استانداردهای سایلنت «Silent Hill» است که از زاویه نگاه شینجی میکامی «Shinji Mikami» روایت شده! بنابراین ما با روایتی جدید طرف نیستیم! فقط زاویه نگاه متفاوت است! مثلاً سباستین وقتی نزدیک اشیاء درون بازی میشود غیب میشوند، اما همان اشایء از دور قابل مشاهده هستند! شاید عده زیادی بی دغدغه این زاویه نگاه را تایید کنند. اما باید بپرسیم این نوع زاویه نگاه چه اِلِمان هایی وارد گیم پلی میکند؟!

تنها جواب قابل تامل این است که ماوراء را بیش از پیش جدی می کند. آقای «جیم فاردل»  به عنوان محقق برجسته بخش علوم غریبه می گوید: «این بخش مربوط به بر هم زدن قوانین فیزیک جانبی در دنیای ما نمی شود و ما معوملاً اغلب نمونه های آن را در کالبد یک فرد جن زده و تعاریف مربوط به آن می دیدیم.» دقیقاً همانند همان روش و سبک ترس و بقایی که در Resident Evil 4 دیده بودیم! اما نکته متمایز کننده ترس شیطان درون «The Evil Within» سناریوهای Resident Evil 4 و Silent Hill نیست! بلکه موجود شرور قرمز رنگی است که شاید به یکی از نمادهای مهم دنیای ترس تبدیل شود!

مزرعه ترس؛ گذاره ای بر The Evil Within

یک موجود قرمز و کریح المنظر، با موهایی سیاه و صورتی غیر قابل دید که از قضای روزگار بانوی عنکبوتی «Spider Lady» نام گرفته! عده ای برای خلق این موجود میکامی را تحسین کردند. اما او در پاسخ به تحسین کنندگانش تنها به این جمه بسنده کرد: «من این موجود را خلق نکردم!». ولی دلیلش چه بود!؟ میکامی در توییتر خودش هم بارها این جمله را نوشته! با کمی جستجو در اینترنت به فرهنگ لغات یونانی و نام و کلمه «dIAblX» میرسیم که همان دیابلو فارسی خودمان است!

در افسانه های یونانی، این موجود شباهت بسیاری با مخلوق میکامی دارد و این موجود در تصور میکامی همان آنتی کرایست یا ضد مسیح (دجال در زبان فارسی) است که مسیح در روز رستاخیر برای نابودیش قیام میکند. آیا میکامی سعی کرده ضد مسیح یا همان دجال را نمایش دهد؟! هر چه که باشد، این موجود فعلاً در اعماق تاریکی است. تالیون ترانسلوانیای کبیر که از پیشروان مذهب ارتدکس است، قبلاً گذاره ها و انگاره های داستانی شیطان درون «The Evil Within» را تایید کرده و گفته موجود قرمز رنگ همان ضد مسیح است!

میکامی در مورد این موجود  و نقش داستانی اش توضیح میدهد: «بانوی عنکبوتی «Spider Lady» به صورت تصادفی جلوی سباستین کاستلانوس «Sebastian Castellanos» قرار میگیرد و کشته نمیشود، حتی اگر سباستین تا آخر سناریو داستانی بازی زنده بماند!» اساساً رفتار ها و عواطف موجود در اکثر بازی ها متفاوت است، اما چیزی که پیش رو ما قرار گرفته، مفهوم عمیق تری دارد و صرفاً  برای بازی نیست. مثلاً در ادامه بازی علائمی را می بینید که باعث می شوند اطلاعات کاملی از سناریو میکامی برداشت کنید!

مزرعه ترس؛ گذاره ای بر The Evil Within

برخی از این علائم شامل تابلوی بزرگ تیمارستان و موجوداتی فناناپذیر سناریو میکامی است! اینکه چرا بدین گونه به تصویر کشیده شده اند، خود حکایت مفصلی دارد که باید در تفکر مذهبی میکامی دنبالش گشت!

فرضیه سوم: پیشگویی و سِحر شیاطین …

بگذارید یک فلش بک تاریخی بزنیم. قبل از به دنیا آمدن حضرت موسی (ع) عده ای به فرعون خبر دادند که پسری متولد خواهد شد که تو را از تخت پادشاهی به زیر خواهد کشید . حال این سوال مطرح می شود که از کجا مطلع شده بودند؟! در آن زمان؛ گروهی زیر زمینی و سرّی به نام کابالا وجود داشت (همان فراماسونرهای آیین کابالا) که در فضای جادوگری و پیش گویی به سر می بردند و هدفشان حکومت کردن بر مردم و سلطه جویی بود. آنها پیشگوئی کردند و به فرعون خبر دادند . فرعون هم شروع به کشتن نوزادان کرد. اما به خواست خدا حضرت در دامان خود فرعون پرورش یافت و …

در این فرضیه پیشگویی و سحر شیاطین مطرح میشود. در اولین سکانس های ابتدایی شیطان درون «The Evil Within» سباستین با عاملی ناشناخته ارتباط ماورایی بر قرار میکند و او هم جزئیاتی از دنیای ماورایی را برایش تعریف میکند. سپس یک نیروی وحی مانند در ذهن وی رشد کرده و مخاطبش را در جریان حوادث آینده قرار میدهد. شیوه صحبت ها کاملاً با زبانی باستانی و ناشناخته (احتمال بسیار زیاد زبان عِبری) بوده و تنها وازگان به انگلیسی ترجمه میشود.

در بخشی از سناریوی بازی و دست نوشته های موجود در آن اینطور برداشت میشود که گروه شیطان پرستان کابالا یک گروه آسیای میانه بودند که از زبان عِبری استفاده میکرند! اگر روی نقشه نگاه کنیم، این زبان مربوط به نقاطی است که مردم مصر باستان، قوم یهود و شهر اورشلیم ه صورت گسترده ای از آن استفاده میکردند. اما اینجا سوالی که مطرح میشود این است که تضاد بین سباستین و دنیای شیاطین چگونه رقم خورد؟! سباستین به ناچار ماموریتش را قبول نکرد و از سر علاقه وارد تیمارستان شد!

مزرعه ترس؛ گذاره ای بر The Evil Within

این نشان میدهد شیاطین داستان ما از قبل روی کارآگاه داستان ما تحقیق کرده بودند! حالا وقتش رسیده تا سباستین روحش پاک شود! در ادامه؛ میکامی میگوید این ترس یک ترس فیزیکی یا دیر گذر نیست، بلکه ترس جدیدی است که آن را ترس از محتوا می نامیم. این ترس ها را در فیلم های سینمایی ترسناک و ماورایی همچون جن گیر «The Exorcist, 1973» و درخشش «Shining ,1980» دیده ایم. مثلاً ممکن بود در آن زمان از دیالوگ ها و صداهای عجیب و غریب شیاطین در کالبد شخصیت تسخیر شده ریگان «Ragen Mcneill» میترسیدید.

حتی دیالوگ هایی همچون «شیطان پشت سر ماست» یا «چگونه او را از بین ببریم» که توسط شخصیت های تسخیر شده گفته میشد، موجب وهم و خیال در آدمی میشد! مثلاً در راهروی ساختمانی چند طبقه و خلوت در حال دویدن هستید که ناگهان درها و پنجره ها خود به خود تکان می خورند و این روند زمانی ترسناک تر می شود که شما وارد قسمت های پایین ساختمان شده و به سمت زیر زمین میروید! حال با تصور  وهم آلود اینکه کسی همیشه و مدام شما را از عقب تماشا میکند، با ترس به زمین رفته و در میانه راه هم چندین بار به پشت سرتان نگاه میکنید!

از این روش وهم و خیال در عنوان ترس «F.E.A.R» به شدت استفاده شده و شما در حین بازی کردن و در حالی که با دوربین روی شانه کاراکتر مسیر جلوی خودتان را میبینید، با ندکی سر و صدا به پشت سر برمیگردید و متوجه جسمی غیر فیزیکی در برابر دیدگان خود میشوید! میکامی در زمینه این نوع ترس میگوید:

«ما در واقع مجموعه کارهایی را در نظر گرفته ایم که بتواند داستان بازی به صورت یک روایت کاملاً غنی از ترس جلوه دهد و میان پرده هایی در نظر گرفتیم که با دیدن سناریو و دیالوگ هایشان، به واسطه ضمیر ناخودآگاه، نسبت به محیط اطرافتان حس ترس بیشتری پیدا کنید.» نکته ای که میکامی آن را تحریف کرد؛ الهامات عناوین ترس آوری بود که شیطان درون «The Evil Within» از روی آنها ساخته شده بود. رمان ۶ جلدی رستاخیز شیطان (اسرار هیولایی) یکی از این سرآمد ها برای خلق دنیای شیطان درون «The Evil Within» است.

مزرعه ترس؛ گذاره ای بر The Evil Within

شینجی میکامی «Shinji Mikami» در گفت و گویی قبل از عرضه بازی اعلام کرده بود که ۱۲ ماه قبل از اینکه پروژه The Evil Within کلید بخورد، او مشغول خواندن این رمان بود تا بتواند از دیالوگ ها و هسته داستان این رمان، برای نوشتن سناریو داستانی بازی استفاده کند. رستاخیر شیطان «Demon Apocalypse» یک اثر ۶ جلدی است که توسط دارن شان «Darren Shan» به رشته تحریر در آمده است. آخرین مجموعه این اثر رستاخیر شیطان «Demon Apocalypse» است که در ادامه جلد پنجم معرفی شده است.

بخشی از داستان ابتدایی رستاخیر شیطان «Demon Apocalypse»:

جایی که یونی سوان گرابز «Yuny Swan Graitz»؛ یک کشیش نا امید به زندگی را با حربه از درویش جدا می‌کند و به هواپیما می‌برد تا به لرد لاس تحویل دهد. گرابز بعد از دیدن سلاخی انسان‌های دیگر و تنها بودنش تسلیم می‌شود. اما ناگهان سوراخی در بدنه هواپیما ایجاد می‌شود و پس از آن برادرش برانابوس گرابز «Bernabois Graitz» را فراری می‌دهد. وی مدتی بعد به محل زندگی برانابوس رفته و با کرنلیوس فلک «Cornolioas Fleck» آشنا می‌شود. مدتی بعد از آن وقایع عجیبی را که برای وی اتفاق افتاده را برای برانابوس و کرنل تعریف می‌کند (وقایع جلد پنجم) و بعد از آن به دلیل توانایی‌هایش برانابوس از او می‌خواهد دستیارش شود.

پس از آن، برانابوس از وی می‌خواهد برای شکست یک شیطان با هم به دنیای دیموناتا بروند. اما با رفتن به دیموناتا، گرابز توانایی مبارزه با شیطان را ندارد و برانابوس او را بر می گرداند. به دلیل مساوی نبودن گذر زمان در دنیاهای مختلف، مدت زمان زیادی طول می‌کشد تا برانابوس و کرنل از دنیای دیموناتا برگردند. پس از آن یکی از مریدهای برانابوس به نام شرمیلا موخرجی به محل قرار آنها آمده و گزارش هولناک باز شدن یک پنجره از دنیای شیاطین و ورود شیاطین بزرگ و سلاخی انسان‌ها را به وی می‌دهد و ….

مزرعه ترس؛ گذاره ای بر The Evil Within

اگر شیطان درون «The Evil Within» را با دقت بازی کرده باشید؛ متوجه میشوید حدود ۷۰ درصد داستانش به پیرامون سرنوشت راز آلود سباستین و اینکه چرا او برگزیده این سفر عجیب شده بود، میباشد. این، همان عاملی که است میکامی آن را تضاد نامیده است. هرچند که عقاید او با عقاید مسیحیان و یهودیان متفاوت است اما در این عنوان سعی کرده تا حدود زیادی عقاید مذهبی و شخصی خود را کنار بگذارد و وارد بند ها و آیین های مذاهب کاتولیک و ارتدکس شود.

فرضیه چهارم: دروازه شیطان در جنگل ها

آیا شما فرضیه دروازه شیطان در جنگل ها را شنیده اید؟! مسلما خیر! اما این پدیده وهم آور برای عده زیادی پیش آمده است. مثلا پسری به نام تامی بومن «Tommy bowman» در ۱۱ مارس ۱۹۵۳ میلادی در حالی که فقط چند قدم از خانواده اش در یک پیاده روی کوهستانی جلو افتاده بود، پس از یک پیچ غیب میشود و هیچ ردپایی از او به جا نماند! خانواده وی طی اظهاراتشان گفتند که تامی دقیقا بعد از پیچ شاید بین ۲ یا ۳ قدمی ما ناپدید شد. برای پیدا کردن تامی گروه تجسس کاملی به راه افتاد تا شاید ردپایی از او پیدا شود. اما او هرگز پیدا نشد و نامش به فهرست گم شدگان جنگل غرب مینسوتا بین سال های ۱۹۵۳ تا ۱۹۵۶ اضافه شد!

به همین دلیل جنگل غربی مینسوتای آمریکا را دروازه شیطان در جنگل ها نامیدند! همانگونه که در ایران کویر بزرگی از کرمان را ریگ جن نامیدند! عده ای از مسیحیان کاتولیک آن حومه بر این باور بودند که این حادثه در زمان رنسانس هم اتفاق افتاده و شیاطین به واسطه عوامل فیزیکی خارج از توضیح بشری، انسان های دنیای ما را از طریق گذرگاهی مخصوص به دنیای خوشدان میبرند.اما سباستین داستان ما همانند داستان های ماورایی تخیلی نیست، با این شباهت که او نیز در سناریوی بازی ناپدید میشود و بعد از ۳ دقیقه و ۲۳ ثانیه به طرز عجیبی  مجدداً رویت می شود.

مزرعه ترس؛ گذاره ای بر The Evil Within

 پس شبهات از این که این دنیا جایی بین خواب و بیداری و دنیای ما و دنیایی ناشناخته است بیشتر می شود. شاید اینطور بتونیم توصیف کنیم که میکامی تمام عواملی که در دنیای ما اتفاق افتاده اند و به نظر مردم عجیب و غریب بودند را از پیش مد نظر قرار داده تا آنها را در بازی خودش پیاده کند. اما بحث دیگری که میکامی آن را تبدیل به یک المان ترس کرده، دشمنی ذات انسان با روحش است. میکامی میگوید: «اگر سباستین در تله ای اسیر شود و در آن تله کشته شود، باعث این می شود که بعد از بارگذاری مجدد بازی، جسدش به شیطان تبدیل شود و به دنبالتان بیاید.»

شاید او میخواهد بگوید در دنیای شیاطین مرگ بی معناست و شما تنها از بعدی که در آن دنیا کشته شدید،به بعدی عقب تر بر می گردید. جایی که عده ای بر این باورند که در جهنم و یا دنیای شیاطین اگر کشته شوی روحت تبدیل به یک شیطان می شود و باز هم از نو متولد می شوید و روح شیطانی خودتان را در همان جا می بینید، تنها به این دلیل که یک آدم گناهکار بودید! این همان عنصر پشت پرده بازی است که میکامی میخواهد آن را به بازیباز بفهماند.

یعنی تمام کسانی که (حتی سباستین) وارد این دنیا شده اند، همگی گناهکار بوده و سلاخی خواهند شد. این مسئله بر می گردد به حوادث قبل از ورود سباستین به ماوراء شیاطین و اعمالی که انجام داده است. شیطان ابتدا اعتمادش را به دست میاورند و سپس او را وارد معبد میکنند تا او را به بردگی بکشند. نور یکی از منابع قدرت در دنیای تاریک شیاطین است. در سکانس های بسیار زیادی، از اول تا آخر بازی مشاهده میکنید که در مکان هایی نور وجود دارد و پناهگاه شما در هنگام تعقیب شیاطین و آسیب رساندن به شما می باشد، از امنیت و سلامت روانی خوبی برخوردارید.

مزرعه ترس؛ گذاره ای بر The Evil Within

وجود چنین مکان هایی ناخودآگاه ما را یاد اثر معروف سم لیک، یعنی Alan Wake می اندازد. البته مکانیزم این نورها در The Evil Within محدود و پیچیده است. اما چرا نور در دنیای تاریکی؟! میکامی می خواهد به بازیباز این نکته را بفهماند که این نور ها اعمال خوب و مثبت سباستین در دنیای خودش و نیکی هایی بوده که وی به دیگران ابزار داشته و همان ها روشنگر راه او در دنیای تاریکی شده است. این یعنی ضاد بین تاریکی و روشنایی که میگوید در بعد روشنایی تاریکی ای وجود دارد و در بعد تاریکی نیز همین طور.

شیاطین دنیای ما حیله گرند. حالا فرض کنید در دنیای خودشان چه طور هستند!؟ در حالی که شما با سباستین در حال تجربه ترس هستید و اغلب اطراف خود را با اتمسفر ترس می سنجید، ناگهان شیاطین به سمت شما هجوم میاورند. چون آنها در مکان هایی دیگر در حال مشاهده ضعف های شما هستند و در تلاش اند تا با حیله و نیرنگ از ضعف های شما برای به دام انداختن شما استفاده کنند. مثلاً سکانسی که همکار زن سباستین در یک اتاق تاریک در حال صدا زدن او است و شما مجذوب صدایش میشوید و به سمت اتاق میروید.

اما پس از رسیدن به اتاق؛ متوجه میشوید فریب خورده اید و چیزی در اتاق نبوده است. ناگهان در بسته میشود و متوجه میشوید صدایی که شنیدید، مربوط به بانوی عنکبوتی «Spider Lady» است ک از میان تاریکی خرامان خرامان به سوی شما می آید. این سکانس اوج هنرنمایی میکامی را نمایش میدهد. شیاطینی که برای به بند کشیدن شما از هر روشی استفاده میکنند. در این سکانس؛ میتوانستید صرف نظر از صدایی که شنیده اید، به مسیرتان ادامه دهید! اما هوس دیدن یک زن! موجب به تله افتادن شما شد!

اینها دقیقاً بخش کوچکی از تله ها و حیله هایی است که در طول بازی برای شما اتفاق می افتد. اغلب در این دنیا انسان های جن زده ای را مشاهده کردید که کالبدشان توسط عاملی ناشناخته گرفتار شده. اما روح خود انسان کجاست؟! اگر یادتان باشد، در فیلم جن گیر «The Exorcist»؛ زمانی که پدر کاراس از عامل ناشناخته ای که ریگان را اسیر کرده، میپرسد: «ریگان الان کجاست؟!» و اجنه در جوابش گفتند: «آن جا پیش ماست در دنیای ما»! احساس ما بر این است که شاید میکامی خواسته کلیشه های جن گیری را کنار بگذارد و وارد دنیایی عمیق تر شود.

یعنی جایی که عمیق ترین اتفاقات رخ میدهد و روح فرد جن زده اسیر می شود. اگر بخواهیم شبیه سازی کنیم؛ فیلم توطئه آمیز «Insidious, 2010» بهترین مثال است. میکامی تلاش کرده با خلق دنیای شیطان درون «The Evil Within» ترس عمیق تری به کالبد و پیکره دنیای بازی وارد کند. شاید بی پاسخ ترین سوال این بشد که آیا شیطان پشت سرمان است؟!

منبع pardisgame
راي شما
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars6 Stars7 Stars8 Stars9 Stars10 Stars
Loading...

نوشته شده در بازی ها,مقالات بازی

آخرین نقد و بررسی ها
بررسی مانیتور Samsung CFG70 27-Inch gaming

بررسی مانیتور Samsung CFG70 27-Inch gaming

تاريخ بررسي: ۲۶ آبان, ۹۶
بررسی کارت گرافیک ASUS ROG STRIX GTX 1060 OC 6GB

بررسی کارت گرافیک ASUS ROG STRIX GTX 1060 OC 6GB

۱۹ مرداد, ۹۶

9.0

بررسی کارت گرافیک Zotac GeForce GTX 1080 Ti AMP! Extreme

بررسی کارت گرافیک Zotac GeForce GTX 1080 Ti AMP! Extreme

۶ مرداد, ۹۶

9.6

بررسی کارت گرافیک Palit GTX 1080 GameRock Premium

بررسی کارت گرافیک Palit GTX 1080 GameRock Premium

۲۶ تیر, ۹۶

9.8

بررسی کارت گرافیک Sapphire Radeon RX 580 Nitro

بررسی کارت گرافیک Sapphire Radeon RX 580 Nitro

۲۳ اردیبهشت, ۹۶

9.2

روزی سگی، شیری را گفت: با من ستیز کن؛ شیر سر باز زد؛ سگ گفت: نزد تمام سگان خواهم گفت شیر از مقابله با من می هراسد. شیر گفت: سرزنش سگان را خوشتر دارم تا شماتت شیران، که گویند چون شیری باشد که با سگی پنجه در پنجه شده

×
شاخه: Intel /Nvidia,بررسی سخت افزار,کارت گرافیک

بررسی کارت گرافیک Geforce GTX 980 در ۱۰۰۰ کلمه

تــیم گارد3دی

تیم گــارد3دی (Guard3d.com) سعی بر ارائه مطالب متفاوت در زمینه سخت افزار و بازی دارد و امیدوار است در این زمینه بهترین عملکرد را داشته باشد . تیم گـــارد فعالیت خود را به صورت رسمی از تاریخ 2013-10-14 برابر با 1392-07-22 آغاز کرده و تمامی مطالب تولید شده توسط این سایت برای صاحبین آن محفوظ میباشد. کپی مطالب تنها با ذکر نام (Guard3d.com) مجاز است و ما از کپی مطالب بدون ذکر دقیق لینک منبع به صفحه مطلب راضی نیستیم. امیدواریم رضایت شما را جلب کنیم .

شبکه های اجتماعی

کپی رایت 2013 © تمامی حقوق نزد Guard3d محفوظ است | طراحی و کدنویسی توسط hosseincode

error: نمیتوانید کپی کنید!!! فقط لینک صفحه برای آدرس دهی به این مطلب قابل کپی است