قهرمان-های-بزرگ-دنیای-بازی

به نام خدا

هر بازی بزرگی و معروفی که ساخته میشود، کاراکتری محبوب را به دنیای بازی معرفی میکند که نز هواداران همان بازی به “قهرمان” معروف میشود. این قهرمان ممکن است همچون اسنیک خوب باشد و ممکناست همچون جوکر بد باشد! اما در نزد طرفدارش قهرمان است بزرگ و درخور احترام. قصد داریم طی چند بخش مجزا بزرگترین قهرمان های دنیای بازی های رایانه ای به همراه داستان زندگی هر شخصیت و مهمترین دیالوگ هر قهرمان را برایتان منتشر کنیم. پس با ما باشید.

  • نکته اول: این مقاله پیش از این توسط خودم در یکی از انجمن های بسیار سطح پایین مربوط به بازی منتشر شده بود و حالا در اینجا منتشر میشود.
  • نکته دوم: دسته بندی زیر بر اساس میزان محبوبیت این شخصیت ها انجام شده است.
  • نکته سوم: مبنای رتبه بندی شخصیت ها ، قدمت بازی و شهرت بازی هاست.

۱
سالید اسنیک: (Solid Snake)
اخرین بازی: Metal Gear Solid 4

سالید اسنیک: (Solid Snake)

سالید اسنیک: (Solid Snake)

سربازی کهنه کار که تا به حال بسیاری ازغیر ممکن ها را ممکن کرده است. اسنیک در اولین نسخه از سری MGS معرفی شد و در تمامی سری های MG، به غیر از MGS3، حضوری چشمگیر و پر رنگ داشت. نام اسنیک به معنای (مار) است و این نام بر گرفته از شخصیت نقش اول اثر محبوب (هیدئو کوجیما) یعنی، فیلم فرار از نیویورک است.

داستان اسنیک بدین صورت است که او به عنوان شخصیتی تازه کار به استخدام شرکت فاکس هاند در آمد و بعد از مدتی کار آموزی به دستور لیکوئید به Outer Haven میپیوند. هدف از فرستادن اسنیک به Outer Haven درگیر کردن او با ماموریت هایی سخت و کشتن او در این ماموریت هاست. هر چند اسنیک از تمامی ماموریت های جان سالم به در میبرد و حتی پدر خودش، بیگ باس را نیز میشکد! سالید اسنیک، پدر لیکوئید اسنیک، یکی دیگر از قهرمانان پر آوازه و بسیار پر طرفدار دنیای گیم است که نقشی اساسی در پیش برد ژانر خودش را دارد. اطلاعات زیادی از خصوصیات اخلاقی اسنیک در دسترس نیست. تنها اطلاعت موجود در باره این مامور اطلاعاتی، داستان زیر است که باعث ورود مجدد او به داستانی پر پیچ و خم است.

در سال ۲۰۱۴ جنگ های سخت بین سازمان های مستقل شکل میگید. یکی از طرفین این جنگ شرکت های خصوصی، شرکتی است با نام مخفف PMC که به بهانه کمک به کشور های مختلف، وارد آنها میشوند تا به اصطلاح دشمنان این کشور ها را سرکوب کنند. در این زمان جنگ به نوعی صنعت برای شرکت های خصوصی تبدیل شده و این شرکت ها میکوشند تا هرج و مرج و نا آرامی های حاصل از جنگ را برای نشان دادن خود، بیشتر کنند. نیروهای شرکت PMC مدام در حال اغتشاش و درگیری هستند و نانو تکنولوژی قابلیتی است که از آن برای آزمایش وفاداری و توان نیروهای PMC استفاده میشود. این سیستم نانویی به وسیله دستگاهی مخصوص به بدن افراد PMC تزریق میشود. به این سیستم نانو ماشین میگویند و مجهزترین نانو مایشن موجود در این سری SOP نام دارد.

آخرین سنگر | سالید اسنیک: (Solid Snake) به همراه نیروهای تحت امرش

آخرین سنگر | سالید اسنیک: (Solid Snake) به همراه نیروهای تحت امرش

گروه های PMC هر کدام دارای شرکتی مخصوص به خود هستند و ۵ تا از بزرگترین این شرکت ها تحت نظر کامل کمپانی مادری با نام Outer Haven میباشند. Outer Haven توسط بیگ باس تاسیس شد ولی در MG به وسیله اسنیک نابود شد و لیکوئید آن را مجددا احیا کرد. Outer Haven هم توسط لیکوئید اسلات (Liquid Ocelot) اداره میشود و لیکوئید به نوعی رهبر تمامی این PMC هاست. اصلی ترین دشمن در این سری کسی نیست جز، رلوور اسلات (Revolver Ocelot) که یکی از مامورین سابق Patriots است که ظاهرا ذهن و مغز او به واسطه پیوند زدن دست لیکوئید اسنیک به وی توسط لیکوئید اسنیک تسخیر شده است.

هدف Liquid Ocelot اختلال در سیستم نانو ماشین SOP سربازان PMC است، تا با اینکار هرج و مرجی وسیع و کشتاری بی رحمانه آغاز کند. در این بین سالید اسنیک که به واسطه همین نانو ماشین های موجود در بدنش پیر شده، توسط فرمانده سابق خود Roy Campbell دعوت میشود تا آخرین ماموریت خود را انجام دهد. تنها هدف اسنیک در این داستان نجات دنیا و نابودی Outer Haven است. سالید اسنیک جنگ جویی تمام عیار و متعهد بود. اما از زمانی که از یاران قدیمی خود جدا شد در مقابل کارهای آن ها قرار گرفت.

لیکوئید اسلات برای اینکه بتواند جلوی حرکت فردی مثل سالید اسنیک را بگیرد، به بدن او نانو ماشین تزریق کرده است. هرچند اسنیک در مقابل این نانو ماشین از خود مقاوت نشان میدهد، اما در بسیاری از زمان ها، توان مقابله در برابر نانو ماشین ها راندارد. به همین دلیل یکی از دوستان قدیمی او برایش لباسی تحت عنوان Octocamo طراحی کرده تا قدرت او را افزایش دهد. این لباس در نسخه Metal Gear Sold 4 بر تن اسنیک است. علت دیگر طراحی لباس Octocamo برای اسنیک هم بر میگردد به عملیات Super Baby در پروژه کلون سازی.

دکتر نائومی هانتر (Naomi Hunter)

دکتر نائومی هانتر (Naomi Hunter)

به دلیل موفقیت آمیز نبودن این عملیات و برخی مشکلات جدی، یک ویروس به بدن اسنیک نفوذ کرده و شروع به فساد در بافت های سلولی و عضلانی اسنیک میکند و او سریع پیر میشود. نام ویروسی که به بدن اسنیک نفوذ کرده، ویروس فاکس دای است. ویروس مهندسی سازی که با شناسایی DNA و پیوند با آن، افراد را از پا در میاورد. این ویروس سال ها قبل از اتفاق Shadow Moses در دست ساخت بود و با پیوستن نائومی هانتر به فاکس هاند، پیشرفته تر شد.

این ویروس با بودجه پنتاگون و در برنامه سری سلاح بیولوژیکی ساخته شد. نائومی هانتر (Naomi Hunter) در واقع سر پرست بخش مهندسی پزشکی شرکت فاکس هاند است. نائومی هانتر ازاین ویروس چند مدل ساخت که یکی از آنها به بدن سالید اسنیک تزریق شد و دیگری به بدن لیکوئید اسنیک که او را از پای در آورد. البته در نهایت نائومی با فهمیدن برخی حقایق و دلایل اسنیک، او را از مرگ نجات میدهد و ویروس را غیر فعال میکند.

۲
اتزیو ادیتوره: (Ezio Auditore)
آخرین بازی: Assassin Creed Revelaion

دیالوگ معروف: “برای پیروزی در جنگ ، تنها یک فرد کافی نیست ” ” من برای انتقام بازگشته ام ، من Assassin ها را دورهم جمع خواهم کرد”

اتزیو در زبان ایتالیایی به معنای عقاب فلورانس است. اویکی از اشراف زادگان ایتالیا است. خانواده او توسط دوستان نزدیک پدرش مورد خیانت قرار میگیرد و باعث کشته شدن پدر وبرادرش میشود. به همین دلیل او تصمیم میگیرد به یک Assassin تبدیل شود تا بتواند انتقام پدرش را بگیرد. تنها پشتیبانان اتزیو در بازی عمویش و لئوناردو داوینچی به همراه دیگر از دوستانش است که برای انقام ازبورجیا به او کمک میکنند. اتزیو یکی از نوادگان الطیر است که درنسخه دوم، بازیباز کنترل این شخصیت را بر عهده دارد. داستان اتزیو در این سری غمناک ترین و زیباترین داستان موجود است. داستانی که بوی خون و انتقام میدهد.

Ezio-Auditore

اتزیو بعد از نفوذ به واتیکان این فرصت را پیدا میکند تا پاپ الکساندر پنجم معروف به (رودریگو بوریجیا) را به قتل برساند. اما او از جان پاپ پنجم (بورجیا) که مسئول قتل پدر و برادر اتزیو است میگذرد و او را نمیکشد. البته بعدها (اواخر بازی) اتزیو از این تصمیم پشیمان میشود، زیرا نفوذ و قدرت پاپ پنجم به قدری زیاد میشود که تمام رم را دربر میگیرد و اینجاست که او به یکی از دشمنان اصلی اتزیو تبدیل میشود. پس از این اتفاقات است که اتزیو برای انتقام از مصوبان آن حوادث به سمت اساسین شدن میرود.

انتقامی که باعث شد اتزیو همانند گرگی بیرحم، دشمنانش را یکی یکی قربانی کند. در نهایت با یک دسیسه خونین به یک اساسین قدرتمند تبدیل میشود و در نسخه Brotherhood انتقام پدر و برادرش را میگیرد. اتزیو در Assassin’s Creed: Brotherhood به قسطنطنیه سفر میکند تا از اسرار ناگفته جدش الطیر باخبر شود. در این راه با افراد و اتفاقات زیادی روبرو میشود و به سختی و با تمام وجود، همه موانع را کنار میزند تا به هدفش برسد. بازی Assassin Creed : Revelaion اخرین بازی بود که بازیبازان با اتزیو همراه بودند.

۳
آیزاک کلارک: (Isaac Clarke)
آخرین بازی: Dead Space 2

آیزاک کلارک: (Isaac Clarke)

آیزاک کلارک: (Isaac Clarke)

خلاصه داستان شخصیت آیزاک کلارک در نسخه اول

ایشیمورا نام سفینه ای تحقیقاتی است که برای انجام عملیات حفر معدن به سمت سیاره Aegis VII میرود. اما سفینه با مشکلی فنی مواجه میشود و پیغامی برای CEC (پایگاه زمینی) مخابره میکند. پایگاه زمینی هم برای بررسی و حل مشکل فردی به نام Kellion را با یک شاتل اختصاصی عازم سفینه ایشیمورا میکند و زمانیکه Kellion قصد فرود بر روی ایشیمورا را دارد با مشکلی فنی مواجه میشود که موجب سقوط شاتل فضایی و صدمهای جدی به موتور وبدنه آن میشود.

در این هنگام شخصیت اصلی بازی، آیزاک کلارک که به عنوان مهندس مخابرات در ایشیمورا فعالیت میکند، برای حل مشکل به سمت محل برخورد شاتل میرود. در همین زمان اتاق فرماندهی سفینه توسط گروهی از موجودات به نام نکرومورفها مورد هجوم قرار میگیرد. در این بین کاپیتان Johnston کشته میشود و بقیه موفق به فرار از دست این موجودات میشوند. آیزاک که درحال تعمیر سفینه است، متوجه هجوم موجودات شده و برای نجات جان خودش پا به فرار میگذارد.

در بخشی دیگر از سفینه یکی از همکاران آیزاک توضیح میدهد که تمامی سیستم های مخابراتی سفینه از کارافتاده و آنها نمیتواننند تقاضای کمک کنند. بعد از مدتی تلاش، آیزاک موفق به راه اندازی سیستم ناوبری سفینه میشود و هنگامی که قصد بلند کردن سفینه را دارد با حمله یک نکرومورف مواجه شده که حاصل درگیری آنها انفجاری بزرگ است که نتیجه اش نابودی قسمتی از سفینه ایشیمورا و زمین گیر شدن مجددش است. علت بخشی از عامل این اتفاقات و حمله نکرو مور ها توسط فایل های صوتی و تصویری موجود در سفینه که بعدها به دست آیزاک میرسد مشخص میشود.

فضای داخلی و اتاق کنترل فرمان سفینه ایشیمورا

فضای داخلی و اتاق کنترل فرمان سفینه ایشیمورا

بعد از اتفاقات مختلفی که در سفینه می افتد، آیزاک با چند نفر از دوستان بازمانده اش روبرو میشود و با کمک هم موفق به فرار از بخش های آسیب دیده سفینه میشوند. آنها بعد از تعمیر بخش هایی از سفینه موفق به ارتباط رادیویی با سفینه ای دیگر شده و درخواست کمک میکنند. سفینه فوق هم یک کپسول نجات برای آیزاک و دوستانش میفرستد که با حمله مجدد نکرومورها، این کپسول به مقصد نمیرسد. بعد از ماجراهایی که رخ میدهد آیزاک به طور اتفاقی نامزد خود را میبیند.

اما از پشت یک دیوار شیشه ای و در نهایت موفق به ارتباط با نامزدش نمیشود. بعد از مدتی درگیری با نکرومورفها برخی از دوستان آیزاک موفق به فرار از مهلکه شده و آیزاک را تنها میگذارند. در همین حین نیکول که یکی از دوستان آیزاک است سر میرسد و به آیزاک کمک میکند که شاتل سفینه را آماده پرواز کند. پس از راه اندازی شاتل توسط آیزاک، او به همراه نیکول به سمت Aegis VII میکند و بالاخره موفق میشود به سطح سیاره Aegis VII برسد. بعد از مدتی ویدئویی از طرف یکی از دوستان آیزاک برایش مخابره میشود که نشان میدهد که شخصی به اسم نیکول همراه آیزاک نیست و نیکول قبل از رسیدن به ایشیمورا خودکشی کرده! و تمامی این موارد به دلیل توهمی است که بر اثر وجود ماده ای به نام مارکر قرمز به ایزاک سرایت کرده است.

در اخر بازی شاهد برخورد سنگی بسیار بزرگ با سطح سیاره و فرار آیزاک از مهلکه هستیم و مشاهده میکنیم که آیزاک در شاتل نشسته که ناگهان نکرومورفی به او حمله ور شده و ناگهان داستان بازی نسخه اول با کلی سوال و ابهام به اتمام میرسد.

Aegis VII

سیاره Aegis VII | مکانی بسیار خطرناک و دور افتاده. جایی که انسانها برای بدست آوردن مواد کمیاب آن را اشغال کرده اند.

خلاصه داستان شخصیت آیزاک کلارک در نسخه دوم

داستان این نسخه هم حول و محور آیزاک کلارک میچرخد. حوادث نسخه دوم بازی در ایستگاه فضایی رخ میدهد. بعد از حوادث بازی اول، آیزاک در تیمارستان بستری شده و یادش نمی آید که حتی چه طور او را به این مکان آورده اند. در ابتدای بازی میبینیم که آیزاک به دلیل توهمات ناشی از مارکر قرمز، روانی شده و مدام نامزد خود را میبیند. در همین حین خبر میرسد که نکرومورف ها به ایستگاه فضایی حمله ور شده اند. آیزاک با شندین خبر قصد فرار دارد که با دری بسته مواجه میشود.

سپس در سلول آیزاک توسط فردی به نام Franco Delileh که یکی از کارکنان ان قسمت است باز میشود. بعد از مدتی آیزاک با دو شخصیت جدید که یکی مونث و دیگری یک بیمار روانی مذکر است آشنا میشود. نام شخصیت مونث دایانا است و با ویدئوهایی که به آیزاک میدهد به او میگوید که هر دوی آنها توسط رئیس ایستگاه فضایی به اینجا آورده شده اند تا بر روی نسخه ای جدید از مارکر سیاه کار کرده و آنرا بسازند. نام رئیس ایستگاه فضایی تایدمن است. تایدمن قبلا موفق شده بود تا سیگنال های ذهنی موجود در مغز آیزاک را از ذهنش خارج کند.

سیگنال هایی که بر اثر همنشینی آیزاک در کنار مارکر قرمز در ایشیمورا به او سرایت کرده بود. این کار تایدمن باعث شده آیزاک به نوعی فراموشی دچار شود. همچنین دایانا میداند که آیزاک دچار نوعی فراموشی و همچنین توهم، نسبت به محیط اطرافش است و به همین دلیل پس ازمدتی آیزاک رادستگیر میکند. آیزاک متوجه میشود که او عضو گروهی است که یونولوژیست نامیده میشود. در واقع این گروه مارکر را در دنیای بازی پرستش میکنند و هدف دایانا از دستگیری آیزاک، تولید نوعی از مارکر است که بتواند همگرایی بیشتری بین کهکشان ها به وجود آورد.

آیزاک کلارک: (Isaac Clarke)

به لباس آیزاک دقت کنید. لباس مخصوص و البته گران قیمتش او را در مقابل نکرومورفها تا حدودی محافظت میکند

در همین حین یک فضاپیما به مقر دایانا حمله کرده و موجب کشته شدن او و همراهانش میشود. فرصتی عالی برای فرار آیزاک محیا شده و موجب میشود او از مهلکه فرار کند.  بعد از اتفاقات و درگیری های پراکنده، آیزاک موفق میشود به بخش دولتی که عامل اصلی این ماجراهاست نفوذ کند. یکی از مشکلات آیزاک در این بازی توهمات ناشی از دیدن مداوم دوست صمیمی اش نیکول است. دوستی که به خاطر کوتاهی آیزاک جانش را از دست داد. آیزاک در راه سفر به بخش دولتی با شخصیتی به نام الی آشنا شده و پس از درگیری هایی که در سفینه به وجود می آید، به یاد می اورد الی را در یکی ازسفینه ها قرارداده و با وجود مخالفت الی، آیزاک او را نجات میدهد.

دلیل آیزاک برای نجات الی این بود که دیگر نمیخواست به خاطر کوتاهی، یک دوست دیگر را از دست بدهد. سرانجام در اواخر بازی آیزاک به مارکر اصلی بازی میرسد تا قدرت همگرایی آنرا فعال کند. آیزاک بعد از درگیری با نکرومورفها و همچنین درگیری با رئیس ایستگاه فضایی (تایدمن) موفق میشود مارکر اصلی را برای درمان خود نابود کند. یکی از دلایل اصلی توهمات وفراموشی آیزاک فرکانس های رادیویی و مغناطیسی ساطع شده از همین مارکر بود. بعد از اینکه مارکر اصلی نابود میشود آیزاک ازدرد و رنج توهم نیکول و همینطور قدرت های ذهنی مارکر راحت میشود.

سپس الی و آیزاک پس از برقراری تماسی ویدئویی یکدیگر را پیدا میکنند و به یک سفینه فضایی از ایستگاه فضایی اسپرال فرار میکنند. سپس مکالمه ای از طرف یک فرد ناشناس با رئیسش پخش میشود که رئیس ناشناس دستور میدهد باید کار تعمیر مارکرها برای کنترل ذهن نکرومورها و انسان هایی که به مارکر آلوده شده اند از نوع شروع شود.

۴
نیتین دریک: (Nathan Drake)
آخرین بازی: Uncharted 3 Darks Deception

نیتین دریک: (Nathan Drake)

نیتین دریک: (Nathan Drake)

نیتن یکی از محبوب ترین شخصیت های کنسول PS3 است که با سرعتی عجیب و سر سام آور به محبوبیت و شهرت نزد هواداران رسید. نیتین دریک عاشق گنج و افسانه است، به طوریکه بخش اعظمی از داستان این سری بازی بر پایه سفرهای مارکوپولو افسانه ای نوشته شده است. شخصیت نیتین دریک به وضوح از از روی اشخاصی همچون هریسون فورد و بوروس ویلیس طراحی و ساخته شده است. در بازی هم نیتین همیشه همراه با یار همیشگی خود، ویکتور سالیوان کلمبیایی به دنبال گنجینه های مختلف است.

پدر و مادر نیتن زمانی که او ۵ سالش بود او را رها میکنند، هر چند مادرش پس از مدتی خودکشی میکند که این اتفاقات موجب میشود نیتن دریک در پرورشگاه بزرگ شود. نیتین دریک نام واقعی این شخصیت نیست و این نام را در پرورشگاه برای او انتخاب کردند. نیتن همواره به دنبال نام و شخصیت واقعی خود بوده تا هویت واقعی خودش را بفهمد. او در سن ۱۵ سالگی از پرورشگاه فرار میکند و برای پیدا کردن وسایلی که متعلق به سر فرانسیس بوده راهی کلمبیا میشود.

نیتن مدعی است که نوه سر فرانسیس دریک است. زمانی که او برای انجام کاری راهی کلمبیا میشود در اواسط سن ۲۰ سالگی خودش است. با این حال بسیار جوان و خام است و بعد از اتفاقاتی مختلفی در کلمبیا با ویکتور سالیوان آشنا میشود. از طرفی دیگر یار همراه نیتن دریک در سفرهای ماجرا جویانه اش دختری با نام آینا فیشر است که نیتن مدت هاست عاشقش شده است. صدا گذاری شخصیت نیتن دریک بر عهده Nolan North است. صدا گذاری بی نقصی که باعث عمق بخشیدن به شخصیت نیتن و داستان بازی شده است. داستان شخصیت نیتن در سه گانه Uncharted به اتمام نرسید و نیتن هنوز نه نام واقعی خود را میداند و نه پدرش را دیده!

۵
مارکوس فینیکس: (Marcus Michael Fenix)
آخرین بازی Gears Of War 3

مارکوس فینیکس: (Marcus Michael Fenix)

مارکوس فینیکس: (Marcus Michael Fenix)

نام کاملش سرجوخه Marcus Michael Fenix است که در محل خدمتش او را Marcus l Fenix صدا میزنند. او رهبری گروه دلتا را بر عهده دارد و هدف اصلی اش هم مقابله با لوکاست ها است. مارکوس ۲۱ سال قبل از Emergency Day (روز حمله عظیم لوکاست ها به زمین) در Tyrus به دنیا امد و پدرش Adam و مادرش Elain نام دارد. در سال ۶۲ و زمانی که مارکوس تنها ۵ سال داشت، پدرش مشغول توسعه Kashkur در جریان جنگ های داخلی Pendulum شد و قصد داشت این منطقه رابرای ائتلاف زمینیان اماده کند.

مارکوس بارها از اینکه نمیتواند پدرش راببیند و مدام پدرش او راترک میکند شاکی بود. اینجا بود که پدر مارکوس دلیل تشکیل Gears و این همه جنگ خونین و غیبتش را برای مارکوس توضیح داد و مارکوس هم پذیرفت که بعداز این، راه پدرش را ادامه دهد. مارکوس در سن ۹ سالگی به مدرسه Olafson میرود که در آنجا به دلیل روابط خوب پدرش با ائتلاف و خانواده ای متمول مورد هجوم تعدادی کودک دیگر قرار میگیرد. در این درگیری ها یکی از هم کلاسی هایش به نام Carlos Santiago از او دفاع میکند و بعد از مدتی مارکوس را به تیم راگبی دعوت میکند.

مارکوس همچنان مورد خشم دیگر بچه های مدرسه است. در یکی از روزها و در یکی ازبازیهای راگبی، یکی از همان دانش آموزان تکلی خشن رویپای ماکوس میرود و درگیری شروع میشود. این درگیری با دخالت Dom برادر بزرگتر Carlos خاتمه میابد. از این زمان به بعد مارکوس با شخصیت Dom آشنا میشود. دوستی بین این دو نفر به قدری زیاد میشود که در تمامی جنگ ها یار و هم تیمی یکدیگرند و با هم به جنگ لوکاست ها میروند. سه سال بعد مارکوس به دعوت پدر Dom و برای صرف ناهار به خانه آنها میرود و پدر Dom با مارکوس پیشنهاد میدهد برای شرکت در جنگ به ارتش بپیوندد. سپس بعد از گم شدن مادرش مارکوس، او تصمیم میگیرد که به ارتش بپیوند و در اولین گام به واحد C Company پبوست نکته حائز اهمیت نقش پر رنگ خانواده فینیکس در این بازی است.

تا قبل از نبرد Ephyra مارکوس سرجوخه ای فرمان پذیر و وفادار به جنگ بود و هیچ وقت پست خود را ترک نمیکرد. اما در این نبرد او برای نجات جان پدرش، دکتر Adam Fenix پستش را ترک میکند و به همین دلیل از ارتش اخراج میشود و او را به زندانی، با درجه فوق امنتیتی میرند. پس از ترک پست، مارکوس نتوانست پدرش را نجات دهد. اما شرایط جنگ و هجوم لوکاست ها به زمین و گسترش حملاتشان، وضعیت را به گونه ای میکند که مارکوس مجدا از طرف ارتش برای رهبری گروه دلتا فرخوانده میشود. سرانجام در روز حمله لوکاست ها به زندان فوق امنیتی، دوست قدیمی مارکوس Dominic Santiago او را از زندان نجات میدهد و از همان لحظه  مارکوس به همراه هم تیمی های قدیمی اش کارش را شروع میکند.

داستان در نسخه دوم به گونه ای پیش میرود که مارکوس عشق دختری به نام آنیا میشود. آنیا کسی است که در سری بازی های Gears Of War نقش پشتیبانی مرکزی از گروه دلتا را بازی میکند. اما داستان در نسخه سوم حول و هوش حمله لوکاست ها و اطلاعاتی از زنده بودن پدر مارکوس است که این موضوع باعث میشود مارکوس حتی بدون کمک یاران خودی، ماموریتی خطرناک را آغاز کند که این ماموری ، پایان داستان رهبری گروه دلتا توسط مارکوس فینیکس را رقم میزند.

منبع Guard3d wikia
راي شما
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars6 Stars7 Stars8 Stars9 Stars10 Stars
Loading...

نوشته شده در بازی ها,مقالات بازی

آخرین نقد و بررسی ها
بررسی مانیتور Samsung CFG70 27-Inch gaming

بررسی مانیتور Samsung CFG70 27-Inch gaming

تاريخ بررسي: ۲۶ آبان, ۹۶
بررسی کارت گرافیک ASUS ROG STRIX GTX 1060 OC 6GB

بررسی کارت گرافیک ASUS ROG STRIX GTX 1060 OC 6GB

۱۹ مرداد, ۹۶

9.0

بررسی کارت گرافیک Zotac GeForce GTX 1080 Ti AMP! Extreme

بررسی کارت گرافیک Zotac GeForce GTX 1080 Ti AMP! Extreme

۶ مرداد, ۹۶

9.6

بررسی کارت گرافیک Palit GTX 1080 GameRock Premium

بررسی کارت گرافیک Palit GTX 1080 GameRock Premium

۲۶ تیر, ۹۶

9.8

بررسی کارت گرافیک Sapphire Radeon RX 580 Nitro

بررسی کارت گرافیک Sapphire Radeon RX 580 Nitro

۲۳ اردیبهشت, ۹۶

9.2

روزی سگی، شیری را گفت: با من ستیز کن؛ شیر سر باز زد؛ سگ گفت: نزد تمام سگان خواهم گفت شیر از مقابله با من می هراسد. شیر گفت: سرزنش سگان را خوشتر دارم تا شماتت شیران، که گویند چون شیری باشد که با سگی پنجه در پنجه شده

×
با پورت های خروجی کنسول PlayStation 4 آشنا شوید

تــیم گارد3دی

تیم گــارد3دی (Guard3d.com) سعی بر ارائه مطالب متفاوت در زمینه سخت افزار و بازی دارد و امیدوار است در این زمینه بهترین عملکرد را داشته باشد . تیم گـــارد فعالیت خود را به صورت رسمی از تاریخ 2013-10-14 برابر با 1392-07-22 آغاز کرده و تمامی مطالب تولید شده توسط این سایت برای صاحبین آن محفوظ میباشد. کپی مطالب تنها با ذکر نام (Guard3d.com) مجاز است و ما از کپی مطالب بدون ذکر دقیق لینک منبع به صفحه مطلب راضی نیستیم. امیدواریم رضایت شما را جلب کنیم .

شبکه های اجتماعی

کپی رایت 2013 © تمامی حقوق نزد Guard3d محفوظ است | طراحی و کدنویسی توسط hosseincode

error: نمیتوانید کپی کنید!!! فقط لینک صفحه برای آدرس دهی به این مطلب قابل کپی است