تحلیل و بررسی بازی God of War

I lived as a warrior, I died as a god

این مقاله بازنشری است از مقاله تحلیلی «وی جی پست مُرتم» و گارد۳دی به غیر از تغییر تصاویر، هیچ دخل و تصرفی در آن ندارد و صرفاً برای آگاهی بازیبازان آن را منتشر کرده است.

انسانی که خدای جنگ شد!

اگر از خوانندگان ثابت سایت باشید، میدانید که در سایت بخشی به نام «ناگفته های داستان بازی» ایجاد کردیم و تنها هدف از ساخت این بخش افزایش آگاهی بازیبازان و هم وطنان عزیز و بیان جزئیات پشت پرده بازی هاست که در لا به لای گیم پلی بازی مخفی شده اند.ما در مورد هیچ کدام یک از بازی های بررسی شده قضاوتی نمیکنیم و قضاوت را به عهده خواننده میگذاریم. بازی God of War یکی از جنجالی ترین بازی های رایانه ای است که سوژه آن حول محور اساطیر یونان در گردش است و روایتی جدید از این اساطیر ارایه می دهد.

اما در پس این داستان جدید نکات مهم و ظریف زیادی نهفته است که از سه منظر اساطیری، روانشناختی و مذهبی قابل بررسی هستند.  سری بازی های God of War با محوریت قرار دادن اساطیر یونان و ماجرای رویارویی یک انسان با خدایان، پایه گذار سبکی در بازی های رایانه ای بود که می توان آن را «خداکشی» یا «ارتداد» نام نهاد. در این سری از بازی ها برای نخستین بار یک انسان فانی (کریتوس) به جایگاه خدایی دست پیدا می کند و موفق به نابودی سایر خدایان می گردد. به نظر می رسد که این بازی ورای تمام جذابیت های داستانی و تصویری، پیام های زیادی در خود جای داده باشد. در ادامه به بررسی این پیام ها می پردازم:

کریتوس در اساطیر باستانی

بهتر است پیش از شروع بحث کمی راجع به شخصیت کریتوس و نقش اساطیری او صحبت کنیم و ببینیم که اصلا چنین شخصیتی در اساطیر یونان وجود داشته یا نه؟ اگر در اساطیر یونان به جستجو بپردازیم، به شخصیتی به نام کریتوس برخورد خواهیم کرد که با شخصیت درون بازی تفاوت های فاحش و چشمگیری دارد. این شخصیت که اشارات کوچکی از او در اساطیر دیده می شود، به عنوان مشاور دست راست زئوس معرفی شده است. او شخصیتی نیمه خدایی دارد و در علم و دانش سرآمد همه المپیان (به غیر از زئوس) و زمینیان است.

کریتوس اساطیری موجودی آرام و صلح طلب است که حتی در چندین مورد خدایان را از جنگ و خونریزی بر حذر می دارد! اما شخصیت کریتوس در بازی God of War با نمونه اساطیری خود تفاوت های فاحشی دارد و دچار استحاله ای اساسی شده است. او شخصیتی خونخوار، بی رحم، خود رای و سرکش معرفی می شود که از جنگ و خونریزی لذت می برد و در مقابل فرمان خدایان می ایستد. کریتوس به عنوان نماینده انسان ها، تا جایی پیش می رود که به مقام خدایی ارتقاء می یابد و سرانجام در اثر یک اختلاف، از مقام خدایی خلع و در نهایت موفق به نابودی حکومت خدایان و از بین بردن تمامی آن ها می شود.

حال با توجه به این تغییر فاحش، این سوال مطرح می شود که کریتوس درون بازی کیست و از کجا آمده است؟ برای پاسخ به این سوال بهتر است به داستان زیر توجه کنید:

شباهتی عجیب، اما قابل تامل!

برای پیدا کردن منشاء پیدایش شخصیت کریتوس درون بازی، لازم است تا کمی با تفکرات و عقاید خالق آن آشنا شویم. با توجه به اینکه دیوید جفی (نویسنده و کارگردان بازی) یک یهودی متعصب است، به همین دلیل بهتر است جستجویی در کتاب های مقدس یهودیان داشته باشیم. پس از یک بررسی دقیق در کتب عهد عتیق به مورد جالبی برخورد کردم که بهتر است شما هم آن را مطالعه کنید و خودتان درمورد آن قضاوت نمایید: متن زیر دقیقاً از کتاب داوران (یکی از کتب عهد عتیق) که حاوی ۳۵۰ سال رویدادهای قبل از دوران سلطنتی قوم بنی اسرائیل است برداشت شده است:

یفتاح جلعادی و کریتوس

یفتاح جلعادی، جنگجویی بسیار شجاع، و پسر زنی بدکاره بود. (این بخش از مشخصات یفتاح، به مشخصات کریتوس شباهت زیادی دارد. او همچون یفتاح مردی جنگجو و بسیار شجاع بود و هر دو از زنی بدکاره زاده شده بودند! توجه داشته باشید که در یونان باستان به زنان معشوقه زئوس هم بدکاره می گفتند.)  پدرش (که نامش جلعاد بود) از زن عقدی خود چندین پسر دیگر داشت. وقتی برادران ناتنی یفتاح بزرگ شدند، او را از شهر خود رانده، گفتند: «تو پسر زن دیگری هستی و از دارایی پدر ما هیچ سهمی نخواهی داشت.» 

کاراکتر-کریتوس

پس یفتاح از نزد برادران خود گریخت و در سرزمین طوب ساکن شد. دیری نپایید که عده ای از افراد ولگرد دور او جمع شده، او را رهبر خود ساختند. (چنین اتفاقی برای کریتوس هم روی داده بود. او از طرف خدایان المپ و حتی هرکول- برادر هم رده خودش، مورد بی مهری قرار گرفته و ترد شده بود. خدایان با وجود این که کریتوس برادر آن ها بود از او به عنوان یک موجود حقیر، در جهت اهداف خود استفاده ابزاری می کردند.) پس از مدتی عمونی ها با اسرائیلی ها وارد جنگ شدند.

رهبران جلعاد به سرزمین طوب نزد یفتاح رفتند و از او خواهش کردند که بیاید و سپاه ایشان را در جنگ با عمونی ها رهبری کند. اما یفتاح به آن ها گفت: «شما آنقدر از من نفرت داشتید که مرا از خانه پدرم بیرون راندید. چرا حالا که در زحمت افتادید به سراغ من آمدید؟» آن ها گفتند: «ما آمده ایم تو را همراه خود ببریم. اگر تو ما را در جنگ با عمونی ها یاری کنی، تو را فرامانروای جلعاد می کنیم.» … (خدایان المپ نیز در چندین مورد از کریتوس درخواست کمک کردند و هربار با وعده هایی او را متقاعد به همکاری کردند).

سپس یفتاح این ماموریت را پذیرفت و مردم او را فرمانده لشگر و فرمانروای خود ساختند. یفتاح در ابتدا برای پادشاه عمون قاصدانی فرستاد و از او خواست قوم اسرائیل را به حال خود رها کند و دلایل خود را در این رابطه بیان کرد. اما پادشاه عمون به این صحبت ها توجهی نکرد. آنگاه روح خدا بر یفتاح قرار گرفت و او سپاه خود را از سرزمین های جلعاد و منسی عبور داد و از مصفه واقع در جلعاد گذشته، به جنگ سپاه عمون رفت. یفتاح نزد خداوند نذر کرده بود که اگر اسرائیلی ها را یاری کند تا عمونی ها را شکست دهند، وقتی به سلامت به منزل بازگردد، هرچه را که از در خانه اش به استقبال او بیاید به عنوان قربانی سوختنی به خداوند تقدیم کند. ( ماجرای درخواست کمک کریتوس از اریس و نذر او بی شباهت به این ماجرا نیست.)

کاراکتر-کریتوس

پس یفتاح با عمونی ها وارد جنگ شد و خداوند او را پیروز گردانید. او آن ها را از عروعیر تا منیت که شامل بیست شهر بود و تا آبیل کرامیم با کشتار فراوان شکست داد.  هنگامی که یفتاح به خانه بازگشت، دختر وی، یعنی تنها فرزندش درحالیکه از شادی دف می زد و می رقصید به استقبال او آمد. یفتاح با دیدن دخترش از شدت ناراحتی جامه خود را چاک داد و فریاد زد: «آه دخترم! تو مرا غصه دار کردی، زیرا من به خداوند نذر کرده ام و نمی توانم نذرم را ادا نکنم» … و یفتاح چنانکه نذر کرده بود عمل نمود… ( به صحنه کشته شدن خانواده کریتوس- همسر و دختر- به دست خود او و به دستور اریس توجه کنید. در این مورد هم می توان شباهت های ظریفی بین دو شخصیت مشاهده کرد.).

می بینید که شباهت این دو داستان به یکدیگر بسیار زیاد است، البته این تنها یک فرضیه است و ممکن است چنین رابطه ای اصلا وجود نداشته نباشد. اما از طرفی هم نمی توان از این موضوع به سادگی عبور کرد و آن را نادیده گرفت. به هر حال هر اثری ریشه در عقاید و ایدئولوژی شخصی خالق آن دارد و نمی توان آن را جدا از خالق تفسیر کرد.

منشاء پیدایش خدایان در اساطیر یونان

شاید بتوان تولد اساطیر و به خصوص خدایان اساطیری را با تولد اولین بشر هم دوره دانست و رد پای آن ها را در آن دوران جستجو کرد. زمانی که بشر پا به عرصه وجود نهاد، با یک معضل بزرگ و اساسی مواجه گشت. سردرگمی و ناتوانی در برقراری ارتباط با محیط پیرامون، و عدم درک و توضیح مناسب برای تفسیر علت بسیاری از رویدادها، بزرگترین معضلاتی بودند که دغدغه ها و سوال های زیادی را در ذهن کنجکاو بشر نخستین ایجاد کردند.

اساطیر یونانی

او به تجربه مشاهده می کرد که خورشید در طول روز در آسمان قرار دارد و همه جا را روشن می کند، شب هنگام ماه جای خورشید را می گیرد و تاریکی قدرت دید او را محدود می کند. می دید که باران و برف از آسمان فرو می ریزند و سیل و زلزله زندگیش را به چالش می کشند. در سایه ترس از این عوامل، همیشه یک سوال اساسی در ذهن بشر وجود داشت و همواره به دنبال پاسخی برای آن می گشت؛ علت به وجود آمدن این اتفاقات چه بود؟ چه چیز یا چه کسی عامل نگهداری خورشید در آسمان، تاریکی شب، بارش برف و باران و… بود؟

بشر سال ها در پی یافتن پاسخی قانع کننده برای توضیح این امور بود و همواره با این گونه افکار دست و پنجه نرم می کرد تا اینکه ابداع کلمات، همچون شاه کلیدی به کمکش آمد و دریچه ای جادویی به فصلی نو از زندگیش گشود. حالا او می توانست از دغدغه هایش، ترس ها وشادی هایش و سوال های بی پاسخی که در ذهن داشت با همنوعانش گفتگو کند. در ورای همین گفتگوهای ساده بود که اولین کشف بشر نسبت به محیط پیرامونش به دست آمد؛ همه انسان ها دارای دغدغه و پرسش هایی مشترک بودند.

بدین ترتیب اولین اجماع بشری پایه گذاری شد و در مجموعه ای از تفاهمات، به دنبال پاسخ سوال ها گشتند. در ابتدا تصمیم گرفته شد تا برای رضایت این عوامل تحدید کننده (سیل، زلزله، گرما، سرما و…) کاری کنند. اینگونه بود که پرستش خورشید، ماه، ستارگان، آتش و… در بین مردم رواج پیدا کرد. هرکس بسته به تجربه ترسناکی که از یکی از این عوامل طبیعی داشت، قدرت او را بالاتر از سایرین فرض می کرد و او را خدای مورد پرستش خود برمی گزید.

با گذشت زمان و بالارفتن ادراک طبیعی بشر و ایجاد قوانین مدنی و اجتماعی در بین آن ها، کم کم فکر وجود موجوداتی قدر قدرت و دستنیافتنی که صاحب همه چیز هستند و کنترل همه امور را در دست دارند (مالکیت یکی بر گروهی- چیزی شبیه به آنچه که در نظام اجتماعی بشر درحال شکل گیری بود) باعث شد تا مالکانی فرا بشری و قدرتمند برای هر یک از عوامل و عناصر طبیعی در نظر گرفته شود و به جای خود عوامل، آن ها مورد پرستش قرار گیرند.

چنین دیدگاهی سرانجام موجب خلق خدایان مختلف شد. خدایانی که هر یک مالکیت یکی از قدرت های ناشناخته بشر را در دست داشتند و بشر خودش را موظف کرده بود برای جلب رضایت و جلوگیری از خشم آن ها، در اوقاتی معین، هدایایی مشخص را به آن ها اهدا کند. اینگونه بود که اولین بارقه های شکل گیری خدایان اساطیری در روی زمین شروع به درخشیدن کرد و به مرور خدایان پا به عرصه ظهور گذاشتند. آن ها مالکان خورشید، ماه، ستارگان، آتش و… شدند مردم و به دلیل ترس و یا علاقه ای که به آن ها داشتند شروع به پرستش، آن ها کردند.

با گذشت زمان، این خدایان اساطیری اولیه که قرار بود پاسخگو و علت و معلول تمام ترس ها و مجهولات بشر باشند، تبدیل به مالکان سرنوشت آن ها شدند و کنترل کلیه امور را در دست گرفتند. به طبع با توجه به پیدایش نیاز های جدید (مجهولات بی پاسخ جدید) تعداد این خدایان رو به افزایش گذاشتند و کم کم سلسله خدایان شکل گرفت و به مرور قلمروی آن ها گسترش پیدا کرد.  بعدها با جدا شدن اقوام مختلف از یکدیگر و تشکیل کشورها، این خدایان نیز در گروه های مختلف از هم جدا شدند و همراه با هر قومی به سرزمینی کوچ کردند و رنگ و لعابی بومی به خود گرفتند و در نهایت ماجرای خدایان اساطیری آغاز شد.

اساطیر-یونانی

بدین ترتیب بود که در نگاه و تخیل انسان اسطوره‌ساز، چهره‌هایی قدرقدرت ظهور کردند که پا در زمین داشتند و سر بر آسمان می‌ساییدند. خدایانی که چون تبعیدیان، محکوم به زندگی زمینی بودند و رسالتی گران بر دوش هایشان سنگینی می‌کرد و با وجود قدرت های شگرفی که داشتند، چهره‌های انسانی‌شان، آن ها را محبوس و اسیر زمین می‌ساخت. ( مانند خدایان یونان باستان). البته لازم به ذکر است که خدایان یونانی در ابتدا ظاهری انسانی نداشتند و فقط قدرت هایی مافوق بشری بودند. اما بعد ها، هومر با اهداف خاصی به آن ها کالبدی مادی بخشید و خدایان مافوق بشری را تا حد عادی ترین بشر فانی نزول داد.

تقسیم قدرت میان خدایان یونان باستان

در میان خدایان یونان مرزهای قدرت و مسئولیت‌ها تقسیم شده و مشخص است. هر خدائی در مورد مسائل مربوط به بخش خود اختیار تام دارد. حتی دخالت رئیس خدایان، زئوس نیز در امور مربوط به دیگران حد معینی دارد. درواقع خود زئوس همه کاره و هیچ کاره است. او نیز در بخش معینی مسئولیت خود را داراست. زئوس حاکم جهان و خدای آسمان است. در میان ابرها، رعد، برق، طوفان و باران ظاهر می شود. بهمین جهت ستایش از او نیز بر فراز قله‌ها که نزدیک تر به آسمان‌ها هستند انجام می‌گیرد.

او سرنوشت انسان‌ها را در ترازوی سرنوشت سبک و سنگین می کند. او بر نظم اجتماعی انسان‌ها نظارت دارد و زوجات، خانواده‌ها، دولت، سوگند و حفظ حقوق میهمانان را مراقب است. برخلاف آنچه که در غالب ادیان دیگر به خدا نسبت داده می شود، اصل عاری بودن از خطا و به همین جهت مبری بودن از هرگونه مسئولیت در میان خدایان یونان وجود ندارد. خدایان یونان نیز مانند انسان‌ها گرفتار احساسات، عواطف و خواسته‌های خویشند. زئوس نیز گاه و بیگاه دچار خطا می شود.

او خود قانون مقدس خانواده را زیر پا می‌گذارد و برای همسر خود انگیزه حسادت ایجاد می‌کند. تعداد فرزندانی که الهه‌ها (خدایان زن) و انسان‌ها به او هدیه کرده اند از شمار خارج است. چون برای خدایان نیز احتمال ارتکاب خطا وجود دارد، زمینه پیروی انسان‌ها به مراتب کمتر از موقعی است که خدایان مظهر کمال و عاری از کوچکترین خطا و مسئولیت‌ها تلقی شوند. انسان‌ها بخود اجازه می دهند اعمال خدایان را نیز مورد بازرسی و بررسی قرار دهند و درمورد درست یا نادرست بودن این اعمال نظر خود را داشته باشند ولی در هر صورت احترام خدایان باید حفظ شود.

صفحه بندی

صفحه اول: انسانی که خدای جنگ شد!

صفحه دوم: روابط میان خدایان المپ

صفحه سوم: المپ نشینان؛ زئوس (Zeus)- ژوپیتر (Jupiter)، خدای خدایان

صفحه چهارم: المپ نشینان؛ هرا (Hera)- نوین (Junin)؛ ملکه آسمانها

صفحه پنجم: المپ نشینان؛ پوسیدون (Poseidon)- نپتون (Neptnus)؛ خدایان دریا

صفحه ششم: المپ نشینان؛ هیدس (Hades)- پلوتو (Pluto)؛ خدایان مردگان

صفحه هفتم: المپ نشینان؛  آتنا (Athena)، مینروا (Minerva)؛ الهه خرد و جنگ

صفحه هشتم: المپ نشینان؛ هرمس‌ (Hermes)؛ پیامبر خدایان

صفحه نهم: المپ نشینان؛ هلیوس یا خورشید یا خدای خورشید

صفحه دهم: تفکر اومانیسم و خدایان یونان

صفحه یازدهم: تجلی اومانیسم در بازی God Of War

صفحه دوازدهم: اومانیسم و پوچگرایی (خودکشی)

صفحه سیزدهم: نمادگرایی در بازی God of War

صفحه چهاردهم: سخن پایانی به همراه دیالگو های Clash of the Titans

صفحه بندی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14
منبع vgpostmortem
راي شما
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars6 Stars7 Stars8 Stars9 Stars10 Stars
Loading...

نوشته شده در بازی ها,ناگفته های داستان بازی

آخرین نقد و بررسی ها
بررسی کارت گرافیک GeForce GTX 1080 Ti Founders Edition

بررسی کارت گرافیک GeForce GTX 1080 Ti Founders Edition

تاريخ بررسي: ۲۷ اسفند, ۹۵
بررسی کارت گرافیک MSI GTX 1050 Ti Gaming X 4 GB

بررسی کارت گرافیک MSI GTX 1050 Ti Gaming X 4 GB

۱۲ بهمن, ۹۵

9.0

بررسی کارت گرافیک Gigabyte GTX 1050 Ti G1 Gaming 4 GB

بررسی کارت گرافیک Gigabyte GTX 1050 Ti G1 Gaming 4 GB

۱۴ دی, ۹۵

9.0

بررسی کارت گرافیک MSI RX 480 Gaming X 8 GB

بررسی کارت گرافیک MSI RX 480 Gaming X 8 GB

۹ دی, ۹۵

9.4

بررسی کارت گرافیک ASUS ROG STRIX GTX 1060 OC 6GB

بررسی کارت گرافیک ASUS ROG STRIX GTX 1060 OC 6GB

۱۶ آذر, ۹۵

9.0

روزی سگی، شیری را گفت: با من ستیز کن؛ شیر سر باز زد؛ سگ گفت: نزد تمام سگان خواهم گفت شیر از مقابله با من می هراسد. شیر گفت: سرزنش سگان را خوشتر دارم تا شماتت شیران، که گویند چون شیری باشد که با سگی پنجه در پنجه شده

×
فریم ریت
شاخه: بررسی سخت افزار,پیشنهاد سردبیر,تلویزیون/مانیتور

فریم ریت چیست؟ هر آنچه درباره فریم ریت باید بدانید (۱)

تــیم گارد3دی

تیم گــارد3دی (Guard3d.com) سعی بر ارائه مطالب متفاوت در زمینه سخت افزار و بازی دارد و امیدوار است در این زمینه بهترین عملکرد را داشته باشد . تیم گـــارد فعالیت خود را به صورت رسمی از تاریخ 2013-10-14 برابر با 1392-07-22 آغاز کرده و تمامی مطالب تولید شده توسط این سایت برای صاحبین آن محفوظ میباشد. کپی مطالب تنها با ذکر نام (Guard3d.com) مجاز است و ما از کپی مطالب بدون ذکر دقیق لینک منبع به صفحه مطلب راضی نیستیم. امیدواریم رضایت شما را جلب کنیم .

شبکه های اجتماعی

کپی رایت 2013 © تمامی حقوق نزد Guard3d محفوظ است | طراحی و کدنویسی توسط hosseincode

error: نمیتوانید کپی کنید!!! فقط لینک صفحه برای آدرس دهی به این مطلب قابل کپی است