ناگفته های داستان بازی Metal Gear Solid V: The Phantom Pain

میلر، احیای دوباره پایگاه اصلی و جنگ علیه شوروی

پس از اینکه اهب با موفقیت تمام، جایگزین رئیس بزرگ می شود، در اولین اقدام به سراغ یار و همرزم قدیمی رئیس بزرگ یعنی میلر می رود. در طول ۹ سالی که رئیس بزرگ از صحنه های نبرد به دور بوده، میلر برای فراهم سازی زمینه بازگشت وی (طبق قرار با زیرو) دست به اقداماتی زده که در اثنای یکی از همین اقدامات، توسط ارتش شوروی دستگیر می شود و مورد شکنجه قرار می گیرد. آسلات از اهب می خواهد که برای نجات میلر اقدام کند، زیرا او معتقد است که بدون میلر انجام عملیاتی تلافی جویانه علیه صورت جمجمه ای و سایفر ممکن نخواهد بود.

اهب طی عملیاتی علیه روس ها و سربازانی عجیب با نیروهای مافوق طبیعی موسوم به جمجمه ها (Skulls) موفق می شود تا میلر را از اسارت نجات داده و او را به پایگاه اصلی جدید منتقل کند. با این کار، تمام پایه های اصلی تشکیل دهنده گروه، یکبار دیگر شکل می گیرد. با این تفاوت که اینبار نام گروه به سگ های جواهرنشان (Diamond Dogs) تغییر پیدا کرده و اهداف جدیدی خارج از تجارت جنگ را دنبال می کند. درون بازی، در مورد علت اشغال افغانستان توسط روس ها و ماجرای سربازان موسوم به جمجمه ها اینطور توضیح داده می شود:

اهب (Ahab): کاز، نظرت در مورد نیروهای جمجمه ها و قدرت مافوق طبیعیشون چیه؟ تو اونا رو میشناسی؟
کاز: وقتی که من توسط نیروهای شوروی دستگیر شدم، برای اولین بار اونا رو دیدم. اونا اون موقع توی خط صفر مرزی بودن، همپیمان با افغان ها. یه روز، وقتی که از آموزش مجاهدین افغان به سمت ولایت کنر (۱۱) برمی گشتم، اونا رو توی کمپ کوهستانی دیدم. اون روزا بازار کار ما خیلی داغ شده بود و تصمیم داشتم برای هدایت یه عملیات به منطقه بحران زده ای تو کشور پاکستان برگردم، اما بدون پوشش کافی حتماً لو می رفتم. اون موقع، نه طوفان شنی بود و نه عاملی که بتونم خودمو توش مخفی کنم. تا اینکه یکی از همراهانمون گفت که می تونیم از قابلیت مه سازی گروه جمجمه ها استفاده کنیم.

سربازانی عجیب با نیروهای مافوق طبیعی موسوم به جمجمه ها (Skulls)

اهب (Ahab): چی شد که نیروهای نظامی شوروی به افغانستان حمله کردن؟
آسلات (Ocelot): وقتی تو در کما بودی، تو برخی از کشورا مثل لبنان، گرانادا، ایران، عراق و مصر اتفاقاتی رخ داده. از جمله امضای قرارداد صلح بین مصر و اسرائیل و ترور انور سادات (۱۲). این عمل سادات از طرف تندروهای اسلامگرا، به عنوان خیانت در جهان اسلام شناخته شد و به همین دلیل دستور قتل اون صادر شد. همینطور، گروهی از دانشجویان افراط گرا در ایران به سفارت آمریکا حمله کردن و کارمندای اونو به اسارت گرفتن. کریسمس سال ۱۹۷۹بود که شوروی افغانستانو تصرف کرد (۱۳). یه سال بعد، مسلمونا علیه حکومت رفیق ها قیام کردن. مقامات افغانستان در اثر این جنگ، بسیار ضعیف شده بودن و توان جنگیدن رو نداشتن.

در همون زمان بود که انقلاب اسلامی در ایران هم شکل گرفت و روسیه از این اتفاق و گسترش اون در افغانستان به شدت احساس خطر کرد که البته حق هم داشت. چند وقت بعد، گروهی از مسلمونای افغان با شعار جهاد به گروه های مبارز پیوستن و علیه اشغالگری شوروی شروع به مبارزه کردن. اونا خودشونو مجاهدین نامیدند. مجاهدین از طرف غرب و پاکستان هم حمایت می شدن.

میلر: منم در این جریان درگیر بودم و در نزدیکی خط صفر مرزی با حمایت CIA مجاهدین و تعلیم می دادم.

آسلات (Ocelot): جنگ برای نیروهای روسی در این مناطق کمی سخت و طاقت فرسا شده بود. اونا فکر می کردن که پس از ۶ ماه، این جنگ تموم خواهد شد و به کشورشون بازمی گردن، اما یه سال گذشت و بعد، سال دوم فرا رسید. الان چهار سال از اون موقع می گذره و هیچ نشونی از پایان اشغال دیده نمیشه. افغانستان به ویتنام شوروی تبدیل شده. روسیه تا جایی که می تونست، دهکده های قشلاقی افغانستان رو نابود کرد. همه خونه ها و مزارع نابود شدن و زمینا به منطقه مین گذاری شده تبدیل شدن.

میلر-«miller»

درگیری سختی بین مجاهدین و سربازای روس درگرفت و مجاهدین در قالب اسم رمزی به نام “انتقام” به پایگاه های اصلی روسیه حمله ور شدن. روس ها هم به تلافی، هر مجاهدی رو که دستگیر می کردن، دستا، پاها و بینی اونا رو می بریدند (شبیه به کاری که با میلر انجام دادند) و بدنای در حال خونریزی اونا رو کنار جاده مینداختن تا با زجر بمیرن. قصد اونا، این بود که همرزماشون این صحنه رو ببینن و دچار وحشت بشن. کرملین هیچ وقت تصور چنین جنگ فرسایشی ای با مجاهدین رو نداشت. مهم نبود که ارتش شوروی تا چه حد به اونا ضربه می زنه، مجاهدین بارها و بارها سرو کلشون پیدا می شد و با نیروهای شوروی درگیر می شدن.

تنها چیزی که باعث ترس مجاهدین بود، هلیکوپترای جنگی شوروی بود. اونا موشکای قوی و زره های مستحکمی داشتن. تا اینکه آمریکا به گروه مجاهدینی که به فرماندهی حمید علیه روس ها می جنگید، موشک اندازای زنبور عسل (Honey Bee) رسوند تا اونا بتونن هلیکوپترای شوروی رو نابود کنند. این سلاحا تونستن کمی توازن جنگ رو تغییر بدن. البته در این بین، مشکل بزرگ دیگه ای هم وجود داشت. مجاهدین افغان، مبارزانی بودند که نمی شد اونا رو در یه سازمان واحد زیر یه پرچم جمع کرد.

افغانستان سرزمینی با اقوام مختلفه: اردو، پشتو، تاجیک، ازبک… و هر کدوم از اونا قواعد خاص خودشون رو دارن. تنها راه یکی کردن اونا، آوردنشون زیر پرچم “جهاد” بود. اما اینم به این معنا نیست که بشه اونا رو مثل یه ارتش واحد دسته بندی و هدایت کرد. ولی ما تونستیم با کمکای نظامی به مجاهدین و تقویت نیروهای جهادی، تا حد زیادی کفه ترازو رو به نفع خودمون کنیم. حالا که تو برگشتی (اشاره به اهب) ما می تونیم مقاصدمون توی منطقه رو پیاده کنیم و در نهایت از صورت جمجمه ای انتقام بگیریم.

میلر در متال گیر سولد 5

نکات پاورقی داستان بازی

۱۱- ‘کُنَر یا کُنَرها ‘یکی از ۳۴ ولایت (استان) افغانستان است که در شرق این کشور و در مرز پاکستان واقع شده ‌است. مرکز این ولایت شهر اسدآباد است. ۹۵٪ جمعیت این ولایت پشتون و ۵٪ باقی مانده نورستانی و تاجیک هستند. کنر ولایتی کم‌ جمعیت، بسیار کوهستانی و جنگلی است.

۱۲- محمد انور السادات سیاست‌مدار، نظامی مصری بود. او سومین رئیس جمهور مصر بود و این سمت را از تاریخ ۱۵ اکتبر ۱۹۷۰ تا روز ترورش توسط جهاد اسلامی مصر در تاریخ ۶ اکتبر ۱۹۸۱ به عهده داشت. وی اولین حاکم یک کشور عرب بود که پیمان سازش را با دولت اسرائیل امضاء نمود و این کشور را بی چون و چرا به رسمیت شناخت که به دلیل همین تلاش وی برای برقراری سازش، موفق به دریافت جایزه صلح نوبل توسط بنیاد نوبل در سال ۱۹۷۸ گردید.

هر چند این پیمان در افکار عمومی غرب و اسرائیل یک موفقیت جدی برای اسرائیل محسوب می‌شد و انور سادات بعنوان فردی صلح طلب معرفی می‌شد، اما افکار عمومی اغلب اعراب مسلمان مخالف این قرارداد بود. ترور انور سادات به دست خالد اسلامبولی، اولین ترور رئیس دولت مصر در طول تاریخ این کشور بود که توسط عوامل مصری صورت می‌گرفت. خالد اسلامبولی در دادگاه رسیدگی به ترور انور سادات، به جرم شرکت مستقیم در ترور رئیس جمهور مصر به اعدام محکوم شد. حکم وی در ۱۹۸۲ به اجرا گذاشته شد.

جنگ-شوروی-درافغانستان

۱۳- جنگ شوروی در افغانستان به ۹ سال اشغال و درگیری اتحاد جماهیر شوروی در آن کشور به جهت پشتیبانی از دولت کمونیست جمهوری دموکراتیک افغانستان در مقابل نیروهای مجاهدین افغان و داوطلبان خارجی عرب اطلاق می‌شود. در ۳ دی ۱۳۵۸ (۲۴ دسامبر ۱۹۷۹) به فرمان لئونید برژنف رهبر شوروی سپاه چهلم این کشور وارد افغانستان شد و در نهایت در دوران میخائیل گورباچف آخرین رهبر این کشور، عقب‌نشینی در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۶۷ (۱۵ می ۱۹۸۸) آغاز و آخرین گروه در ۲۶ بهمن ۱۳۶۷ (۱۵ فوریه ۱۹۸۹) از افغانستان خارج شدند.

این جنگ بیش از یک میلیون کشته و نزدیک به پنج میلیون مهاجر و آواره برجا گذاشت. گروه های مجاهدین که علیه دولت افغانستان و اشغال کشور فعالیت داشتند، مورد پشتیبانی‌های مالی و نظامی از منابع مختلف از جمله ‌ایالات متحده آمریکا، عربستان سعودی، بریتانیا، پاکستان، ایران، مصر، اندونزی، کانادا، جمهوری خلق چین و دیگر کشورها قرار داشتند و در مقابل، دولت افغانستان مورد پشتیبانی هند نیز قرار گرفته بود. جنگ افغانستان، نقطه عطف مهمی در دوران جنگ سرد محسوب می‌گردد و همچنین سهم بزرگی بر پایان جنگ سرد داشت.

به دنبال خائن و ساحلنتروپوس (Sahelanthropus)

پس از نجات میلر و احیای دوباره پایگاه اصلی، میلر در مورد وقایع ۹ سال پیش به اهب (میلر فکر می کند که او رئیس بزرگ واقعی است) توضیح می دهد و از خیانت دکتر هیوئی امریک می گوید. او توضیح می دهد که چگونه امریک از اعتماد وی سوء استفاده کرده و راه را برای نفوذ افراد صورت جمجمه ای به درون پایگاه اصلی هموار کرده است. همچنین، او توضیح می دهد که در این ۹ سال همواره به دنبال یافتن دکتر امریک بوده و سرانجام توانسته رد او را در منطقه ای در افغانستان بیابد.

او از اهب می خواهد تا به پایگاهی که امریک در آن مخفی شده، برود و او را برای مجازات کارهایش به پایگاه اصلی بازگرداند. اهب بلافاصله آماده مأموریت می شود و به سراغ امریک می رود. اهب موفق می شود امریک را از پایگاه صورت جمجمه ای نجات دهد. او در آنجا با یک ربات مکانیکی به نام ساحلنتروپوس برخورد می کند و با او درگیر می شود. این ربات غول پیکر توسط پسر معلق در آسمان هدایت می شود. سرانجام اهب پس از یک درگیری تمام عیار، ساحلنتروپوس را از پا درمی آورد و موفق می شود امریک را به پایگاه اصلی بازگرداند.

در مورد این وقایع در بازی اینطور توضیح داده می شود:

آسلات (Ocelot): در مورد اتفاقای ۹ سال پیش و رابطت با سایفر برامون بگو.
امریک: من رابطه ای با سایفر ندارم. ببینید، موضوع خیلی سادس، وقتی ما به کارائیب برگردیم و اونجا یه پایگاه جدید راهندازی کنیم، توجه دنیا یبار دیگه به سمت ما جلب میشه. یه گروه نظامی خصوصی با تعداد زیادی اسلحه که احتمالاً به دنبال سلاح اتمی هم هستن. به نظرتون چرا اونا باید نسبت به این موضوع بی تفاوت باشن؟
آسلات (Ocelot): و این دلیلی بود که تو ۹ سال پیش اون اتفاقو رقم زدی؟
امریک: من فکر می کردم این تنها راهیه که می تونیم به جهان ثابت کنیم که ما دنبال سلاح اتمی نیستیم، به همین دلیل از افراد شورای امنیت خواستم که به اینجا بیان. نمی دونستم که اونا از افراد سایفر هستن. من به اسنیک اعتقاد کامل دارم، اما فکر کردم که این کار بهترین کمک به هممون هست. من فقط می خواستم ساخت سلاح اتمی رو از خودمون رفع اتهام کنم و چه چیزی بهتر از اینکه یه گروه بین المللی حقانیت ما رو اثبات می کرد.

آسلات (Ocelot): و نتیجه کارت این شد که نیروهای سایفر در قالب یک گروه بین المللی به پایگاه ما حمله کردن و همه چیز نابود شد.
امریک: من از این موضوع بی خبر بودم. فقط می خواستم بی گناهیمون رو به دنیا ثابت کنم. این موضوع چه اشکالی داره؟
آسلات (Ocelot): برای ما مهم نیست که تو چه هدفی داشتی، مهم اتفاقیه که رخ داده.
امریک: به این موضوع از دید من نگاه کنید…
آسلات (Ocelot): تو اجازه دادی نیروهای XOF کنترل برج اصلی رو در دست بگیرن و کمی بعد با C4 تمام پایگاهو نابود کنن. هیچکس نتونست از حمله وحشیانه هلیکوپترا جون سالم به در ببره.
امریک: باور نمی کنی که من این کارو به خاطر هدف بزرگی انجام دادم…؟
آسلات (Ocelot): این پایان کار پایگاه اصلی بود. اما پایان کار تو نیست.
امریک: ببین، بیا کمی در موردش فکر کن. من هم چیزای زیادی رو از دست دادم. من زیک (Zeke) رو که ساخته بودم از دست دادم و اون الان ته دریاس. منم تو این ماجرا قربانی هستم.
آسلات (Ocelot): چرا تو تنها نگران این موضوع بودی؟ چرا تو تنها کسی هستی که حتی کوچکترین آسیبی ندیده؟ چرا استرنجلاو (Strangelove) بلافاصله بعد از این جریان، پایگاهو ترک کرد؟ شما که به هم خیلی نزدیک بودید؟
امریک: استرنجلاو؟
آسلات (Ocelot): و چطور تو تونستی چیزی بسازی که از زیک هم پیشی بگیره؟ برای اینکه تو همون کاریو کردی که اونا بهت گفته بودن. تو تنها کسی هستی که چیزی از دست ندادی. حقیقت اینه.
امریک: صورت جمجمه ای منو مجبور کرد تا در ۹ سال گذشته تحقیقاتی راجع به یه سلاح جدید داشته باشم. اون از من سوء استفاده کرد. من ۹ سال از عمرمو از دست دادم.
میلر: ۹ سال؟ همه ما ۹ سال از زندگیمونو از دست دادیم، اونم فقط به خاطر تو.

امریک: مقصر جلوه دادن من حالتونو بهتر می کنه، درسته؟ اما چه کسی زمانایی که من از دست دادمو به من برمی گردونه؟
آسلات (Ocelot): چیزی به تو برگردونده نخواهد شد. امریک، تو یه قربانی نیستی، تو یه گناهکاری.
امریک: من هیچکاری نکردم.
آسلات (Ocelot): اونروز تو با اونا توی برج کنترل بودی. چه خوش شانسی ای! بعد با هلیکوپتر اونا فرار کردی، فقط تو. و این دلیلیه که تو هیچ آسیبی ندیدی، اونم وقتی که پایگاه کاملاً تخریب شد.
امریک: اونا منو دستگیر کردن و روی سرم چیزی کشیدن. من فکر کردم که منو می کشن، اما اونا منو به زور سوار هلیکوپتر کردن. وقتی که کیسه روی سرمو برداشتن، من توی یه پایگاه نظامی روی زمین افتاده بودم، یه آزمایشگاه تحقیقاتی توی افغانستان. فکر نمی کردم که اونا منو تا اینجا آورده باشن! و خیلی زود سرو کله اون پیدا شد…
آسلات (Ocelot): صورت جمجمه ای؟
امریک: اون دقیقاً کسیه که پشت قضیه حمله به پایگاه اصلی قرار داره. اون منو وادار به انجام یه سری تحقیقات اجباری کرد.
آسلات (Ocelot): چجور تحقیقاتی؟
امریک:  اون ازم خواست تا یه ربات-تانک دوپا برای شوروی طراحی کنم، درست مثل پیس واکر. سیستمی که توانایی شلیک موشکای بالستیک قاره پیما ۱۴ با قابلیت حمل کلاهک هسته ای داشته باشه. اینطوری بود که پروژه ساحلنتروپوس رقم خورد. سال ها بود که سلاحای چهارپا دنیا رو نابود می کردن، اما من سلاحی دوپا به ظاهر انسانی خلق کردم. ساحلنتروپوس قدمی به سمت انسانیت هست. من قصد نداشتم برای اون یه کنترل انسانی قرار بدم و می خواستم از یه هوش مصنوعی برای کنترلش استفاده کنم.

اما این پروژه کامل نشد، صورت جمجمه ای باعث این موضوع بود. اما نمی دونم چطوری تونست اونو به حرکت درآره! بدون کنترل انسانی یا هوش مصنوعی! تازه اون خیلی هم سریع حرکت می کرد، سریع تر از چیزی که حتی من تصورشو می کردم. (در واقع، امریک قصد داشت تا بجای هوش مصنوعی صرف، آن را با هوش انسانی مخلوط کند -چیزی شبیه به حافظه رئیس در پیس واکر- و بدین ترتیب ساحلنتروپوس را بیش از هر چیز تبدیل به یک سلاح با تفکر و استدلال انسانی نماید.

ساحلنتروپوس را می توان نمادی از خلقت اولین انسان دانست که علی رقم جثه بزرگ و خصوصیات جنگندگی، باز هم یک انسان محسوب می شد و مانند انسان تصمیم گیری می کرد).

آسلات (Ocelot): اسم ساحلنتروپوس از کجا اومده؟
امریک: چند سال پیش، گروه تحقیق سایفر یه اسکلت انسانی پیدا کرد که مربوط به انسان های ساحلی بود.

آسلات (Ocelot): مرکز آفریقا… صحرای جنوبی.
امریک: سایفر به این نمونه یه اسم داد: ساحلنتروپوس، یعنی مرد ساحلی ۱۵. اما به دلایلی، اونا این موضوع رو مسکوت نگه داشتن.
آسلات (Ocelot): چرا؟
امریک: برای اینکه اونا می خواستن اطلاعات در مورد تکامل بشریت رو مونوپل کنن و بتونن از اون برای تحقیقات ژنتیکیشون بهره ببرن. ساحلنتروپوس متعلق به ۷ میلیون سال پیشه. اون تنها نمونه قدیمی ای بوده که به صورت دوپا راه می رفته و باقی نژادها این قابلیتو نداشتن. راه رفتن روی دوپا تنها اختلاف اصلی بین اجداد ما با سایر نژادای شبیه ما بوده. در این زمان، مغز هم تغییر شگرفی داشته و احتمالاً حجم بزرگتری پیدا کرده بود. همین موضوع، این امکانو فراهم کرد که اجداد ما بتونن ابزار درست کنن و به مرور برای خودشون زبانی رو به وجود بیارن.

نکات پاورقی داستان بازی

۱۴- موشک بالستیک قاره‌پیما (ICBM) به موشک‌های بالستیکی گفته می‌شود که برد مفیدی بیش از ۵۵۰۰ کلیومتر دارند. این نوع موشک‌ها اصولاً برای شلیک بمب هسته‌ای ساخته شده و قادر به حمل یک یا چند کلاهک هسته‌ای هستند، اما به کلاهک‌های جنگی متعارف، شیمیایی یا میکروبی نیز می‌توانند مسلح شوند. بیشتر موشک‌های بالستیک قاره‌پیمای امروزی، از قابلیت هدف‌گیری مستقل چندگانه بهره‌مند هستند. یعنی به چندین کلاهک مسلح می‌شوند که هر یک از آن‌ها می‌تواند به هدف جداگانه‌ای برخورد می‌کند.

موشک‌های بالستیک قاره‌پیما

انواع اولیه موشک‌های بالستیک قاره‌پیما، دقت بسیار پائینی داشتند و فقط علیه هدف‌های بزرگی مثل شهرها قابل استفاده بودند و تنها امتیاز آن‌ها قابلیت قرارگیری در محل کاملاً امنی در خاک خودی بود. اما نسل‌های دوم و سوم موشک‌های قاره‌پیما به طرز قابل توجهی دقیق‌تر شده‌اند. به طوری‌که علیه کوچکترین اهداف نظامی هم قابل استفاده هستند. هر چند دقت آن‌ها هیچگاه قابل مقایسه با بمب‌افکن‌های استراتژیک نیست.

۱۵- ساحل‌ مردم چادی با نام علمی Sahelanthropus Tchadensis یک گونه انقراض ‌یافته انسان‌ساییان است که قدمتش به حدود ۷ میلیون سال پیش می‌رسد. اینکه این گونه، باید عضو تبار انسان‌تباران محسوب شود یا نه، مورد اختلاف است. پیچیدگی دیگر در طبقه‌بندی آن، این است که سنگواره‌اش پیش از زمان انشعاب انسان-شامپانزه (در ۶.۳ تا ۵.۴ میلیون سال پیش) از لحاظ ژنتیکی واقع شده ‌است. همچنین بقایای اندکی به جز چند تکه از کاسه سر به نام “تومای” یافت شده ‌اند.

صفحه بندی 1 2 3 4 5 6 7 8 9
منبع vgpostmortem
راي شما
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars6 Stars7 Stars8 Stars9 Stars10 Stars
Loading...
  1. Ahab says:

    سلام دوست عزیز
    امیدوارم که حالتون خوب باشه .
    تمام مطالب و خوندم و باید بگم که خیلی خوب و کامل بود واقعا ممنون
    اما یک خواهشی داشتم ازتون . میخواستم اگه میشه به آی دی تلگرام من یک پیام بدید چون دوست داشتم راجب یک مطلبی باهاتون صحبت کنم . @AKA_Ahab
    منتظر پیامتون هستم فقط خواهش میکنم حتما پیام بدید چون خیلی مهمه

  2. عطارد says:

    خیلی عالی بود ممنون بابت ترجمه عالیتون با تشکر فراوان

  3. ارام says:

    بسیار بسیار عالی و کامل بود. متشکرم برای این مطلب بی نظیر

  4. روزبه says:

    در یک جمله فقط میتونم بگم این بررسی عالی عالی عالی بود

  5. ناصر says:

    فوق العاده بهترین نقد که از این بازی خوندم

  6. Kamran says:

    عالی بود.ممنون و عرض خسته نباشید دارم خدمت شما.

  7. محمد2000 says:

    درود
    این مقاله هاتون در مورد ناگفته های بازیها عالی هستن
    ممنون

حسین

زندگی نامه

نوشته شده در بررسی سخت افزار,پیشنهاد سردبیر,ناگفته های داستان بازی

آخرین نقد و بررسی ها
بررسی کارت گرافیک Gigabyte GTX 1050 Ti G1 Gaming 4 GB

بررسی کارت گرافیک Gigabyte GTX 1050 Ti G1 Gaming 4 GB

تاريخ بررسي: ۱۴ دی, ۹۵
بررسی کارت گرافیک MSI RX 480 Gaming X 8 GB

بررسی کارت گرافیک MSI RX 480 Gaming X 8 GB

۹ دی, ۹۵

9.4

بررسی کارت گرافیک ASUS ROG STRIX GTX 1060 OC 6GB

بررسی کارت گرافیک ASUS ROG STRIX GTX 1060 OC 6GB

۱۶ آذر, ۹۵

9.0

بررسی مانیتور AOC Agon AG271QG

بررسی مانیتور AOC Agon AG271QG

۵ آذر, ۹۵

9.4

بررسی کارت گرافیک Palit GTX 1080 GameRock Premium

بررسی کارت گرافیک Palit GTX 1080 GameRock Premium

۱۹ آبان, ۹۵

9.8

روزی سگی، شیری را گفت: با من ستیز کن؛ شیر سر باز زد؛ سگ گفت: نزد تمام سگان خواهم گفت شیر از مقابله با من می هراسد. شیر گفت: سرزنش سگان را خوشتر دارم تا شماتت شیران، که گویند چون شیری باشد که با سگی پنجه در پنجه شده

×
تحلیل و بررسی بازی شیطانی The Evil Within
شاخه: بررسی سخت افزار,ناگفته های داستان بازی

ناگفته های داستان بازی شیطان درون (The Evil Whitin)

تــیم گارد3دی

تیم گــارد3دی (Guard3d.com) سعی بر ارائه مطالب متفاوت در زمینه سخت افزار و بازی دارد و امیدوار است در این زمینه بهترین عملکرد را داشته باشد . تیم گـــارد فعالیت خود را به صورت رسمی از تاریخ 2013-10-14 برابر با 1392-07-22 آغاز کرده و تمامی مطالب تولید شده توسط این سایت برای صاحبین آن محفوظ میباشد. کپی مطالب تنها با ذکر نام (Guard3d.com) مجاز است و ما از کپی مطالب بدون ذکر دقیق لینک منبع به صفحه مطلب راضی نیستیم. امیدواریم رضایت شما را جلب کنیم .

شبکه های اجتماعی

کپی رایت 2013 © تمامی حقوق نزد Guard3d محفوظ است | طراحی و کدنویسی توسط hosseincode

error: نمیتوانید کپی کنید!!! فقط لینک صفحه برای آدرس دهی به این مطلب قابل کپی است