بازی Heavy Rain

غسل تعمید در باران

این مقاله بازنشری است از مقاله تحلیلی «وی جی پست مُرتم» و گارد۳دی به غیر از تغییر تصاویر، هیچ دخل و تصرفی در آن ندارد و صرفاً برای آگاهی بازیبازان آن را منتشر کرده است.

هوی رین یا باران شدید «Heavy Rain» یک بازی ویدئویی در سبک اینتراکتیو درام و تریلر روانشناسانه است که توسط شرکت فرانسوی کوآنتیک دریم «Quantic Dream» ساخته شده و به وسیله سونی کامپیوتر انترتینمنت بطور انحصاری برای کنسول پلی‌استیشن ۳ منتشر شده بود و نسخه بازسازی شده و HD آن در حال حاضر و در سکوت خبری کامل برای کنسول PS4 سونی عرضه شده است. این بازی توسط دیوید کیج، مؤسس و مدیر ارشد اجرایی کوآنتیک دریم کارگردانی شده‌است.

باران شدید یک بازی دلهره‌آور به مانند فیلم نوآر «Film noir»؛ «یک اصطلاح سینمایی است که اصولاً برای توصیف درام‌های جنایی سبک پردازی شده و بدبینانه هالیوودی، استفاده می‌شود.» است که حول محور چهار شخصیت اصلی بازی میچرخد که درگیر یک قاتل سریالی مرموز شده‌اند. قاتلی که از قطرات باران برای غرق کردن قربانی‌هایش استفاده می‌کند. نسخه ابتدایی هوی رین در فوریه ۲۰۱۰ (شش سال قبل) به طور رسمی در سرتاسر دنیا منتشر شد و نقدهای مثبتی از طرف منتقدین دریافت کرد و عنوان نهمین بازی پرفروش سال ۲۰۱۰ بر روی کنسول PS3 را از آن خود کرد و بیش از ۲ میلیون نسخه در سرتاسر جهان به فروش رساند.

علاوه بر نسخه بازسازی شده HD فعلی؛ یک نسخه اصلاح شده از بازی به نام Heavy Rain Edition Modifiée به طور انحصاری در فرانسه و برای مخاطبان جوان این کشور منتشر شد. نسخه PS4 این بازی با خصوصیاتی از قبیل بهبود گرافیک و وضوح تصویر، در مارس ۲۰۱۶، به عنوان یک بازی مستقل در کنار دیگر بازی دیوید کیج یعنی ماوراء: دو روح «Beyond: Two Souls» توسط شرکت فرانسوی کوآنتیک دریم «Quantic Dream» عرضه شد که با استقبال خوبی هم مواجه شده است.

نگاهی به داستان اصلی Heavy Rain

داستان هوی رین با اتان مارس «Ethan Mars» شروع می‌شود که زندگی مسالمت آمیزی با خانواده خود سپری می‌کند. او یک معمار جوان بود که به همراه همسر خود گریس و دو پسرش زندگی شادی داشتند. اما او پسر بزرگ خود، جیسون را در یک سانحه رانندگی در جلوی مرکز خریدی از دست داد. اتان با پریدن سعی کرد او را از جلوی ماشین نجات دهد، اما موفق نشد و جیسون جانش را از دست داد و خود او نیز به مدت شش ماه به کما رفت. دو سال بعد، اتان دچار افسردگی گشت، از مکان‌های شلوغ هراس داشت و به مدت چندین ساعت دچار توهم شده و سنکوپ می‌کرد.

از زن خود جدا شده و از پسر دیگر خود «شان» نیز بسیار فاصله گرفته بود. در یکی از روزها هنگامی که‌شان را به پارکی برده بود، دچار توهم دیگری شد و وقتی بهوش آمد، شان دیگر آنجا نبود و گم گشته بود. گم شدن شان مشکوک به قتل‌های زنجیره‌ای قاتل اوریگامی شد. روش کشتن او بدین صورت بود که پسران جوان را در فصل‌های بارانی، مانند پاییز می‌ربود و چندین روز بعد جسد آن‌ها بعداً در مکانی دور دست پیدا می‌شد. علت مرگ آن‌ها نیز غرق شدن بود و در دست همه مقتولین یک اوریگامی با اشکال حیوانات، و یک ارکیده بر روی سینه آن‌ها قرار داشت.

بعد از ربوده شدن «شان»، اتان به هتلی نقل مکان کرد تا از دست رسانه‌ها خلاص شود. او نامه‌ای «تحلیل نامه را در ادامه مطلب میتوانید بخوانید» به همراه یک جعبه کفش که داخل آن یک تلفن همراه، اسلحه کمری به همراه پنج شکل اوریگامی وجود داشت، دریافت کرد. در نامه اطلاعاتی درباره یک جعبه رمزدار واقع در ایستگاه قطاری وجود داشت. تلفن همراه، او را برای انجام یک سری مأموریت که بر روی هر یک از اشکال اوریگامی نوشته شده، راهنمایی می‌کند و در آخر به او می‌گوید چقدر آمادگی این را داری که برای نجات «شان» جلو بروی؟

تست

بعد از انجام هر مأموریت یک قسمت از آدرس خیابانی که‌ «شان» در آنجا زندانی بود به عنوان پاداش به او داده می‌شد. مأموریت‌ها با پیشروی بیشتر در داستان بازی سخت تر میشوند و از دردهای فیزیکی همچون بریدن انگشتان گرفته تا کشتن یک انسان و یا خوردن جام زهر را میتوان در بین آنها مشاهده کرد. در حین انجام این مأموریت‌ها او با «مدیسون پیج» آشنا شد که به او در بهبود جسمی و عاطفی بعد از انجام کارهایش کمک می‌کرد و این چنین شد که مدیسون نیز درگیر این مسأله گردید.

شخصیت های اصلی بازی Heavy Rain

چهار شخصیت اصلی در این بازی وجود دارند و بازیباز در یک زمان کنترل یکی از شخصیت‌ها را بر عهده دارد و معمولاً با شخصیت‌های متفاوتی در هر قسمت بازی می‌کند. حرکات و صدای شخصیت‌ها برگرفته از چندین بازیگر هستند. این شخصیت ها به شرح زیر میباشند:

ایتن مارس «Ethan Mars»: یک معمار جوان که در ساحل شرقی آمریکا زندگی می‌کند. دو سال قبل او پسر بزرگ خود را در یک سانحه رانندگی از دست داد که این اتفاق او را به کوما برد. او که سابقاً مردی موفق و خوشحال بود، دچار غم و افسردگی شده بود. از زن خود جدا شده و از پسر دیگر خود شان نیز بسیار فاصله گرفته بود. او همچنان از اثرات بعدی آن سانحه رنج می‌برد. ناگهان این مسئله که ممکن است پسر دیگرش، شان قربانی بعدی یک قاتل زنجیره‌ای به نام اوریگامی باشد، برایش به مانند کابوسی گشته بود.

مدیسون پیج «Madison Paige»: یک عکاس جوان است که به تنهایی در شهر زندگی می‌کند. او از مرض بی‌خوابی و کابوس‌های وحشتناک رنج می‌برد. او اغلب شب‌ها به هتل می‌رفت، چون به نظر می‌رسید تنها جاییست که می‌تواند راحت بخوابد و استراحت کند. اگرچه او رابطه‌ای مستقیم با پروندهٔ قاتل اوریگامی ندارد، اما بطور غیر منتظره‌ای خود را درگیر تحقیقات می‌یابد. او از خود شجاعت نشان داده و برای پیدا کردن حقیقت خود را در معرض خطر قرار می‌دهد.

نورمن جیدن «Norman Jayden»: یک پلیس اف‌بی‌آی که برای کمک به نیروی پلیس در تحقیقات درباره اوریگامی قاتل فرستاده شده بود. جیدن متخصص در استفاده از یک وسیله آزمایشی به نام ARI که مخفف «Added Reality Interface» است که به او اجازهٔ جستجو در صحنه جنایات و تجزیه و تحلیل مدارک حاصل از تحقیقات را به شکل بی‌نظیری به او می‌دهد.

اسکات شلبی «Scott Shelby»: یک پلیس ۴۵ ساله بازنشسته که در حال حاضر بطور خصوصی بعد از ۲۰ سال برای اداره پلیس کار می‌کند. دو دهه کار در خیابان‌ها از او یک آدم سرسخت و بدگمان ساخته بود. لارن وینتر مادر یکی از آخرین قربانی‌های قاتل اوریگامی در قسمت‌هایی از بازی او را همراهی می‌کند.

شروعی بر تحلیل شاهکار Heavy Rain

دیوید کیج را باید به حق پسر خلف سینما نامید، زیرا قدرت و ساختار سینمایی بازی های رایانه ای ساخت وی، به مراتب بر فاکتورهای سرگرمی و بازیکن پسند آثارش چیرگی مشهودی دارد. او با خلق سه اثر معروف خود به وضوح این موضوع را به اثبات رسانید و به همه دنیا فهماند که دیگر زمان آن رسیده تا با دیدگاهی جدید و متفاوت به بازی های رایانه ای نگاه شود. کیج، کارگردان کار بلدی است و در کار خود به عنوان یک نابغه شناخته می شود، اما علاوه بر قدرت فنی و تسلط بر ساختارها، او قصه گوی خوبی هم هست؛ نمادشناسی، جامعه شناسی و روانشناسی را خوب بلد است و همیشه می داند که به دنبال چه هدفی است؛ مخاطبش را خوب می شناسد و با ذائقه او کاملا آشناست و از همه مهمتر حاضر است برای رسیدن به اهدافش هر نوع ریسکی را پذیرا باشد.

چنین روحیه و دیدگاهی باعث شد تا کیج در آخرین اثرش، Heavy Rain مخاطبان خودش را مورد آزمونی قرار دهد تا بسنجند که آیا آن ها هم حاضرند به خاطر رسیدن به هدفشان هر نوع ریسکی را بپذیرند؟ همانطور که از کیج انتظار می رفت، داستان بازی Heavy Rain از پیچیدگی های منحصر به فردی برخوردار است که دقیقا همین پیچیدگی های روایی و بصری، سبک کاری کیج را مشخص می کنند. در نگاه اول، داستان بازی روایتی تکراری از قاتلی سریالی است که به طبع عده ای به عنوان قربانی، مظنون و قانونگذار در این ماجرا درگیر می شوند.

اما این تنها ظاهر قضیه است و در پس زمینه این داستان تکراری، مفاهیم و اشارات زیادی نهفته است که درک آن ها نیازمند بررسی موشکافانه کدگذاری های دیوید کیج در داستان و شناخت دیدگاه های او در زمینه های مختلف است. داستان بازی با نمایش بخشی از زندگی روزمره خانواده ای چهارنفره و نسبتا مرفه آغاز می شود و به این منظور دهمین سالگرد تولد جیسون، پسر بزرگ این خانواده، مطلع شروع داستان بازی قرار گرفته است. در یک روز خوب و آفتابی، که پسرها به همراه مادر خود برای خرید از منزل خارج شده اند، کنترل پدر خانواده به بازیکن سپرده می شود.

Heavy Rain

همه چیز در بهترین حالت خود قرار دارد و نور گرم خورشید که از پنجره ها به داخل خانه تابیده خبر از روزی شاد و به یاد ماندنی می دهد.نوع چیدمان وسایل منزل، رنگ بندی اشیاء، تزئینات اتاق ها، نورپردازی و موسیقی بازی طوری انتخاب شده اند که نهایت انرژی و حس شادابی و از همه مهمتر امید به آینده را در بازیکن زنده می کنند. کیج برای انتقال و درک بیشتر این حس به بازیکن آزادی عمل گسترده ای می دهد تا با کنترل ایتن- پدر خانواده- حتی در کوچکترین تجربیات شخصی او نیز شریک شود.

تجربیاتی نظیر حمام کردن، مسواک زدن، اصلاح صورت، لباس پوشیدن و… او با این کار حس کامل همذات پنداری بین بازیکن ها و این شخصیت را به وجود می آورد. بازیکن با ایتن درون خانه شروع به گشت و گذار می کند و به تجربیات شهودی زیادی دست پیدا می کند (به عنوان نمونه بازی کردن با ماشین کنترلی بچه ها که نشان از زنده بودن کودک درون ایتن دارد)، حتی با ورود به اتاق کار ایتن از مهارت و علاقه او نیز مطلع می شود. سپس داستان وارد مرحله ای تازه از زندگی شخصی ایتن می شود.

بچه ها و همسر او به منزل باز می گردند و در اینجا بازیکن می تواند به عنوان یک همسر و یک پدر تجربیاتی ملموس و واقعی از زندگی ایتن داشته باشد.کیج برای عمیق تر کردن رابطه عاطفی بازیکن با ایتن، او را در شرایط تجربه احساسات پدری و عشق به فرزندان قرار می دهد و از اینجا اولین آزمون های روانشناسانه او آغاز می شود:

  • تا چه حد حاضر هستید برای خوشحالی فرزندانتان از خود گذشتگی کنید؟ (صحنه شمشیر بازی با جیسون).
  • چقدر بین فرزندانتان اختلاف قائلید و یا با مساوات رفتار می کنید؟ (انتخاب بچه ها برای بازی با آن ها-سوارکردن شان روی شانه و چرخاندن جیسون).

آزمون روانشناسی دیوید کیج

Heavy Rain

بازیکن بدون اینکه متوجه منظور و هدف نهایی کیج باشد، درگیر در زیبایی بصری بازی، آرام آرام وارد یک تست بزرگ روانشناختی می شود و به سوالات دقیق و حساس کیج پاسخ می دهد. پس از پایان بازی بچه ها، حالا نوبت به طرح مسئله ای کلیدی می رسد که اساس ماهیتی بازی و حتی اساس ایدئولوژی فکری کیج را تشکیل می دهد. در صحنه ای دراماتیک، شان پسر کوچک ایتن درحالیکه از مرگ پرنده محبوبش (چلچله) به شدت ناراحت و پریشان است، نمایش داده می شود. ایتن برای دلداری دادن به سراغ شان می رود و سعی می کند او را آرام کند.

شان با گریه اظهار می دارد که مرگ پرنده به خاطر اشتباه او بوده و حاضر است برای جبران این اشتباه و بازگرداندن پرنده به زندگی از همه چیزش بگذرد. گرچه در این صحنه ایتن ادعا می کند که اشتباه شان نبوده که باعث مرگ پرنده شده و گاهی اوقات برخی اتفاقات گریز ناپذیر هستند، اما در ادامه می بینیم که خود او به هیچ وجه به این حرف اعتقادی ندارد و دقیقا برعکس این موضوع فکر می کند. چیزی که شاید خیلی از ما انسان ها در طول زندگیمان مدام با آن درگیر هستیم، “نصیحت دیگران و عدم باور خود به نصایح!”

ین موضوع دقیقا دستمایه اولیه ماجرایی است که قرار است کمی بعد بازیکن در طول بازی، آن را در ابعاد گسترده تری تجربه کند.خود دیوید کیج پدر است و حس خالص پدری را تجربه کرده است. او با دغدغه های پدر بودن آشناست و می داند که چگونه یک پدر را مورد آزمایش قرار دهد. شاید به همین دلیل است که کیج بارها در مصاحبه هایش اعلام کرده که این بازی برای بزرگترها ساخته شده است. در پلان بعدی بازی، ما این خانواده چهار نفره را درون فروشگاهی بزرگ و مملو از جمعیت می بینیم. همسر ایتن به همراه شان برای خرید وارد فروشگاهی می شوند و مراقبت از جیسون به ایتن سپرده می شود.

Heavy Rain

در این پلان هم کیج سعی کرده با زیرکی هرچه تمام تر هدف بعدی خود را از دید بازیکن ها دور نگه دارد تا بتواند عکس العمل واقعی آن ها را شاهد باشد. رنگ های به کار رفته در این پلان همه از طیف رنگ های شاد هستند و تعداد زیاد مردم در راهروها حس زندگی و نشاط را به بازیکن القاء می کند. ایتن لباس آبی بر تن دارد و وجود این رنگ ناخودآگاه حس آرامش را به انسان القاء می کند. لباس جیسون هم سبز رنگ است و چنین حسی را به وجود می آورد. همه چیز حکایت از یک روز آرام و دوست داشتنی دارد که کیج با زیرکی و نرمی اولین نماد اخطاری خود را نمایش می دهد.

بادکنک قرمزی که ایتن برای جیسون خریداری می کند، نماد خطری است که قرار است با آن مواجه شویم و خود بادکنک نماد تزلزل و شکنندگی است. می بینیم که پس از خرید بادکنک قرمز، جیسون به شکلی اتفاقی در بین جمعیت گم می شود و تازه در این صحنه است که رنگ هایی مانند قرمزی لباس مادر جیسون و زردی لباس شان، معنایی دیگر پیدا می کنند. حالا همه چیز حکایت از اتفاقی شوم و ناگوار دارد و رنگ ها نقش مهمی را در انتقال این حس ایفا می کنند. بازیکن مجبور می شود برای یافتن جیسون به دنبال رنگ قرمز بگردد و تازه اینجاست که رنگ ها نقش واقعی خود را بازی می کنند.

البته بازی با رنگ ها تنها به این سکانس منتهی نمی شود و در طول بازی کیج بارها با تغییر رنگ های نمادین لباس شخصیت ها، احساسات متفاوتی را به بازیکن ها القاء می کند. (تغییر رنگ لباس مدیسون از قرمز در ابتدای بازی به سبز در انتها و یا تغییر رنگ دکور منزل از قرمز در ابتدای بازی به سبز در انتها و…)حس دلهره از عاقبت یافتن فرزند، باعث می شود شلوغی جمعیت که تا لحظاتی پیش حس زنده بودن و نشاط را به بازیکن القاء می کرد، تبدیل به معظلی بزرگ و دردسرساز شود.

Heavy Rain

موضوعی که کیج با زیرکی و ظرافت به نقد آن پرداخته و با این کار جامعه مدرن شهر نشین و تبعات آن را به چالشی عظیم کشیده است. انتقام کیج از این مدرنیته و شلوغی وابسته به آن را می توان در سکانسی از بازی که در آن مردم در نظر ایتن از حرکت می ایستند و با کوچکترین برخورد او به زمین سقوط می کنند، مشاهده کرد. نظیر چنین انتقادی از مدرنیته را نیز می توان در دو اثر قبلی کیج، فارنهایت و اومیکرون دید. در همین راستا در ادامه داستان می بینیم که مدرنیته و ماشینیزه شدن زندگی شهر نشینی چگونه باعث ویرانی یک زندگی شیرین می شود و در اثر تصادفی سنگین، جیسون کشته شده و ایتن چندین ماه به کما می رود.

اینجاست که کیج مرحله جدیدی از آزمون روانشناسانه خود را آغاز می کند، «حس گناهکار بودن و نبخشیدن خود به خاطر یک اتفاق»، اتفاقی که در ابتدای بازی، کیج با مرگ پرنده، بازیکن را با نمونه ای کوچک و ساده ای از آن آشنا کرده بود.

صفحه بندی 1 2
منبع vgpostmortem
راي شما
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars6 Stars7 Stars8 Stars9 Stars10 Stars
Loading...

نوشته شده در بازی ها,ناگفته های داستان بازی

آخرین نقد و بررسی ها
بررسی کارت گرافیک Sapphire Radeon RX 580 Nitro

بررسی کارت گرافیک Sapphire Radeon RX 580 Nitro

تاريخ بررسي: ۲۳ اردیبهشت, ۹۶
بررسی کارت گرافیک GeForce GTX 1080 Ti Founders Edition

بررسی کارت گرافیک GeForce GTX 1080 Ti Founders Edition

۲۷ اسفند, ۹۵

9.3

بررسی کارت گرافیک MSI GTX 1050 Ti Gaming X 4 GB

بررسی کارت گرافیک MSI GTX 1050 Ti Gaming X 4 GB

۱۲ بهمن, ۹۵

9.0

بررسی کارت گرافیک Gigabyte GTX 1050 Ti G1 Gaming 4 GB

بررسی کارت گرافیک Gigabyte GTX 1050 Ti G1 Gaming 4 GB

۱۴ دی, ۹۵

9.0

بررسی کارت گرافیک MSI RX 480 Gaming X 8 GB

بررسی کارت گرافیک MSI RX 480 Gaming X 8 GB

۹ دی, ۹۵

9.4

روزی سگی، شیری را گفت: با من ستیز کن؛ شیر سر باز زد؛ سگ گفت: نزد تمام سگان خواهم گفت شیر از مقابله با من می هراسد. شیر گفت: سرزنش سگان را خوشتر دارم تا شماتت شیران، که گویند چون شیری باشد که با سگی پنجه در پنجه شده

×
Batman Arkham Knight
شاخه: بنچمارک بازی ها

تست و بنچمارک بازی Batman Arkham Knight

تــیم گارد3دی

تیم گــارد3دی (Guard3d.com) سعی بر ارائه مطالب متفاوت در زمینه سخت افزار و بازی دارد و امیدوار است در این زمینه بهترین عملکرد را داشته باشد . تیم گـــارد فعالیت خود را به صورت رسمی از تاریخ 2013-10-14 برابر با 1392-07-22 آغاز کرده و تمامی مطالب تولید شده توسط این سایت برای صاحبین آن محفوظ میباشد. کپی مطالب تنها با ذکر نام (Guard3d.com) مجاز است و ما از کپی مطالب بدون ذکر دقیق لینک منبع به صفحه مطلب راضی نیستیم. امیدواریم رضایت شما را جلب کنیم .

شبکه های اجتماعی

کپی رایت 2013 © تمامی حقوق نزد Guard3d محفوظ است | طراحی و کدنویسی توسط hosseincode

error: نمیتوانید کپی کنید!!! فقط لینک صفحه برای آدرس دهی به این مطلب قابل کپی است