ناگفته های داستان بازی Beyond: Two Souls

ساختارشکنی و برهم زدن روند خطی زمان و روایت، حالا به نوعی مد سینمایی تبدیل شده است. این نوع روایت، میزانسن و دکوپاژ کاملا در خدمت رئالیسم نوینی هستند که می‌‌تواند تداعی کننده نوعی مدرنیته سینمایی باشد. در این تکنیک دوربین همگام با واکنش های عصبی، عاطفی و روحی آدم ها در تکاپو و پرش های بیمارگونه است. حالتی خاص که نوعی القای روانی سینمایی محسوب می شود و در نقطه مقابل سینمای کلاسیک و چارچوب کلیشه ای آن قرار دارد.

چنین سینمای ساختارشکنی در گذشته‌های نزدیک نیز بارها تکرار شده است، برای نمونه فیلم های «پالپ فیکشن”» اثر تارانتینو، «ممنتو» اثر کریستوفر نولان و دو فیلم «۲۱ گرم» و «آمورس پروس» را می‌توان نام برد. ویژگی اصلی این تکنیک دور زدن بیننده از طریق ترفندهای تدوین و پیش بردن چند داستان (یا تکه های مختلف یک داستان) به شکل موازی و مورب است. همچنانکه ذکر شد، چنین فرمی تنها سلیقه نیست، بلکه برعکس کاملا در خدمت غنای کار و لایه‌لایه کردن شخصیت داستان قرار می‌گیرد.

از همین روست که می بینیم دیوید کیج در آخرین اثر خود رو به این تکنیک آورده و داستان بازی جدیدش را با بر هم زدن روند خطی زمان و روایت بیان می کند. بازی Beyond: Two Souls روایت ماجرای ۱۵ سال از زندگی دختری به نام جودی هولمز است. وی که به قول خودش با نعمتی متفاوت! از سایرین متولد شده، حالا به سوژه مهم تحقیقات سازمان جاسوسی آمریکا «سی آی ای» بدل شده است و در همین راستا مصائب و مشکلات بزرگی را تجربه می کند.

طبق داستان، جودی از دوران کودکی درمی باید که به شکل غیر قابل توجیهی دارای قدرتی ماورایی است و می تواند با کمک این قدرت کارهای عجیبی انجام دهد. اما بر خلاف داستان های معمول ابر قهرمانی که شخصیت اصلی از همان ابتدا می تواند در آسمان پرواز کند، از چشمانش لیزر شلیک کند و… جودی به خودی خود قدرتی ندارد و تمام ویژگی او به واسطه روحی است که به علتی نامعلوم به بدن او متصل شده و بخشی از وجود او را تشکیل می دهد.

این روح که با نام «آیدن» شناخته می شود، علاوه بر این که برای جودی دوست و همراهی صمیمی است، به او اجازه می دهد تا اشیاء را از دور کنترل کند، به صحبت های افراد در دوردست گوش کند، بدن های آن ها را تسخیر کند، دردهای آن ها را تسکین دهد، از او در مقابل خطرها محافظت نماید و از همه مهمتر با ارواح پلیدی که وارد دنیای انسان ها شده اند مبارزه کند!!! این بار داستان کیج بیش از آن که پایه و مبنایی علمی داشته باشد، داستانی تخیلی و مبتنی بر القائات فیلم های هالیوودی است.

جودی به دلیل وجود «آیدن» که تقریباً می توان او را شخصیتی مستقل و با درک و شعور کامل دانست، از همان دوران کودکی در برقراری روابط با دیگران با مشکل جدی مواجه شده و زندگی عادی خود را از دست می دهد. تا حدی که پدر و مادر ناتنی وی تصمیم می گیرند او را به موسسه ای تحقیقاتی وابسطه به CIA سپرده و به نوعی از شر وی خلاص شوند. در ابتدا هیچکس وجود «آیدن» را جدی نمی گیرد و جودی را دارای روحی خبیث و قدرت هایی جادویی می دانند، اما دانشمند محقق امور ماورایی CIA ، نیتن داکینز به همراه دستیارش کول فریمن، تنها افرادی هستند که وجود آیدن را جدی گرفته و برای کنترل او به جودی کمک می کنند.

آیدن در بازی Beyond Two Souls

جودی از سن ۵ سالگی در پژوهشکده امور ماورایی نیتن زندگی جدید خود را آغاز می کند و در این مدت یاد می گیرد که چگونه با آیدن همچون یک دوست پرقدرت و قابل کنترل رفتار نماید. در همین زمان ناگهان اتفاق پیش بینی نشده ای (البته از نظر جودی این اتفاق پیش بینی نشده است) رخ می دهد. CIA تصمیم می گیرد تا از جودی و قابلیت ویژه وی برای اهداف جاسوسی- نظامی خودش بهره برداری نماید. بدین ترتیب جودی خیلی زود تبدیل به مامور CIA شده و در راستای اهداف کثیف این سازمان به کار گرفته می شود.

از جاسوسی سفارت یک کشور عربی گرفته تا ترور کاندیدای ریاست جمهوری کشوری آفریقایی و نابودی تحقیقات ماورایی کشوری آسیایی شبیه به چین، همه از ماموریت هایی هستند که به جودی سپرده می شوند تا با کمک قابلیت ویژه خود آن ها را به انجام رساند. اما در این بخش نکات قابل تاملی وجود دارند که باید به آن ها اشاره ای ویژه داشت:

الف: سفارت کشوری عربی که جودی مامور جاسوسی از آن می شود، مکانی خیالی است که کیج آن را از ترکیب چند کشور مختلف به وجود آورده است. پرچم این کشور شباهت زیادی به پرچم افغانستان دارد، اما نماد این کشور تداعی کننده نماد کشور سوریه است. لباس و چهره سفیر این کشور عربی هم تداعی کننده چهره و لباس پادشاه قطر است! حال این که هدف کیج از طراحی چنین مرحله ای با این مشخصات به واقع چه بوده و چرا از طراحی یک کشور واقعی طفره رفته است هم جای سوال دارد!!!

جاسوسی سفارت یک کشور عربی در Beyond Two Souls

ب: نکته بعد درمورد ترور فردی به نام جمال است که به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری سومالی معرفی می گردد (البته نام این کشور تنها در تصاویر هنری بازی ذکر شده و درون بازی هیچ اسمی از این کشور آفریقایی برده نمی شود!!). چهره ای که کیج در این بازی از جمال به تصویر می کشد، نه تنها چهره کاندیدای ریاست جمهوری یک کشور نیست، بلکه چهره فردی تروریست و شرور است که از همان ابتدا قصد اقدام علیه منافع آمریکا در سومالی را دارد. ترور این فرد توسط جودی یکی از عجیب ترین بخش های داستان بازی است.

در این بخش از بازی خبری از نظامیان دولتی سومالی نیست و شهر کاملا در دست شبه نظامیان طرفدار جمال قرار دارد. اما موضوع زمانی جالب تر می شود که می فهمیم جودی از ماجرای کاندیداتوری جمال بی خبر بوده و فکر می کرده که او رهبر گروهی شبه نظامی مخالف دولت سومالی و آمریکاست! (این موضوع از سوی مامور ویژه CIA، رایان کلیتون به جودی القاء می شود). درواقع این طرز تفکر جودی در بازی چندان هم عجیب و دور از انتظار نیست و با توجه به شواهد موجود، نمی توان تفاوت چندانی میان یک کاندیدای ریاست جمهوری و یک رهبر شبهه نظامی سومالیایی یافت.

شاید بتوان اینگونه نتیجه گرفت که به عقیده کیج در کشورهایی نظیر سومالی، همان جنگ افروزان (شبه نظامیان) و آدم کشان هستند که نهایتا به ریاست جمهوری (قدرت) می رسند و سیاست روئسای جمهوری آن ها با سیاست شبه نظامیان آن ها تفاوت چندانی ندارد و فقط در لوایی قانونی پیچیده شده است و نابودی آن ها تنها راه نجات دنیا از شرارت احتمالی آن هاست! هر چند که جودی پس از آگاهی از این جریان (این که درمورد کاندیداتوری جمال به او چیزی گفته نشده بود) بسیار آشفته شده و همین موضوع باعث می شود تا او از CIA بگریزد، اما در هر حال کیج نظر خودش را در این مورد به صراحت بیان می دارد.

خشونت در  Beyond Two Souls

او هم نقدی به حکومت های کشورهای آفریقایی وارد می کند و هم به نوع عملکرد CIA در این ارتباط خورده می گیرد. اما در نهایت نمی توان به درستی بیان کرد که کدام دیدگاه به دیدگاه واقعی کیج نزدیکتر است!!! در ادامه همکاری جودی با CIA ناگهان موضوع دیگری نیز آشکار می شود. آزمایشگاه تحقیقاتی CIA در صدد است تا راهی به دنیای ماوراء بگشاید و از اسرار آن آگاه شود. از اینجای داستان به بعد است که بحث دنیای ماوراء در این بازی به صورت جدی مطرح می شود.

دنیایی که در این بازی به عنوان دنیای ماوراء معرفی می شود در واقع مکانی مملو از موجودات دود شکل و خبیثی به نام “نهاد”!! (Entity) است که در برخورد با انسان ها سه مدل رفتاری از خود بروز می دهند: آن ها یا اقدام به ربودن انسان ها کرده، یا خون آن ها را می مکند و یا آن ها را کشته و اجسادشان را به تسخیر خود در می آورند!!

حال درک این موضوع که این موجودات از لحاظ ماهیتی چه هستند و چرا در چنین دنیایی حیات دارند با توجه به این نکته که در دنیای آن ها هیچ اثری از انسان ها و یا موجودات زنده نیست، درحالیکه ظاهرا تمام امور حیاتی آن ها به ارتباط با انسان ها بستگی دارد!!  مسئله ای است که کیج پاسخ قاطعی برای آن بیان نمی کند و این موضوع تا انتهای بازی مسکوت می ماند. از طرفی در طول داستان درمورد موقعیت مکانی عالم ماوراء اینطور القاء می شود که ارواح انسان ها نیز پس از مرگ به آنجا نقل مکان کرده و به حیاط جدید خود در آنجا ادامه می دهند؛ پس با این تفاسیر باید این دنیای موازی با دنیای انسان ها را همان برزخ ارواح بدانیم.

دنیای پس از مرگ

در این صورت باز هم معلوم نیست که این موجودات خبیث چه هستند و در برزخ چه می کنند؟ اگر آن ها را نگهبانان برزخ بدانیم، باز هم این سوال ها مطرح هستند که چرا ارواح انسان ها پس از مرگ همچنان در دنیای مادی سرگردان هستند و چرا به برزخ نمی روند و یا چرا این موجودات تا این حد نسبت به انسان ها کینه دارند!! در چنین شرایطی کیج تنها راه مقابله با چنین موجودات شروری را داشتن قدرتی ماورایی و یا وجود روحی همانند آیدن معرفی می کند.

این نوع دیدگاه القاء کننده طرز تفکری است که در آن مقوله امید به نجات از بشر عادی سلب شده و تنها راه نجات وی از دست پلیدی ها و شرارت های عالم ماوراء!! وجود شانس و یا داشتن قدرت های ماورایی و غیر طبیعی معرفی می شود. دیدگاه مخربی که در هالیوود مدام به آن تاکید می شود (وجود ابر قهرمان های مختلف در فیلم ها تنها بخشی از پروژه القای چنین دیدگاهی در هالیوود است). نکته مهم بعدی درمورد ماهیت وجودی آیدن است. در طول داستان بازی اینطور شرح داده می شود که آیدن درواقع برادر دوقولوی جودی بوده که به هنگام تولد در اثر پیچیده شدن بند ناف به دور گردنش خفه شده و مرده به دنیا آمده است.

اما از آنجا که یکی از قل ها زنده به دنیا آمده، روح قل دیگر به جسم و روح او متصل شده و همواره همراه اوست!!! آیدن علی رقم این که در دوران نوزادی جسم خود را از دست داده و هیچگاه امکان حیاط و کسب تجربه در دنیای مادی را نداشته، اما در کمال بلوغ فکری و حسی نسبت به دنیای مادی قرار دارد و می تواند به صورت مستقل از جودی تصمیم گیری و اقدام نماید. او می تواند بدن های مختلف را به تسخیر خود درآورد، اشیاء را جابجا کند، دشمنان جودی را به قتل برساند، دردها و زخم های بیماران را مداوا کند، از جودی در مقابل خطرات محافظت نماید و… او حتی در مواردی احساساتی ویژه انسان های زنده از خود بروز می دهد.

دردها و زخم های بیماران Beyond Two Souls

مثلاً در بخشی از بازی، آیدن به رایان حسادت کرده و درصدد آزار وی بر می آید و یا در جایی از ناپدری جودی انتقام گرفته و سعی در کشتن وی دارد!! کیج درمورد علت بروز این واقعه (اتصال روح آیدن به جودی و تجربه مادی وی) توضیح روشنی ارایه نمی دهد، اما در بخشی از داستان به قدرت ویژه و ماورایی پدر و مادر جودی اشاره ای کرده و همین موضوع را دلیل کافی برای اتصال آیدن به جودی بیان می دارد!!! در این بازی بر خلاف سه اثر قبلی کیج، پرداخت به مقوله مذهب بسیار زشت و زمخت به تصویر کشیده شده است و کیج این بار بی پرده تر از همیشه به هجو مفاهیم دینی پرداخته است.

اگر در بازی Heavy Rain کیج مقوله بی توجهی والدین به نگهداری از فرزندان را با رفتن آن ها به کلیسا و پرداختن به مقوله دینی مرتبط می دانست و به نوعی رفتار مذهبی والیدن را عامل همه مصیبت ها و گرفتاری ها معرفی می کرد!، در بازی Beyond Two Souls به شکلی بسیار ناشیانه به مقوله مذهب حمله ور شده و آن را به باد انتقاد گرفته و حتی در انتها به تکذیب مفاد کلیدی آن می پردازد.

وجود روح برادر دوقولوی جودی (آیدن) و اتصال بی منطق آن به جودی و عدم انتقال او به برزخ، وجود ناپدری مذهبی و بی منطق و خرافاتی جودی (می توانید در طول بازی انجیل قطوری را که او هر شب مطالعه می کند در کنار تختش مشاهده کنید) و معرفی وی به عنوان انسانی بی رحم و عاطفه، نمایش عالم ماوراء به شکلی جدا از آنچه در تعالیم دینی توصیف شده است و نبود خدا به عنوان صاحب و ناظر بر جهان هستی تنها بخشی از هجوه کیج به مقوله دین در این بازی هستند.

عالم ماورا در Beyond Two Souls

اما آخرین تلاش کیج برای نیل به این مقصود، در یکی از پایان های محتمل بازی گنجانده شده است. جایی که بازیکن می تواند با انتخاب دنیای ماورا، وارد آنجا شده و از کم و کیف آن آگاهی یابد. به این دیالوگ ها توجه کنید:

در اینجا هم دنیایی وجود داره. پر از جنگل ها، برکه ها، کوه ها و رودخانه ها. همه اینها در اطراف ما قرار دارن… فقط کافیه که با دقت به زمزمه اون ها گوش کنی. نه بهشتی وجود داره و نه جهنمی… نه خدایی هست و نه شیطانی… اینجا فقط مکانیه که ما بعد از مرگ به اونجا منتقل می شیم و در اون زندگی می کنیم. کاوش های بی پایان روح من به پایان رسیده و من فقط می تونم تکه هایی از اون رو ببینم. من می تونم همه جا و هیچ کجا باشم. می تونم هیچ باشم و دوباره به همه چیز بشم.

می تونم روحم رو با دیگران ترکیب کنم یا خودم رو از همه هستی مجزا کنم. همه چیز در اینجا امکان پذیره… در اینجا زندگی می تونه با نگاه به دنیای مادی ادامه داشته باشه. من به عشقم در دنیای مادی نگاه می کنم… دوست دارم که اون هم بدونه من اونجا هستم و بگم که من خوبم. او رو در آغوش بگیرم و بگم که چقدر دلم براش تنگ شده. من با تمام نامرئی بودنم به اون خیلی نزدیک هستم. من می دونم چی رخ داده و چه چیزی رخ خواهد داد. من همه احتمال ها رو می دونم. می تونم اومدن تاریکی رو ببینم. پیش از این که وارد اینجا بشم دروغ های زیادی درمورد ماوراء شنیده بودم…

می بینید که کیج در این دیالوگ ها به وضوح منکر وجود خدا، شیطان، بهشت و جهنم می شود و دنیای پس از مرگ را دنیایی شبیه به دنیای حاضر دانسته، با این تفاوت که قابلیت های بشر در قالب روح بسیار بالاتر رفته و حالا می تواند اقدام بیشتری نسبت به گذشته انجام دهد. اشاره به دروغ بودن هر آنچه جودی در زمان حیات راجع به عالم ماوراء شنیده نیز، اشاره ای مستقیم به دیدگاه هایی است که ادیان مختلف درمورد عالم پس از مرگ ارایه می دهند.

بازی Beyond Two Souls

چنین دیدگاهی علاوه بر کفرآمیز بودنش زمانی خطرناک می شود که کیج با استناد به آن، مسئله خودکشی را امری صحیح و مشکل گشا معرفی می کند و حتی آن را برای پایان دادن به دردها و رنج های دنیوی تجویز می کند. اقدام به خودکشی های متعدد جودی و در نهایت صحنه خودکشی نیتن و پیوستن روح او به خانواده از دست رفته اش و رضایت وی از این اتفاق، از نکات منفی این بازی محسوب می شوند.

بازی Beyond: Two Souls می توانست به اثری فاخر و درخورد توجه در کارنامه دیوید کیج تبدیل شود، اما گنجاندن ناشیانه دیدگاه های سیاسی و بیان دیدگاه های مغرضانه مذهبی کیج، لطمه ای جدی به پیکره آن وارد نمود و در مقام قیاس، آن را از نظر مفهومی در سطحی پایین تر از آثار قبلی وی قرار داده است. حال باید دید که آیا کیج در نسل آینده بازی های رایانه ای باز هم به بیان و بسط و گسترش چنین دیدگاه هایی خواهد پرداخت، یا به طور کلی مقوله بازی سازی را از آلودن به چنین دیدگاه های سطحی و انحرافی جدا خواهد نمود؟

منبع vgpostmortem
راي شما
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars6 Stars7 Stars8 Stars9 Stars10 Stars
Loading...

نوشته شده در بازی ها,پیشنهاد سردبیر,ناگفته های داستان بازی

آخرین نقد و بررسی ها
بررسی مانیتور Samsung CFG70 27-Inch gaming

بررسی مانیتور Samsung CFG70 27-Inch gaming

تاريخ بررسي: ۲۶ آبان, ۹۶
بررسی کارت گرافیک ASUS ROG STRIX GTX 1060 OC 6GB

بررسی کارت گرافیک ASUS ROG STRIX GTX 1060 OC 6GB

۱۹ مرداد, ۹۶

9.0

بررسی کارت گرافیک Zotac GeForce GTX 1080 Ti AMP! Extreme

بررسی کارت گرافیک Zotac GeForce GTX 1080 Ti AMP! Extreme

۶ مرداد, ۹۶

9.6

بررسی کارت گرافیک Palit GTX 1080 GameRock Premium

بررسی کارت گرافیک Palit GTX 1080 GameRock Premium

۲۶ تیر, ۹۶

9.8

بررسی کارت گرافیک Sapphire Radeon RX 580 Nitro

بررسی کارت گرافیک Sapphire Radeon RX 580 Nitro

۲۳ اردیبهشت, ۹۶

9.2

روزی سگی، شیری را گفت: با من ستیز کن؛ شیر سر باز زد؛ سگ گفت: نزد تمام سگان خواهم گفت شیر از مقابله با من می هراسد. شیر گفت: سرزنش سگان را خوشتر دارم تا شماتت شیران، که گویند چون شیری باشد که با سگی پنجه در پنجه شده

×
تصاویر و مشخصات AMD Ryzen Threadripper 1950X و 1920X
شاخه: AMD/ATI,بررسی سخت افزار,پردازنده

تصاویر و مشخصات AMD Ryzen Threadripper 1950X و ۱۹۲۰X

تــیم گارد3دی

تیم گــارد3دی (Guard3d.com) سعی بر ارائه مطالب متفاوت در زمینه سخت افزار و بازی دارد و امیدوار است در این زمینه بهترین عملکرد را داشته باشد . تیم گـــارد فعالیت خود را به صورت رسمی از تاریخ 2013-10-14 برابر با 1392-07-22 آغاز کرده و تمامی مطالب تولید شده توسط این سایت برای صاحبین آن محفوظ میباشد. کپی مطالب تنها با ذکر نام (Guard3d.com) مجاز است و ما از کپی مطالب بدون ذکر دقیق لینک منبع به صفحه مطلب راضی نیستیم. امیدواریم رضایت شما را جلب کنیم .

شبکه های اجتماعی

کپی رایت 2013 © تمامی حقوق نزد Guard3d محفوظ است | طراحی و کدنویسی توسط hosseincode

error: نمیتوانید کپی کنید!!! فقط لینک صفحه برای آدرس دهی به این مطلب قابل کپی است