بلادبورن-(Bloodborne)؛-ویروس-منتقله

روی پل بودم، پلی از جنس چوب میم؛ زیر پاهای پل سیاه و عمیق، رو به رویم جنگلی ورجاوند. آسمانی آبی، صورتی، بنفش … ابتدای طلوع روز جمعه، که صدایی به من گفت: شیطان کجاست؟ سرم را چرخاندم، پسرک ۸ ساله ای که توپش را زیر بغل گرفته بود به من گفت: شیطان کجاست؟!

گفتم: نمی دانم، شاید جایی میان ابرها… و پسر ادامه داد: اما من می دانم شیطان درون ماست! وقتی پسرک گفت تو در خیال اینکه شیطان میان ابرهاست فریبش را خوردی به وی رو کرده و گفتم: شیطان فریبکارتر از این حرف ها است، من او را بهتر از تو می شناسم. ادامه داد: بله شیطان فریب کار است و تو را به این خیال انداخته که فریب نخوردی و او را می شناسی!

توان پاسخ در من نبود. پسرک از کنارم گذشت و آخرین جمله را چُنین گفت: پس برای شکست دادنش چه خواهی کرد؟!

  • چه پاسخی میدادم، چگونه شیطان را میتوان شکست داد؟
  • اگر میگفتم: او وجود ندارد (فریب شیطان را خورده بودم)
  • اگر میگفتم: وجود دارد و حالا اینجا نیست (باز فریب شیطان را خورده بودم)
  • اگر میگفتم: به مهربانی خدا امیدوارم (باز فریب شیطان را خورده بودم)
  • اگر میگفتم: بعدا به این داستان فکر خواهم کرد (باز فریب شیطان را خورده بودم)
  • پس گفتم: بمان و ببین چگونه خود و شیطان را شکست میدهم.

و از پل به پایین پریدم …

خرسند از اینکه با مرگم شیطان درون خویش را خواهم کشت. در میانه های راه پسرک، بال درآورد، دمی از آتش؛ دو شاخ سیاه بلند، دهانش مار مانند شد، به من نگاهی انداخت؛ پرواز گرفت و رفت، حالا من بودم و چند متری تا پوچی … زیر پوست، جایی میان اپیدرم و هیپودرم ها، لایه سفید رنگی است که در علم پزشکی «درم» نام گرفته، وقتی کسی بمیرد، غدد عروقی درم شروع به فعالیت میکند و خیلی زود جسدش بوی تعفن میگیرد، خیلی سریع بافت های گوشتی بدنش توسط سموم معده از بین میرود، شریان خون درون لایه های عضلانیش می ایستد و میپوسد!

یکی دو روز کافی است تا بوی تعفن بدنش اجازه نزدیک شدن کسی را به خودش ندهد! نکته بد ماجرا زمانی است که پوست جسد متلاشی شود! مثل اجساد یک جنگ گرم و بدتر از نبردهای سرد عهد عتیقی! نبردی ممکن است در آن یک اره، شمشیر یا تبر وارد بدن کسی شود، ممکن است استخوان های قفسه سینه اش را داخل عضلات میان بافتی اش بشکند، رگ ها را پاره کند و پوستش را کش بیاورد! حالا این جسد خیلی بدتر از یک بدن بدون جان بوی تهوع آور خواهد گرفت، خیلی بیشتر و خیلی بدتر!

یک شهر، هرچقدر هم طاعون و زلزله زده باشد، دیوارهاش را همیشه دور خودش نگه میدارد، مگر اینکه بریتانیایی ها بخواهند درسدن را فتح کنن! در دوران گوتیک، معماری سازه ها بر پایه مبانی سنگی بنا میشد، خیلی سخت میشکست و خیلی دیر از هم می‌پاشید، طاق ها بلند بودند و سقوف بناهای بزرگ به اشکال مثلثی ساخته میشوند تا استقامت سازه بشتر شود، ستون ها و پنجره های آهنی بلند، خرک های مستحکم پولادی و صلیب هایی که به سمت آسمان فلش شده بودند …

بلادبورن-(Bloodborne)؛-ویروس-منتقله

وقتی یک کلیسا فرو میریخت، اسطبل نزدیکش را پایین میکشید و اسطبل هم احتمالاً بنای خانه سلطنتی را … همه شهر پشت به پشت هم از رسوخ دفاع میکردن، از فروپاشی و پایان … وابستگی های هندسی، شهرسازی را به میان ابرها و کور راه ها سوق میداد، به دالان های تاریک سیاه چاله ای تاریک یا زیرزمین های مبحوس و تنگ، تاریکی فاضلاب های مکانیزه نشده و درب های که هر ازگاهی از میان دیواری بیرون زده بود! آدم های مهم رازهای مهم داشتند، صندوق های مهم و ثروت مهم! گوتیک، یعنی سلطنت طلا و علم! شاه، راهبه و جادوگر، از موش ها درس میگرفتند، از سریع بودن، پنهان شدن و همیشه راهی برای فرار داشتن آنها … مهمتر از شهری که خورشید بر آن میتابید، احتمالاً همیشه شهری بود که خروارها زیر زمین، مشعل ها آن را روشن میساختند …

پیرزن شل مزاجی که آش پسمانده کنار زباله ها را خورده بود، روی سر جسدی که صد ها متر پایین تر، در دالان های مخوف فاضلاب کشته شده بود، بالا می آورد؛ دقیقاً کنار دست شما و این تقدیر است، بودن و شدن در این دوران! فرانسه، بریتانیا و روم، هوا اکثراً بارانی است! مگر اینکه ابرها هوس کنار رفتن به سرشان زده باشد، آن موقع است که خورشید انگار نزدیکترین جسم به سلول های مغز شما است، روزهای آفتابی از فرسنگ ها آن طرف تر سوختن شهر را میتوان مشاهده کرد.

دود شدن کلیساها در پس امواج بی رنگی که آسمان را محو میکند، میدان اصلی شهر، هر روز پر از آدم است، پر از زن و پر از مرد، مردها داس و برگ کش به دست گرفته و زن ها در دامن هایشان گوجه پلاسیده میاورند، هیزم ها روی هم گذاشته میشود و جلاد؛ مشعل روشنش را زیر پاهای  فاحشه جوان میگیرد! داغ، داغتر از چیزی که احساس میکنید … . بلادبورن، (در علم پزشکی Bloodborne) یا به زبان ساده: ویروس یا مرض منتقله، یک حقیقت غیر قابل انکار است، در چنین جوامع در هم تنیده ای که کاواره ها پر از آدم های آشناست! زن های شکم گنده ای که زیر بغل مردها عاروق میزنند، سبیل های نتراشیده و لباس های چرک، مرض در این هلاکت انسانی، زیر صندلی، لای برنج های شفته شده روی میز، در گرداگرد موهای نشسته سگ ها و در انتهای تمام جام های شراب جای خوش کرده!

بلادبورن-(Bloodborne)؛-ویروس-منتقله

همین جاست که آرزو میکنید کاش فردی شما را از این منجلاب نجات دهد، فردی که از روزگاری بهتر، شهری بهتر و دورانی بهتر آمده باشد! چه خوب که از بهشت بیاید … اما آدم خوب ماجرای ما قرار نیست همیشه پرنسز سوار بر اسب سفیدی باشد که در آخرین لحظه دست دخترک را گرفته و نجاتش دهد، گاهی اوقات شکارچی های این چونین شهری، تمام آدم های کاواره را خواهند کشت، حتی دخترک ساده بی گناه را؛ تا جعبه موسیقی اش را از او بستانند!

رحم، مهربانی، انسان دوستی، همه واژه های زیبای فراموش شده ای خواهند بود که جای خود را به نجات، تلاش برای زنده ماندن و سکه ها داده اند، شکارچی داستان ما هم همین شکلی است! یعنی سلاحش در بی رحامانه ترین شکل ممکن تنها به انگشتان دست بازیباز وابسته است. شاید بخواهم دخترکی که دستانش را دور سرش حلقه کرده پیش چشم پدرش سلاخی کنم تا داشته هایش را به غنیمت ببرم …  اینجا، دختر ما تنها یک شاکله هندسی، انیمیشن یا یک مدل محیطی نیست، بلکه جان دارد، جدا از دیوارهای کنار دستش، و شمشیر بر بدنش خواهد نشست، ضربه جرقه نمیزند، بلکه خون به سر و صورت و پله ها میریزد …

این آزادی خودخواهانه، اینکه اسمش را خودم میگذارم، فیزیک بدنی، شکل ظاهری شخصیت و تن صدایش هم دست خودم است، حالا داستان بیش از اینکه برای شخصیت داستانی فضیلتی قائل باشد، در این غوغاکده شما را تبدیل به یک کشتارگاه عظیم انسانی خواهد کرد، اکنون پارت مخوف درونی ما نمایان میشود! حالا از داشتن اسلحه لذت میبریم! از کشتن، از خیسِ خون شدن، راه رفتن روی جنازه ها حس خوبی به شما خواهد داد، حس فرماندهی، حس مرزبندی شده … .

بلادبورن-(Bloodborne)؛-ویروس-منتقله

فانوس های میان پارتی، گیت های شما را تبدیل به قلمرویی کرده که پادشاهش میشوید، آنقدر آزمون خطا زیاد است که بازگشت به هانتر دریم و رفتن به فانوس های قبلی همیشه لذتی عجیب خواهد داشت، مانند راه رفتن روی فرش خانه خودمان! کشتن غول های قبلی و برداشتن کیسه خون آنها، شاید چیزی شبیه رفتن سر یخچال و برداشتن یک بستنی قیفی باشد!

کتلت کردن پیرزن ویلچری یا چیزهایی جذاب تر! اینجا دیگر بیش از یک باکس فشنگ برای هفت تیرتان در دنیای واقعی ندارید! اینجا پایان خطی پر تنش است! پایان یک رویا . پایان جایی که فکر میکنید آرام است! در این فرایند، بازیباز خودش را درون دو دنیای متفاوت میبینید، همیشه بخشی از وجودتان در بازی مبحوس خواهد ماند تا شما پلی استیشن خودتان را روشن کنید! در این تجریه عجیب، معماری، موسیقی، گرافیک و گیم پلی، یک هارمونی بی نظیر به مانند قطعه دریاچه قو از «چایکوفسکی» را برایتان نمایان میکنند تا وارد منوی شروع بازی شوید!

صرفاً داستان نمیگوید، صرفاً بخشی از پلات جانبی نخواهید بود، شما داستان اصلی هستید! یک منجی یا یک شکارچی! یک مرد که از نا کجا اباد می آید! از لندن، تهران یا هیروشیما، که شاید داستانی پیش از شروع بازی باشد! داستان زندگی ما و پیوندش با ویروس منتقله بلادبورن، بیش از اینکه به معادله دو سر برد شبیه باشد، مانند یک محاکمه یک طرفه ناخوداگاه است که در آن ما قاتل تمام باورهای خودمان خواهیم بود! رحم، مهربانی، انسان دوستی، همه واژه های زیبای فراموش شده ای خواهند بود که جای خود را به نجات، تلاش برای زنده ماندن و سکه ها داده اند! چه دنیای عجیبی است ویروس بلادبورن «Bloodborne»!

همیشه دنبال شیطان درون خودمان میگردیم! همیشه او را شکست می دهیم! و همیشه منجی خودمان هستیم! اما خدا می داند اگر زیر پاهایمان گرم شود؛ آیا فرزندمان را سنگ زیر پا خواهیم کرد یا نه؟!

بگذارید بی پرده بگویم، بلادبورن، یعنی ویروس منتقله!

منبع pardisgame
راي شما
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars6 Stars7 Stars8 Stars9 Stars10 Stars
Loading...
  1. Ramyn says:

    نقد و بررسی بازی پوکوم گو رو که گذاشتید خوندم برام جالب بود که مشابه مطلبی هست که رو سایت vgpostmprtem.ir بود آخه من همه مطالب اون سایت رو خوندم و نقد و

  2. Ramyn says:

    با سلام و خسته نباشید.
    ممنون از قلم زیباتون واقعا از خوندنش لذت بردم خیلی عالی تونستید جو حاکم بر بازی رو به تصویر بکشید من همیشه از خوندن مطالبتون لذت می برم گرچه برخی نوشته هاتون سمت و سوی سیاسی داره و سعی در ترویج تفکر حاکم رو ترویج داره

    • حسین
      حسین says:

      سلام دوست عزیز؛ خوشحالیم از خوندن مقاله لذت بردید و خوشحالیم نظرتون و بیان کردید؛ برخی از اون مقاله هایی که میگید سمت و سوی سیاسی دارن؛ احتمالا مربوط به بخش ناگفته های داستان بازی ها است. ذکر این نکته لازمه که ما با توجه به هویت کشور عزیزمون و صد البته هجمه های فرهنگی سنگینی که از طریق رسانه های جمعی مثل بازی و … به جامعه منتقل میشه؛ بازی ها رو بررسی میکنیم و سعی میکنیم از چیزی حرف بزنیم که در هیچ سایتی در موردش صحبت نمیشه.

      در تمامی مواردی که احتمالاً مشاهده کردید؛ سعی کردیم موارد موجود رو با توجه به جزئیات موجود در بازی توضیح و تشریح کنیم. خیلی از بازی ها فرهنگ کشور خودشون و تبلیغ میکنن و خیلی ها از اونا با مقاصد سیاسی تولید میشن که هیچ وقت در وب سایت های اخلی به این مسائل مهم پرداخته نمیشه! بنابراین بر خلاف تصوری که برای شما ایجاد شده؛ باید بگم ما سعی میکنیم تمام موارد فوق رو به صورت کاملاً بی طرف تشریح کنیم و قضاوت نهایی رو به خواننده واگذار کنیم.

      خوشحال میشم اگر نظر خاصی دارید بیان کنید

  3. علی says:

    سلام قیمت کارت ۱۰۸۰ نسخه گیگابایت قیمتش ۳۱۰۰۰۰۰ تومانه خیلی گرونه بعد ۱۰۷۰ هم داره میاد

  4. علی says:

    من که یه کلمشم نفهمیدم

    • حسین
      حسین says:

      :/ با حوصله بخون! سبک نوشتاری ادبیه؛ ضمن اینکه باید این شاهکارو بازی کرده باشی تا متوجه مفهوم متن بشی که به چی اشاره میکنه

حسین

زندگی نامه

نوشته شده در بازی ها,مقالات بازی

آخرین نقد و بررسی ها
بررسی کارت گرافیک ASUS ROG STRIX GTX 1060 OC 6GB

بررسی کارت گرافیک ASUS ROG STRIX GTX 1060 OC 6GB

تاريخ بررسي: ۱۹ مرداد, ۹۶
بررسی کارت گرافیک Zotac GeForce GTX 1080 Ti AMP! Extreme

بررسی کارت گرافیک Zotac GeForce GTX 1080 Ti AMP! Extreme

۶ مرداد, ۹۶

9.6

بررسی کارت گرافیک Palit GTX 1080 GameRock Premium

بررسی کارت گرافیک Palit GTX 1080 GameRock Premium

۲۶ تیر, ۹۶

9.8

بررسی کارت گرافیک Sapphire Radeon RX 580 Nitro

بررسی کارت گرافیک Sapphire Radeon RX 580 Nitro

۲۳ اردیبهشت, ۹۶

9.2

بررسی کارت گرافیک GeForce GTX 1080 Ti Founders Edition

بررسی کارت گرافیک GeForce GTX 1080 Ti Founders Edition

۲۷ اسفند, ۹۵

9.3

روزی سگی، شیری را گفت: با من ستیز کن؛ شیر سر باز زد؛ سگ گفت: نزد تمام سگان خواهم گفت شیر از مقابله با من می هراسد. شیر گفت: سرزنش سگان را خوشتر دارم تا شماتت شیران، که گویند چون شیری باشد که با سگی پنجه در پنجه شده

×
شاخه: بررسی سخت افزار,کارت گرافیک

بهترین کارت های گرافیک برای بازی

تــیم گارد3دی

تیم گــارد3دی (Guard3d.com) سعی بر ارائه مطالب متفاوت در زمینه سخت افزار و بازی دارد و امیدوار است در این زمینه بهترین عملکرد را داشته باشد . تیم گـــارد فعالیت خود را به صورت رسمی از تاریخ 2013-10-14 برابر با 1392-07-22 آغاز کرده و تمامی مطالب تولید شده توسط این سایت برای صاحبین آن محفوظ میباشد. کپی مطالب تنها با ذکر نام (Guard3d.com) مجاز است و ما از کپی مطالب بدون ذکر دقیق لینک منبع به صفحه مطلب راضی نیستیم. امیدواریم رضایت شما را جلب کنیم .

شبکه های اجتماعی

کپی رایت 2013 © تمامی حقوق نزد Guard3d محفوظ است | طراحی و کدنویسی توسط hosseincode

error: نمیتوانید کپی کنید!!! فقط لینک صفحه برای آدرس دهی به این مطلب قابل کپی است