بازی-Alan-Wake

شروعی بر Alan Wake

هنوز به اواسط نسل هشتم کنسول های PS4 و Xbox One نرسیدیم که خبر از سازگاری کنسولی یا همان Backward Compatibility بازی های نسل قبلی روی کنسول های نشل هشتمی به گوش میرسد و اولین حرکت انتحاری در این زمینه را مایکروسافت به اجرا گذاشت! کمپانی مغروری که در جهت عدم شکست در مقابل امپراطوری سونی، با قابلیت Backward Compatibility بازی های نسل قبلی سعی کرده خلاء عنواین قدرتمند نسل جدید را روی کنسول Xbox One پر کند.

خلاء قدرتی که در فاز اول با ۱۰ عنوان نسل قبلی پر شده تا حداقل سر و صدا و هیاهو خریداران Xbox One کاهش یابد تا بعداً برایش فکری شود. Backward Compatibility با ریمستر شدن یک بازی متفاوت است و در Backward Compatibility فقط عنوان قبلی با تغییراتی محدود روی کنسول جدید پورت میشود، در حالی که در عناوین ریسمتر شده شاهد تغییرات بسیاری روی بافت ها و افکت های گرافیکی بازی مورد نظر هستیم که از این نظر آن را از حالت نسل قبل بودنش خارج میکند. کاری که سونی در آن استاد است!

به هر حال؛ اگر اخبار دنیای بازی های کامپیوتری را دنبال کرده باشید، حتماً شنیده اید که یکی از آن عناوین Backward Compatibility نسل گذشته ای که روی X360 عرضه شده بود، شاهکار Alan Wake است که مجدداً و با تغییراتی بسیار کم روی Xbox One قابلیت اجرایی پیدا کرده است. ما هم به همین بهانه سعی کردیم در نگاهی روانشناسانه به بررسی این بازی بپردازیم و حرف های جدیدی بزنیم که قبلاً شاید گفته نشده است. لازم به ذکر است در همین چند هفته اخیر شایعات فراوانی از ساخته شدن Alan Wake 2 منتشر شده بود که ما هم در مقاله مفصل بررسی تحلیلی Alan Wake Return، آیا Alan Wake 2 در راه است؟! به بررسی آن پرداختیم و پیشهاد میکنیم از دستش ندهید.

از طرفی لازم به ذکر است با خرید عنوان Quantum Break از طریق فروشگاه آنلاین کنسول Xbox One میتوانید به نسخه کامل و قابل بازی Alan Wake’s American Nightmare هم دست پیدا کنید و علاوه بر بازی اصلی از داستان نسخه جانبی American Nightmare هم آگاه شوید تا با خیالی آسوده سراغ دیگر عنوان سم لیک/Sam Lake یعنی Quantum Break بروید. آلن ویک «Alan Wake» دلهره‌آور در سبک ترس و بقا و تیراندازی سوم شخص است که توسط شرکت فنلاندی سازندهٔ مکس پین یعنی رمدی انترتینمنت ساخته شده و توسط مایکروسافت در سال ۲۰۱۰ منتشر شده است.

ساخت بازی ۵ سال به طور انجامید و از نظر محتوای داستانی جزو برترین عناوین نسل قبلی محسوب میشود؛ تا جایی که مجله تایم به آلن ویک «Alan Wake» رتبه یک بهترین بازی سال ۲۰۱۰ را داده است. اما برای درک بهتر داستان و بررسی تحلیلی و روانشناسانه بازی Alan Wake بهتر است داستان بازی را با هم مرور کنیم.

داستان بازی Alan Wake

آلن ویک «Alan Wake» نام نویسندهٔ مشهور کتاب‌های پر فروش دلهره‌آور روانشناختی است. او در یکی از کابوس هایش می‌بیند که افرادی با تبر به دنبال او هستند و او برای نجات خودش باید به سمت نور برود. صدایی در خواب به او میگوید برای نابودی موجودات تاریکی باید از نور و اسلحه استفاده کند. او که دو سال نتوانسته‌است داستانی بنویسد، به پیشنهاد مدیر برنامه‌اش، بری ویلر و همسرش آلیس، برای مسافرتی کوتاه به همراه آلیس از نیویورک به شهر کوهستانی برایت فالز «Bright Falls» در ایالت واشینگتون می‌رود.

شهر-کوهستانی-برایت-فالز

وقتی به آنجا می‌رسند، آلیس که دچار ترس از تاریکی است برای خریدن چراغ قوه می‌رود و از آلن می‌خواهد که کلید کلبه‌ای را که برای اقامت اجاره کرده‌اند از مالک آن یعنی کارل استاکی بگیرد. آلن وارد یک رستوران کوچک می‌شود و در آنجا زنی به نام سینتیا ویور را می‌بیند که فانوسی در بغل دارد و نگران تاریکی راهرویی است که آلن می‌خواهد وارد آن شود. سینتیا به او هشدار می‌دهد که مواظب باشد. آلن که دنبال استاکی می‌گردد، وارد راهرو می‌شود.

زنی در لباس مشکی مخصوص سوگواری به آلن می‌گوید که استاکی نتوانسته‌ بیاید و او کلید یک کلبه‌ چوبی را به آلن می‌دهد. آلن و آلیس وارد کلبه چوبی ای میشوند که درست وسط دریاچهٔ کالدرن قرار گرفته است. آلیس ماشین تحریری را که در کلبه قرار داده شده به آلن نشان می‌دهد و به او می‌گوید که این مسافرت را ترتیب داده‌است تا روانشناسی به نام دکتر هارتمن برای نوشتن به او کمک کند. آلن عصبانی می‌شود و از کلبه بیرون می‌رود. کلبه تاریک می‌شود و آلن صدای فریاد آلیس را می‌شنود.

آلن با عجله وارد کلبه می‌شود و آلیس را می‌بیند که در دریاچه افتاده است. او برای نجات آلیس درون آب شیرجه می‌زند. آلن وقتی به هوش می‌آید، خود را زخمی درون ماشینی لبهٔ پرتگاه میابد اما به یاد ندارد که چه اتفاقی افتاده‌است. در راه برگشت به شهر، صفحه‌هایی از داستانی به نام جدایی، نوشتهٔ آلن ویک را پیدا می‌کند؛ اما نوشتن آن را به یاد نمی‌آورد. در آن صفحه‌ها نوشته شده که قهرمان داستان در جنگل با مردی تبر به دست روبرو می‌شود و سپس آلن با استاکی که تاریکی او را تسخیر کرده‌است، روبرو می‌شود.

کلبه چوبی الن ویک

استاکی با تبر به آلن حمله می‌کند و آلن یک چراغ قوه و اسلحه پیدا می‌کند تا بتواند با استاکی مقابله کند. او با به یاد آوردن کابوسی که دیده بود با استاکی و دیگر موجودات تاریکی می‌جنگد. آلن خود را به یک پمپ گاز می‌رساند و می‌فهمد که یک هفته از وقتی که آلیس در دریاچه افتاده، گذشته است. او کلانتر سارا بریکر را خبر می‌کند. آلن به او می‌گوید که همسرش دزدیده شده‌است. سارا به او می‌گوید که سال‌هاست که دیگر کلبه‌ای در دریاچه وجود ندارد اما آلن را به آنجا می‌برد، اما آلن در کمال ناباوری می‌بیند که کلبه‌ای وجود ندارد.

سارا که به آلن مشکوک است، او را به کلانتری می‌برد و به اف‌بی‌آی خبر می‌دهد. فردی که ادعا می‌کند گروگانگیر است با آلن تماس می‌گیرد و از او همهٔ داستان جدایی را می‌خواهد. او با آلن قرار می‌گذارد. بری از راه می‌رسد و آلن را با خود می‌برد. آلن سر قرار می‌رود اما گروگانگیر را می‌بیند که از چیزی ترسیده‌است و اعتراف می‌کند که از آلیس خبر ندارد. تاریکی به شکل گردباد گروگانگیر را می‌کشد و آلن را در دریاچه می‌اندازد و آلن در کلینیک دکتر هارتمن به هوش می‌آید.

دکتر هارتمن به او می‌گوید که آلیس غرق شده‌است و همهٔ این اتفاقات ساختهٔ ذهن آلن بوده‌، چون که او نتوانسته‌است با مرگ آلیس کنار بیاید و بعد از او می‌خواهد شروع به نوشتن کند که ناگهان تاریکی (چیزی که ساخته ذهن بیمار خود آلن است) به کلینیک حمله می‌کند. آلن که حرف‌های هارتمن را باور نکرده‌ با استفاده از این فرصت وارد اتاق هارتمن می‌شود و با دیدن عکس گروگانگیر در کنار هارتمن و پیدا کردن نوشته‌هایش می‌فهمد که هارتمن قصد داشته تا با سوء استفاده از گم شدن آلیس، داستان آلن را به دست بیاورد.

 آلن ویک

آلن، بری را هم در رویای خودش میبینید و سپس تاریکی بعد از کشتن هارتمن همه‌جا را دربرمی‌گیرد. با مشاهده این صحنه آلن و بری از آنجا فرار می‌کنند و با اطلاعاتی که آلن و بری به دست آورده‌اند میدانند که آلیس زنده است و در مکان تاریکی گیر افتاده‌ است. کلبه‌ای که در دریاچهٔ کالدرن قرار دارد مکانی اسرارآمیز است، موجودی از جنس تاریکی در آنجا گیر افتاده‌ و سعی دارد که فرار کند. او این توانایی را دارد که داستانی را که نوشته می‌شود به واقعیت تبدیل کند. تاریکی قبلاً نیز سعی کرده بود از تخیلات دیگر کسانی که در آن کلبه بودند؛ مثل برادران اندرسون و مالک قبلی آن که نویسنده‌ای به نام توماس زین بوده‌است؛ استفاده کند.

توماس زین همان کسی است که در کابوس به آلن کمک میکرد. تاریکی همسر زین، باربارا را کشته و جسم او را دزدیده‌ و توماس زین هم مثل آلن با تاریکی جنگیده بود و قلب او را درآورده‌ بود؛ اما تاریکی نابود نشده‌ بود. زین در زلزله‌ای که باعث زیر آب رفتن کلبه شد، ناپدید می‌شود. تاریکی همان زن سیاهپوشی بود که کلید کلبه را به آلن داد و سپس آلن و بری به دنبال یافتن سرنخ به مزرعهٔ اندرسون می‌روند. بعد از وصل کردن برق، بخشی از آهنگی را می‌شنوند که پیوسته تکرار می‌شود: «بانوی نور را پیدا کن».

آلن می‌فهمد که باید سینتیا ویور، همان زنی که همیشه فانوسی در بغل دارد و نگران تاریکی است را پیدا کند. آنها شب همان‌جا می‌خوابند. آلن در خواب اتفاقات هفته‌ای را که فراموش کرده‌ به یاد می‌آورد. تاریکی برای فرار و قدرتمند شدنش آلن را فریب داده بود که برای نجات آلیس باید داستان جدایی را بنویسد. آلن یک هفته در حالی که تحت تاثیر تاریکی بود؛ بدون وقفه داستان می‌نوشت؛ اما بخشی از وجودش آن قدری هشیار بوده که بتواند تا قبل از اینکه تاریکی همه‌جا و همه‌کس را بگیرد، توماس زین را وارد داستانش کند و نوری که توماس زین با خود آورده بود، او را از تاریکی نجات داده بود. اینترفندی بود که آلن به تاریکی زد.

بانوی نور

آلن از کلبه فرار میکند و سوار ماشین میشود، اما چون حالش بد بود، تصادف میکند. مامور نایتینگل از اف‌بی‌آی، آلن و بری را در مزرعهٔ اندرسون پیدا و دستگیر می‌کند و به کلانتری می‌برد. تاریکی در کلانتری، نایتینگل را جلوی چشم آلن، بری و کلانتر سارا بریکر با خود می‌برد. سارا تصمیم می‌گیرد به آلن کمک کند و هر سه به دنبال سینتیا ویور که برای نجات خود از تاریکی در نیروگاه برق شهر خود را با نور محاصره کرده‌است، به آنجا می‌روند. سینتیا به آلن می‌گوید که منتظر او بوده‌ و وسیلهٔ شکست دادن تاریکی را برای او در «اتاق نور» نگه داشته‌ است.

آنها به اتاق نور می‌رسند و آلن می‌فهمد که سلاح او «کلیکر» است، سویچ برق کوچکی که در کودکی مادرش به او داده بود تا هروقت از تاریکی ترسید، با فشار دادن آن همهٔ موجودات ترسناک را از خود دور کند. حالا با قدرتی که نوشته‌های آلن به آن کلیکر داده‌ می‌تواند تاریکی را نابود کند. آلن به تنهایی به کلبه بر می‌گردد و زین را می‌بیند که به او می‌گوید که تاریکی قلب ندارد و جای قلب او با تاریکی پر شده‌ است. آلن با تاریکی روبرو می‌شود، کلیکر را در جای خالی قلبش فرو می‌برد و سویچ را فشار می‌دهد. نور شدید کلیکر تاریکی را نابود می‌کند.

آلن، آلیس را پیدا نمی‌کند و فکر می‌کند که برای برقراری تعادل باید خودش را به جای آلیس به دریاچه بدهد. آلیس از زیر آب بیرون می‌آید ونجات پیدا می‌کند. در اعماق تاریکی و در دریاچه، آلن در میابد که داستان جدایی هنوز تمام نشده‌ و سپس سراغ ماشین تحریر می‌رود تا داستان را ادامه دهد و نجات خودش را رقم بزند. آلن می‌نویسد: «این یک دریاچه نیست، یک اقیانوس است.»

نیروی تاریکی الن ویک

اپیزود سیگنال  بعد از پایان بازی اصلی

آلن خود را در نسخهٔ غیرواقعی برایت فالز میابد و می‌فهمد که هنوز در اعماق دریاچهٔ کالدرن گیر افتاده‌ است. زین به آلن کمک می‌کند تا سیگنال یک تلفن همراه را دنبال کند تا خود را از «مکان تاریک» نجات دهد. مکان تاریک قلمرویی است که تاریکی از آن آمده‌ و نوشته‌ها در آنجا به واقعیت تبدیل می‌شوند. در حالی که آلن همچنان با دشمنانش می‌جنگد، با تلویزیون‌هایی مواجه می‌شود که آلن دیوانه‌ای را نشان می‌دهد که از اتفاقاتی که قرار است بیفتد سخن می‌گوید و پیشاپیش به آلن هشدار می‌دهد.

او همچنین با نسخه‌ای ماورائی از بری ویلر، که بخشی از ضمیر نیمه‌آگاهش است، روبرو می‌شود که به آلن کمک می‌کند. سیگنال زین، آلن را به یک کارخانهٔ چوب‌بری هدایت می‌کند اما آلن خود را دوباره در آپارتمانش میابد. زین ظاهر می‌شود و به آلن می‌گوید که دیوانه‌ای که در تلویزیون می‌بیند، بخشی از وجود خودش است و این خود آلن است که خودش را در مکان تاریک نگه داشته‌است. آلن حرف زین را باور نمی‌کند، اما خیلی زود با تلویزیون‌های هیولایی شکلی مواجه می‌شود که آلن غیرمنطقی در آن‌ها قصد کشتن او را دارد. آلن موفق می‌شود که نسخهٔ دیوانه خود را شکست دهد. او دوباره در کلبه در دریاچه بیدار می‌شود و می‌فهمد که هنوز آنجا گیر افتاده‌است.

اپیزود نویسنده

آلن که هنوز در مکان تاریک گیر افتاده‌است، هشیاری خود را بازمیابد تا خاطرات خود را از برایت فالز به یاد آورد. بعد از ترک دریاچهٔ کالدرن و مزرعهٔ اندرسون، زین به آلن می‌گوید که باید از طریق فانوس دریایی به کلبه برگردد. محیط به شدت غیرواقعی می‌شود و آلن راهی را که زین به او نشان می‌دهد، دنبال می‌کند و با دشمنان زیادی مبارزه می‌کند. زین به آلن هشدار می‌دهد که آلن غیرمنطقی هنوز در کلبه است، مکان تاریک را کنترل می‌کند و خودش را به جای آلن منطقی نشان می‌دهد.

آلن منطقی باید کنترل رویا را به دست بگیرد تا از مکان تاریک فرار کند. آلن غیرمنطقی سعی می‌کند تا با ساختن تصویری از آلیس، خاموش کردن فانوس دریایی و فرستادن تعداد زیادی از دشمنان به دنبال آلن، جلوی او را بگیرد. آلن سرانجام با کمک زین از فانوس دریایی به کلبه می‌رسد. وقتی آلن به کلبه نزدیک می‌شود، بری خیالی را می‌بیند که با او دشمن شده‌است. او با نسخهٔ خیالی تسخیر شدهٔ دکتر هارتمن، برادران اندرسون و بری می‌جنگد و همهٔ آن‌ها را شکست می‌دهد.

سرانجام آلن وارد کلبه می‌شود و آلن دیوانه را می‌بیند که با حالت پارانویایی کف کلبه افتاده است و با ترس جمله‌های نامفهومی می گوید. آلن به او دست می‌زند و هر دو، یکی می‌شوند. آلن می‌فهمد که نمی‌تواند به خودش اجازه دهد که از ترس اینکه نتواند از آنجا فرار کند، دوباره دچار توهم شود. در نهایت او پشت ماشین تحریر می‌نشیند تا داستان جدیدی را به نام بازگشت شروع کند.

صفحه بندی

صفحه اول: داستان بازی Alan Wake

صفحه دوم: بررسی روانشناسانه Alan Wake

صفحه بندی 1 2
راي شما
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars6 Stars7 Stars8 Stars9 Stars10 Stars
Loading...

نوشته شده در بازی ها,مقالات بازی

آخرین نقد و بررسی ها
بررسی مانیتور Samsung CFG70 27-Inch gaming

بررسی مانیتور Samsung CFG70 27-Inch gaming

تاريخ بررسي: ۲۶ آبان, ۹۶
بررسی کارت گرافیک ASUS ROG STRIX GTX 1060 OC 6GB

بررسی کارت گرافیک ASUS ROG STRIX GTX 1060 OC 6GB

۱۹ مرداد, ۹۶

9.0

بررسی کارت گرافیک Zotac GeForce GTX 1080 Ti AMP! Extreme

بررسی کارت گرافیک Zotac GeForce GTX 1080 Ti AMP! Extreme

۶ مرداد, ۹۶

9.6

بررسی کارت گرافیک Palit GTX 1080 GameRock Premium

بررسی کارت گرافیک Palit GTX 1080 GameRock Premium

۲۶ تیر, ۹۶

9.8

بررسی کارت گرافیک Sapphire Radeon RX 580 Nitro

بررسی کارت گرافیک Sapphire Radeon RX 580 Nitro

۲۳ اردیبهشت, ۹۶

9.2

روزی سگی، شیری را گفت: با من ستیز کن؛ شیر سر باز زد؛ سگ گفت: نزد تمام سگان خواهم گفت شیر از مقابله با من می هراسد. شیر گفت: سرزنش سگان را خوشتر دارم تا شماتت شیران، که گویند چون شیری باشد که با سگی پنجه در پنجه شده

×
AMD FX

تــیم گارد3دی

تیم گــارد3دی (Guard3d.com) سعی بر ارائه مطالب متفاوت در زمینه سخت افزار و بازی دارد و امیدوار است در این زمینه بهترین عملکرد را داشته باشد . تیم گـــارد فعالیت خود را به صورت رسمی از تاریخ 2013-10-14 برابر با 1392-07-22 آغاز کرده و تمامی مطالب تولید شده توسط این سایت برای صاحبین آن محفوظ میباشد. کپی مطالب تنها با ذکر نام (Guard3d.com) مجاز است و ما از کپی مطالب بدون ذکر دقیق لینک منبع به صفحه مطلب راضی نیستیم. امیدواریم رضایت شما را جلب کنیم .

شبکه های اجتماعی

کپی رایت 2013 © تمامی حقوق نزد Guard3d محفوظ است | طراحی و کدنویسی توسط hosseincode

error: نمیتوانید کپی کنید!!! فقط لینک صفحه برای آدرس دهی به این مطلب قابل کپی است