نه-ایدئولوژی؛-نه-تکنولوژی؛-دلیل-انحطاط-عالم-بشریت-است

توجه
محتوای زیر از طرف وب سایت Guard3d تایید نمیشود و صرفاً نظرات شخصی نویسنده منبع است. این مطلب به مناسبت عرضه نسخه کاکلشن این بازی برای کنسول های Xbox One و PS4 تهیه شده است. این مقاله نقدی بر آخرین عنوان کن لوین «Ken Levine»؛ یعنی بایوشاک ۳ است که با توجه به روایات داستانی درون بازی نگارش شده است. لازم به ذکر است به دلیل ادبیات پر از غلط نویسنده منبع؛ دخل وتصرفی در جهت بهبود ادبی متن زیر انجام شده است. همچنین؛ یک مقاله دیگر در زمینه «نا گفته های داستانی» این سری به زودی منتشر میشود.

کن لوین «Ken Levine» سازنده بزرگیست که قبل از سری بایوشاک هم بازی های بزرگ زیادی را در کارنامه خود ثبت کرده بود؛ اما بایوشاک به موفقیت هایی دست یافت که نه تها عناوین قبلی «لوین»؛ بلکه هیچ کدام از بازی های صنعت گیم به چنین ساختار پیچیده قوی داستانی دست نیافته بودند و به نوعی او با بایوشاک توانست فلسفه عمیقی را در بازی خود مخلوط کند تا شاهد اثری باشیم که از هرلحاظ عالی به نظر می رسد. شاید سری بایوشاک دارای گیم پلی جذاب، شخصیت سازی عالی و یا گرافیک هنری زیبا باشد؛ اما چیزی که شما را مجاب به بازی کردن بایوشاک می کند؛ داستان عمیقی است که شاید با اتمام آن هم نامفهوم بماند!

کن لوین «Ken Levine» در سال ۱۹۹۸ به همراه چندی از همکارانش بعد از کار روی پروژه هایی همچون Thief: The Dark Project در استدیو Looking Glass Studios (استودی قدیمی سازندگان عنوان محبوب دزد «Thief» که بازیسازان برجسته زیادی مانند Ken Levine ،Warren Spector و Harvey Smith و … در آن فعالیت می کردند که در سال ۲۰۰۰ بسته شد و اعضای آن امروزه در استودیو های مختلف دیگری فعالیت می کنند) جدا شد و Irrational Games را تاسیس کرد که در سال ۲۰۰۶ به طور کامل توسط Take Two خریداری شد.

کن-لوین-«Ken-Levine»

پس از آن بود که عنوان جاه طلبانه بایوشاک به واسطه سرمایه گذاری و پشتیبانی  گسترده ۲K Games عرضه شد. درباره این بازی باید گفت که نظرات خیلی زیادی پیرامون داستان و فلسفه پشت آن که کن لوین خواهان تصویرکشیدنش بود وجود دارد و شاید خیلی از این نظرات با دید خود سازنده بازی مطابقت نداشته باشد و این در حقیقت همان پیچیدگی نامفهموی است که شاید تنها بتوانید آن را در فیلم های استنلی کوبریک پیدا کنید. خیلی از نظرات و ایده های ما ممکن است واقعیتی نداشته باشند؛ اما هنر سازنده است که ایده های موجود را چه طور بیان کند تا در مفهوم داستانی بازی به خوبی روایت شود.

عینیت گرایی

آین رند «Ayn Rand» نقش مهمی در فلسفه عینیت گرایی «Objectivism» دارد. او برای بیان این فلسفه به زمان ساده و قابل درک؛ آن را به کتاب هایی تبدیل کرده که مضمون فلسفی آن پشت درام و حوادث علمی تخیلی رمان هایش پنهان شده و با اینکه خواننده در ابتدا به آن پی نمی برد، اما در طول خواندن کتاب متوجه می شود که نویسنده قصد بیان یک تفکر فلسفی را دارد تا یک اثر ساده برای تفریحات روزانه! مهمترین کتابش «آین رند» است که یک در قالب رمانی به نام اطلس شانه بالا انداخت«Atlas Shrugged» در ژانر علمی-تخیلی نگارش شده است.

در این کتاب یک شهر خیالی در آتلانتیس «Atlantis» به تصویر کشیده شده وتمام اتفاقات داستانی درون آن شکل می گیرید و نظام حاکم بر آن نیز نشات گرفته از فلسفه خود ساخته «آین راند» است. شخصیت اصلی بازی جان گالت است که بر مبنای تفکرش هر کسی باید به صورت انحصاری از توانایی های ذهنش برای رسیدن به نیاز ها و لذت های شخصی اش بهره ببرد. در اینگونه تفکر هرچیزی که از زاویه ذهنیت انسانی قابل درک نیست محکوم به نابودیست و انسان نباید خود را محدود به این تفکرات کند!

کتاب Ayn Rand Atlas Shrugged

مثلاً فناوری و علم نباید مانعی رادر برابر خودشان داشته باشند و تمام ادیان در اینگونه تفکر «ساختگی» هستند و منع می شوند. جان گالت در ابتدای داستان رمان ناپیداست و حقیقتش مشخص نمی شود و در کتاب نیز بارها به این علامت سوال می رسید که جان گالت کیست؟!

نشانه هایی مبنی بر ارتباط بایوشاک و عینیت گرایی

۱ . علاوه بر اینکه هر دو مهاجران روس تباری بودند که به آمریکا مهاجرت کردند؛ هر دو برای دیدگاه های خود شهری ساختند و هر دو نیز تفکراتشان را پایه ریزی کردند! هر دو نیز از تشابه اسمی Ayn Rand و Andrew Ryan برخوردارند و آمریکا را مدینه فاضله تفرکات خودشان میدانند! Ayn Rand شهر آتلانتیس را شهری آرمانی میداند و Andrew Ryan  شهر «رپچر-مکان اصلی اتفاقات سری بایوشاک» را شهری آرمانی میداند. میتوان گفت Andrew Ryan از نظر تفکرات ذهنی کمی به «جان گالت» رفته از لحاظ شکل و شمایل هم به میلیونر معروف «هاوارد هیوز» شبیه است!

۲ . نام اطلس «Atlas» از کتاب Atlas Shrugged گرفته شده است.

۳ . سرچشمه «Fountainhead» نام کتاب دیگری از Ayn Rand است که اسم دوم اطلس یعنی Frank Fontaine به نام این کتاب اشاره دارد.

۴. هم چنین پوستر های «اطلس کیست» در جا جای دنیای بایوشاک یافت می شود که به جای خالی شخصیت «جان گالت» در کتاب اطلس شانه بالا انداخت «Atlas Shrugged» اشاره دارد . بنابراین؛ در یک عقیده عمومی خیلی ها بر این باورند که دنیای بایوشاک بر مبنای کتاب های Ayn Rand شکل گرفته است.هم چنین پوستر های «اطلس کیست» در جا جای دنیای بایوشاک یافت می شود که به جای خالی شخصیت «جان گالت» در کتاب اطلس شانه بالا انداخت «Atlas Shrugged» اشاره دارد . بنابراین؛ در یک عقیده عمومی خیلی ها بر این باورند که دنیای بایوشاک بر مبنای کتاب های Ayn Rand شکل گرفته است.

سرچشمه «Fountainhead»

سرگذشت Andrew Ryan

رایان با نام آندرو رایانوفسکی «Andrew Rayanovsky»  در روسیه تزاری به دنیا می آید و در نوجوانی قیام مردم روسیه و به قدرت رسیدن بلشویک ها را به چشم می بیند. بس از این اتفاقات، برای به دست آوردن فرصتی جدید به کشور رویاها! یعنی آمریکا مهاجرت کرده و اسم خودش را به رایان «Ryan» تغییر می دهد. در ابتدا مخالف دیدگاه های جمع گرایی و سوسیالیتی بود و تنها هدفش فردگرایی بود؛ به طوری که آرزویش ایجاد نظامی با ساختار کاپیتالیسمی بود.

در آمریکا موفق شد جنگل بسیار بزرگی رابرای اهدافش خریداری کند که پس از اعتراضات مردمی و برای جلوگیری از تبدیل جنگلش به پارک ملی آن را به آتش کشید. با توجه به اصالتش؛ به خوبی درک میکند که ایده سوسیالستی علاوه بر زیبایی خاصی که دارد میتواند نقش مخرب قدرتمندی هم داشته باشد و به همین دلیل معتقد بود هرکسی با استواری در کار هایش می تواند به چیزی که لایقش میباشد برسد. به همین دلیل دین گرایی را منع کرد و اجازه نداد تفکرات دینی باعث محدود شدندش در انجام کارها شود که نتیجه این تفکرات منجربه ایجاد «رپچر» شد.

تولد شهر رپچر «Rapture»

آندرو رایان «Andrew Ryan» طرح ساخت شهر رویایی رپچر «Rapture» را به صورت پنهانی و با سرمایه شخصی اش شروع میکند و پس از اتمام ساختش افراد مختلفی را به صورت گزینشی به شهر جدیدش منتقل میکند؛ تا جایی که در طول جنگ جهانی، شهر آرمانی رپچر «Rapture» از بیشترین ورودی های پناهنده برخوردار میشود. آندرو رایان در همان سعی میکند فسلفه و دیدگاه های خودش را درون شهر اجرا کند، دنیای بدون خدا و بدون دین که شما را از لحاظ علم و اخلاق محدود میکند و البته در کنارش هیچ سانسور و پلیسی برای گرفتن دغدغه خاطرتان وجود ندارد!

تولد شهر رپچر «Rapture»

در شهر رویایی رپچر «Rapture» زندگی هر کسی دست خودش است . تمام اعتقاداتش برای خودش است و کسی نمیتواند برایش تعیین تکلیف کند. شهر رویایی رپچر «Rapture» از محدودیت های دنیای بیرون برخوردار نبود و به همین جهت از فناوری و تکنولوژیک بیشتری برخوردار بود و در واقع نوعی قطب علمی محسوب میشد.

کلمه Rapture در فرهنگ مسیحیت اشاره به ظهور دوم حضرت مسیح برای گسترش صلح و دوستی بر روی زمین برای کسانی است که به ظهور مجدد او اعتقاد دارند. در داستان بایوشاک آندرو رایان خود را مسیح و رپچر را بهشت موعود می داند.

رپچر «Rapture» صرفاً به عنوان آرمان شهری رویایی  برای نظام سرمایه داری ساخته شده و در این کلان شهر بی روح چیزی بدون پول و حق مالکیت تصاحب نمیشود! رپچر «Rapture» هیچ حق عمومی به افراد ساکنش نمیدهد و مواردی همچون بیمه عمومیت ندارد! ساکنین این آرمان شهر برای استفاده از کپسول های اکسیژن هم باید پول بپردازند! جامعه آرمان شهری که تضاد درونش هویداست و تنها گروه محدودی با پول زیاد میتوانند صاحب بهترین ها شوند!

در مقابل گروه بالا؛ گروه افراد فقیر و کم بضاعتی قرار گرفته که به دلیل کمبود منابع درآمدی نمیتوانند به طبقات بالای جامعه شهری رپچر «Rapture» برسند! آندرو رایان «Andrew Ryan» برای حل این مشکل؛ روانپزشک مخصوصی به نام سوفیا لَمب «Sofia Lamb» را استخدام میکند تا برای حل این موضوع راه حلی بی اندیشد! او ایده بازار آزاد را مطرح میکند و با وجود مخالفت آندرو رایان اجرا میشود. این ایده منجر به ورود کالاهای قاچاق به رپچر «Rapture» شده و در نتیجه آن افرادی همچون فرانک فونتین «Frank Fontaine» به قدرت و ثروت زیادی میرسند.

سقوط شهر رپچر «Rapture»

آندرو رایان «Andrew Ryan» از هر راه تبلیغاتی سعی می کند تا جلو محبوبیت دکتر Lamb و حامیانش را بگیرد؛ اما همه این تبلیغات نتیجه عکس داده و Lamb بیشتر و بیشتر محبوب می شود تا اینکه رایان با جعل مدرک و شایعه پراکنی، دکتر Lamb را دستگیر و به زندان می فرستد. از طرفی Fontaine با سرمایه گذاری بر روی پروژه دکتر Tenenbaum؛ که به صورت اتفاقی به اهمیت ماده درون موجودات دریایی پی برده به ساخت ADAM (موجود حشره مانند دریایی که از لحاظ ژنتیکی انسان را تقویت می کند ) کمک می کند.

اما چندی بعد؛ دکتر Suchong پلاسمید ها را با کمک ADAM تولید میکند و با تغییرات ژنتیکی که درونشان ایجاد کرده موفق میشود قدرت های فرا بشری همچون پرتاب آتش و الکتریسیته را به بدن انسان منتقل کند. این موفقیت های عظیم علمی؛ در نتیجه موجب میشود Ryan نسبت به Fontaine مشکوک شده و او را به جرم قاچاق دستگیر کند. اما او صحنه کشتنش را شبیه سازی میکند و تمام ساختمان شرکتش به زیر آب فرو میرود و سپس با هویتی جعلی به کارش ادامه میدهد.

او با کمک Sofia Lamb و نام جعلی ای که برای اطلس ساخته؛ به جنگ جامعه شهری رپچر «Rapture» و سیستم حفاظتی دنیای آندرو رایان «Andrew Ryan» میرود که نهایتاً منجر به جنگی داخلی در جامعه شهری رپچر «Rapture» میشود. در این بین نیز مردم رپچر برای حافظت از خودشان به سمت پلاسماها میروند که نتیجه استفاده غلط از آن منجر به پدید آمدن موجودات عجیب و غیر قابل کنترلی میشود که فقط درگیری های رپچر را افزایش میدهد.

جمله Would you Kindly در بایوشاک

این جنگ در واقع بین نیروهای آندرو رایان «Andrew Ryan»؛ طرفداران اطلس و موجودات جهش یافته ژنتیکی انجام میشود و شخص آندرو رایان با مهارت و زرنگی خاصش؛ برای جمع آوری پلاسمیدهای درون جنازه های به جای مانده از درگیری ها، خواهران کوچک «Little Sister» را با محافظت Big Daddy به بیرون می فرستد (Little Sister به دخترانی گفته می شوند که ADAM را در درون خود پرورش می دهند و Big Daddy محافظانیست که توسط دکتر Suchong برای آنها درست شده است در آن زمان Little sister به دلیل وجود ADAM در درون خود بسیار با اهمیت بودند و هر کس برای قدرتمند کردن خود نیاز به این موجودات داشته است) تا بتوانند ماموریت های آندرو رایان را برای حافظت از شهر رپچر به خوبی انجام دهند.

درست در همین وضعیت است که جَک «Jack» وارد شهر رپچر می شود. (Jack قهرمان نسخه اول بایوشاک است که توسط شما کنترل می شود). در طول بازی میبینیم که اطلس بازیباز را راهنمایی می کند و اهدافش را معمولاً با جمله Would you Kindly بیان می کند و بازیباز هم بدون هیچ حرفی به دنبالش میرود. اما نکته جالب توجه این است که Would you Kindly جمله ایست که در زمان به دنیا آمدن Jack توسط دکتر Suchong بر مغزش هک شده است و هر چیزی که پس از این این جمله به او گفته شود را انجام میدهد.

اطلس «Atlas» یا همان Fontaine جعلی در یک مورد از این جمله استفاده نمی کند و آن هم زمانی است که Jack باید تصمیم بگیرد از قدرت Little Sister ها استفاده کند و آنها را نابود کند یا اینکه ADAM درون آنها را بیرون کشیده و آنها را آزاد کند.این تصمیم در طول بازی؛ مهمترین تصمیمی است که Jack با آن مواجه میشود و در سه پایان آخر بازی بایوشاک «Bioshock» هم تاثیر گذار است. Fontaine نیز این کار را برای جلوگیری از سوء ظن قرار گرفتن توسط Jack و دشمنانش انتخاب کرده و همین موارد است که جذابیت های داستانی بازی را افزایش داده است.

Little Sister ها در بایوشاک

توضیحات بالا را میتوان یک مقدمه کلیشه ای برای رسیدن به جمله «A man chooses, a slave obeys» دانست که در صحنه قتل Andrew Ryan توسط خودش گفته میشود و در واقع فلسفه اصلی او (عینیت گرایی) و همان خود مختاری است که Ryan از آن صحبت میکند. این جمله همان چیزی است که بایوشاک «Bioshock» میخواهد در مورد زندگی روزمره ما بیان کند و ما را درگیر خودش کند. همانطور که اشاره شد؛ Jack تصمیمات مختلفی در طول بازی می گیرد و احساس می کند تمام آن ها را به اختیار خودش گرفته است.

اما در حقیقت؛  جَک «Jack» در طول تمام بازی در کنترل اطلس Atlas (همان Fontaine) بوده و او کسی است که به تصمیماتش جهت داده تا آنها را برایش انجام دهد تا Fontaine بتواند بدون رقیب به اهدافش برسد. در ابتدای این صحنه Ryan به Jack می گوید که در حقیقت او فرزند نامشروعش است و به او نشان می دهد که تمام کارهایی که انجام داده بخاطر عبارت Would You Kindly بوده و در حقیقت هیچ قدرتی در تصمیم گیری هایش نداشته است. هم چنین او به Jack می گوید که فرق بین یک برده و مرد در ثروت در این موارد نیست؛ بلکه یک مرد تصمیم می گیرد اما یک برده فقط اطاعت می کند .

عکس آخر پردیش گیم

Little Sister به دخترانی گفته می شوند که ADAM را در درون خود پرورش می دهند و Big Daddy محافظانیست که توسط دکتر Suchong برای آنها درست شده است .

Ryan با استفاده از جمله Would You Kindly چوب گلف را به دستان Jack می دهد و کشته شدن خودش را با تصمیم خودش رقم می زند. در حقیقت بایوشاک «Bioshock» در طول این صحنه و داستان خودش قصد بیان یک نکته ی ظریف را دارد و آن هم این است که خیلی از ما انسان ها تحت تاثیر شرایط خارجی، تبلیغات، صنایع تفریحی، جامعه و خانواده خود تصمیمات مختلفی میگیریم. همانطور که Andrew Ryan می گوید «در ابتدا این ما هستیم که تصمیم می گیریم؛ اما در آخر این تصمیمات هستند که ما را شکل می دهند و … ».

Big Daddy ها در بایوشاک

به عقیده رایان «Ryan»؛ تصمیمات ما آنطور که باید وابسته به خود ما و نظریات شخصی مان نیست، بلکه حول یک برنامه سازمان یافته جهانی در حال زندگی هستیم که دیگران برایمان ساخته اند و ما حق تصمیم گیری در آن را نداریم! اما در خیال این هستیم که اختیارات کاملی نسبت به شخص خود و افکارمان داریم. (در این مورد بد نیست به سخنان جورج بوش در مورد نظم نوین جهانی توجه ویژه ای شود تا بهتر بتوانید مفهوم این بخش از بازی را متوجه شوید که بی ارتباط با هویت و اصالت سازنده بازی نیست.) در این مورد بد نیست به جملات زیر توجه شود:

نظم نوین جهانی از دیدگاه رهبری ایران

این نظام نوینی که آمریکایی‌ها می‌گویند این است، کاری کنند که همه دنیا آن طور که آنها می‌خواهند، فکر کنند و حقایق را وارونه بفهمند. نظم نوینی که آمریکا در پی استقرار آن است، متضمن تحقیر ملت‌ها و به معنای امپراتوری بزرگی است که در رأس آن آمریکا و پس از آن قدرت‌های غربی است. بازگشت به جامعه جهانی – که آمریکا منادی آن است – به معنای پذیرش سلطه فرهنگ غرب است. نتیجه تمام درگیری شرق و غرب چه باید باشد؟ باید قدرت مطلقه و روزافزون آمریکا بر ملت‌های ضعیف باشد؟ معنای نظم نوین جهانی این است!؟

نظم نوین جهانی از دیدگاه راکفلر (بزرگترین سرمایه دار فراماسونری یهودی)

دیوید راکفلر در سخنرانی خود که در سال ۱۹۹۴ در مراسم ضیافت شام سفیران سازمان ملل انجام داد در خصوص فرصت پیش آمده برای دوره انتقال به نظم نوین جهانی چنین عنوان کرد: پنجره‌ای که برای استقرار حقیقی صلح‌آمیز و مستقل نظم جهانی باز شده است زیاد دوام نخواهد آورد. ما در شرف دگرگونی جهانی هستیم. تنها چیزی که نیاز داریم بحرانی بزرگ و به موقع است تا کشورها نظم نوین جهانی را بپذیرند و از آن تبعیت کنند. بنابراین رویدادهایی نظیر حادثه ۱۱ سپتامبر و یا حتی جنگ با ایران می‌توانند تداعی کننده بحران بزرگ در اذهان باشد که دنیا را متقاعد به جنگ افروزی و پیشبرد طبقه ممتاز و غرب برای کنترل خاورمیانه کرد.

صحبت در مورد فلسفه موجود در عمق بازی بایوشاک «Bioshock» زیاد است و ما در آخرین عنوان این بازی به نام بایوشاک: بیکران «BioShock Infinite» نیز شاهد عمیق شدن فلسفه غیر خدایی موجو د در نسخه های اول تا سوم بازی هستیم که تا جایی ممکن در صفحه دوم در موردش صحبت میکنیم. هر چند این یک بازی است و شاید خیلی ها بگوییند گیم پلی بازی برایمان مهم است؛ اما مفاهیمی در بازی به خورد بازیباز داده میشود که تمام آنها بر مبنای تفکرات یهود است.

منبع pardisgame
راي شما
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars6 Stars7 Stars8 Stars9 Stars10 Stars
Loading...

نوشته شده در بازی ها,مقالات بازی

آخرین نقد و بررسی ها
بررسی کارت گرافیک Sapphire Radeon RX 580 Nitro

بررسی کارت گرافیک Sapphire Radeon RX 580 Nitro

تاريخ بررسي: ۲۳ اردیبهشت, ۹۶
بررسی کارت گرافیک GeForce GTX 1080 Ti Founders Edition

بررسی کارت گرافیک GeForce GTX 1080 Ti Founders Edition

۲۷ اسفند, ۹۵

9.3

بررسی کارت گرافیک MSI GTX 1050 Ti Gaming X 4 GB

بررسی کارت گرافیک MSI GTX 1050 Ti Gaming X 4 GB

۱۲ بهمن, ۹۵

9.0

بررسی کارت گرافیک Gigabyte GTX 1050 Ti G1 Gaming 4 GB

بررسی کارت گرافیک Gigabyte GTX 1050 Ti G1 Gaming 4 GB

۱۴ دی, ۹۵

9.0

بررسی کارت گرافیک MSI RX 480 Gaming X 8 GB

بررسی کارت گرافیک MSI RX 480 Gaming X 8 GB

۹ دی, ۹۵

9.4

روزی سگی، شیری را گفت: با من ستیز کن؛ شیر سر باز زد؛ سگ گفت: نزد تمام سگان خواهم گفت شیر از مقابله با من می هراسد. شیر گفت: سرزنش سگان را خوشتر دارم تا شماتت شیران، که گویند چون شیری باشد که با سگی پنجه در پنجه شده

×
کارت-گرافیک-MSI-GTX-980-GAMING-4G
شاخه: بررسی سخت افزار,کارت گرافیک

تست و بررسی کارت گرافیک MSI GeForce GTX 980 Gaming OC

تــیم گارد3دی

تیم گــارد3دی (Guard3d.com) سعی بر ارائه مطالب متفاوت در زمینه سخت افزار و بازی دارد و امیدوار است در این زمینه بهترین عملکرد را داشته باشد . تیم گـــارد فعالیت خود را به صورت رسمی از تاریخ 2013-10-14 برابر با 1392-07-22 آغاز کرده و تمامی مطالب تولید شده توسط این سایت برای صاحبین آن محفوظ میباشد. کپی مطالب تنها با ذکر نام (Guard3d.com) مجاز است و ما از کپی مطالب بدون ذکر دقیق لینک منبع به صفحه مطلب راضی نیستیم. امیدواریم رضایت شما را جلب کنیم .

شبکه های اجتماعی

کپی رایت 2013 © تمامی حقوق نزد Guard3d محفوظ است | طراحی و کدنویسی توسط hosseincode

error: نمیتوانید کپی کنید!!! فقط لینک صفحه برای آدرس دهی به این مطلب قابل کپی است