اُفقی درخشان به نام The Elder Scrolls V Skyrim Remaster

وقتی برای اولین بار دست به کار شدم تا وارد دنیای اسکایریم «Skyrim» شوم، همه چیز خیلی آرام پیش می رفت. افتتاحیه‌ باشکوهی که مانند شروع دیگر بازی‌ها توانست متقاعدم کند که پای سیستم بنشینم. از همان ابتدا، بازی از عظمت و گستردگی چیزی که در ادامه قرار بود به تصویر بکشد، پرده بر نمی‌داشت. گویا قرار بر این بود که با شیب ملایمی مرا به سمت خودش سوق دهد، سوق دادنی که به همراهش جواب تک‌ تک سوالات فوق را در آن می‌یافتم، سوق دادنی که بعدها شیب ملایمش تبدیل به سیاهچاله ای شد که گریز از آن را ناممکن می‌نمود!

اسکایریم «Skyrim» توانسته پاسخ مناسبیبرای بسیاری از سولات مختلف باشد. اثری که چنان عملکرد درخشانی در ارائه یک جهان گسترده و پویا داشته که باید دیگر سازندگان از آن به عنوان یک کلاس آموزشی استفاده کنند. دنیای بازی اسکایریم «Skyrim»، فقط گسترده و پویا نیست، بلکه آبستن رخداد‌هایی است که هر کدامشان داستانی را بازگو می‌کند. اما سوال اینجاست که چه ویژگی منحصر به فردی باعث می‌شود گیمر پس از مدتی به این جهان بزرگ و وسیع اعتیاد پیدا کند و از گشت و گذار در آن دلزده نشود؟!

مُحرز است که دنیای بازی اسکایریم «Skyrim» گسترده است و پس از ۱۰۰ ساعت گشت زنی در آن، هنوز هم می‌توانیم جایی را پیدا کنیم که سلاحی یونیک به عنوان پاداش در دل خودش مخفی کرده باشد. اما مگر جهان وسیع به خودی خودش دلیلی برای وابستگی گیمر می‌شود؟! از طرفی عامل پویایی را هم به این جهان اضافه کنید. هر کسی در این جهان نقشی بر عهده دارد، از آهنگری که هر روز صبح ساعت مشخصی به محل کار خود می‌رود و تا بوق سگ کار می‌کند تا متصدی بار که شب زنده‌داری می‌کند و یا معلمی که در کالج نوازندگان وظیفه آموزش رامشگران را بر عهده دارد.

همگی این‌ها دست اندرکاران پویا نگاه داشتن دنیایی به وسعت اسکایریم «Skyrim» هستند!  اما هنوز هم این‌ها به تنهایی دلیلی برای اعتیاد به بازی نیست! اجازه دهید عنصر داستان را هم وارد معرکه کنیم. در جای جای این دنیا، قصه‌ای برای نقل کردن نفهته است. اگر کالج مربوط به جادوگران قرار است تعدادی دانشجوی جدید بگیرد، حتماً در این بین ماجرایی آلوده به توطئه در جریان است. اما هنوز هم قانع نشدم که صدها ساعت از وقت گرانب های خودم را پای بازی بگذارم.

هنوز یک ویژگی دیگر جا مانده! ویژگی که دقیقاً بازی در آنجا می‌درخشد و کلاس آموزشی برای دیگر هم‌ مسلکان خود برپا می‌کند. آن ویژگی هم اهرمی است به نام «تعامل» با این جهان وسیع و پویا است. در واقع در تمامی اتفاقاتی که در این دنیا جریان دارند، بازیباز اثر گذار است. مغازه‌داری که در دیگر بازی‌های دنیای باز، پشت دخل مغازه‌اش ایستاده، تنها هدفش خرید و فروش کالا با بازیباز است، اما در اسکایریم «Skyrim» اینطور نیست. همین مغازه دار ساده ممکن است داستانی داشته باشد که شما را درگیر خودش کند و یا اینکه از اسراری خبر داشته باشد که بتواند شما را اتوماتیک وار، وارد قصه‌ای نو کند.

در اسکایریم «Skyrim» از کنار هیچ کس نمی توان به سادگی عبور کرد. در نهایت به تمام این ویژگی‌ها، این را نیز اضافه کنید که بازی در دادن پاداش به بازیباز دست و دلباز است و در انتهای هر داستان و ماجرا پاداشی دندانگیر را نثار روح بازیبازش میکند! اسلحه‌ای خاص، قابلیتی جدید، زرهی منحصر به فرد، ماموریتی تازه و یا حتی مبارزه با دشمنی قدرتمند از جمله این پاداش‌ها است. همچنین اسکایریم «Skyrim» را می‌توان از دیدگاهی دیگر نیز کندوکاو نمود. جهان ساخته شده در اسکایریم «Skyrim» به شدت صادق است و قصد گول زدن مخاطب خودش را ندارد.

اُفقی درخشان به نام The Elder Scrolls V Skyrim Remaster

بر عکس بسیاری دیگر از عناوین دنیای باز که از هر ترفندی برای پولیش کردن دنیای از درون پوچ خودشان استفاده می‌کنند، در اینجا تیم سازنده به جای غلو در رنگ و لعاب و جلوه های بصری، بیشتر روی جان بخشی به جهان بازی تمرکز کرده است. یادمان نرود که گرافیک بازی تاریخ مصرفش گذشته و هر چه قدر هم جلوه‌های بصری پیشرفته تری داشته باشد، روزی همین گرافیک، بازهم بازی را به صفت «از رده خارج» مزین می‌کند و دقیقاً همین زمان است که اگر گیم پیش‌کشی جز گرافیک برای مخاطب نداشته باشد باید برای همیشه با آن خداحافظی کرد.

اسکایریم «Skyrim» این اشتباه را نمی‌کند و در عوض بر روی زنده نگه داشتن فضا تکیه می‌کند و همین باعث شده تا این اثر از قید و بند زمان رها شود و گذشت زمان ۶ ساله نیز از جذابیت‌های آن نکاهد. مشکلی دیگری که بسیاری از بازی های به ظاهر دنیای باز دارند، درک مخدوش مفهوم «بازی دنیای باز» است. بازی در واقع باز و گسترده است، اما این دنیای باز به شدت تنگ است و مفهوم «دنیا/جهان» در آن از قلم افتاده است. اما در عوض  اسکایریم «Skyrim» چه چیزی را به تصویر می‌کشد که تا به حا کسل کننده نشده؟!

جهان بازی که هم «جهان» است هم «باز»، وقتی سخن از «جهان» به میان می‌آید، باید سازنده به تمام جنبه‌های آن اشراف داشته باشد تا بتواند مخاطب را در اقلیمی که می سازد حل کند. به این ترتیب بازیباز تنها یک مکان بی اصالت برای گذراندن گیم پلی را نمی‌بیند، بلکه جغرافیایی را می‌بیند با تاریخ، تمدن و فرهنگ منحصر به خودش. شخصیت‌ها در این دنیا برایش با نژاد و سابقه ای مشخص شکل می‌گیرند و همه چیز رنگ و بوی اصالت و هستی به خودش می‌گیرد.

اُفقی درخشان به نام The Elder Scrolls V Skyrim Remaster

به بیان بهتر؛ یک جهان برای مخاطب خلق شده است. در  اسکایریم «Skyrim» تمام بسترهای لازم جهت تدوین یک جهان به کار گرفته شده که از آن جمله میتوانیم به تاریخ، جغرافیا، فرهنگ، مذهب، نژاد، سیاست و خیلی موارد دیگر که در زیر اشاره مختصری به برخی از آن‌ها شده اشاره کنیم.

جغرافیا:  اسکایریم «Skyrim» محدوده بزرگی از منطقه شمالی قاره تمریال است. شرایط آب و هوایی سرد و سخت این ناحیه باعث شده تا عده محدودی در قالب نژاد نردها (همان شمالی ها) بتوانند در آن دوام بیاوردند و در نتیجه به عنوان ساکنین اصلی آن شناخته می‌شوند. البته قابل ذکر است که قبلاً نیز گونه‌ای از الف‌های شمالی در این ناحیه زندگی می‌کردند که بعدها توسط نردها شکست خورده و بیرون رانده شدند. اسکایریم «Skyrim» از شرق با مرویند، از جنوب با سیرودیل و از غرب با ناحیه صخره های بلند همسایه است.

سیاست: تمامی قلمرو اسکایریم «Skyrim» تحت حکمفرمانی یک پادشاه اعظم و همسرش است. هر دهکده نیز توسط یک حکمران قانون گذاری و نظارت می‌شود. تا قبل از قیام استورم کلوک‌ها (جنگ تمدن ها در دنیای اسکایریم «Skyrim»)، حکمرانی کل اسکایریم «Skyrim» توسط امپراطوری تمریال به رسمیت شناخته می‌شد و پادشاه و حکمرانان دارای جایگاهی در شورای تمریال بودند. اما با آغاز عصر چهارم، تنها نیمی از دنیای اسکایریم «Skyrim» از خدمات اقتصادی و نظامی امپراطوری بهره مند می‌شدند. داستان بازی نیز در همین برهه از تاریخ جریان دارد، زمانی که حکمران «ویندهلم» به عنوان قلمرو اصلی نردها بر علیه حکومت امپراطوری قیام کرده است.

اُفقی درخشان به نام The Elder Scrolls V Skyrim Remaster

مذهب: در اسکایریم «Skyrim» مذاهب متعددی مورد پرستش قرار می‌گیرند، اما شاخه اصلی آن ها همان آیین شمال است که از خدایان چندگانه ای تشکیل شده که تمامشان از الهه های ۹ گانه شامل: اورکی، مارا، الدووین و … فرمان می برند. در این مسلک «شور»به عنوان خدای پدر در برابر «آکتاش» که الهه طغیانگر است قرار می گیرد. (اگر یادتان باشد در صحنه آغازین بازی یکی از افراد داخل درشکه نام این الهه ها را به زبان می آورد تا از آن ها طلب کمک کند).

اما ادیان دیگری هم در گستره اسکایریم «Skyrim» یافت می‌شود. برخی از آن‌ها خدایانشان حیوانات هستند و برخی دیگر نیز خدایانی اهریمنی (دآدرا) را ستایش می‌کنند که اتفاقا برخی از جذاب‌ترین خطوط داستانی نیز متعلق به این خدایان شرور است.

فرهنگ: شاید بتوان گفت کتاب، موسیقی و معماری مهمترین نمادهای فرهنگی در اسکایریم «Skyrim» هستند. از وفور انواع کتب از تاریخی و داستانی گرفته تا کیمیاگری و طب در آن. بنابراین پر واضح است که نردها اصولاً افراد اهل مطالعه ای هستند! موسیقی هم از چنان اهمیتی در اسکایریم «Skyrim» برخوردار است که برای آن دانشگاهی در شهر سالیتود تخصیص داده‌اند (که با عضویت در آن می توانید مراحل جذابی را تجربه کنید). برای درک مشخصه معماری نیز کافی است سری به شهر مارکاث که در دل کوه ساخته شده است بزنید. البته سفر به اقامتگاه انجمن دزدان یعنی ریفتن نیز در این زمینه خالی از لطف نیست.

موارد فوق تنها چند اشاره گذرا به نگاه ویژه سازندگان به ایجاد یک جهان چندلایه است. وجود این جهان عمیق و چند لایه بستر مناسبی است برای روایت انواع داستان‌های فانتزی و حماسی؛ از داستان اصلی بازی بگیرید که روایت‌گر حلول روح اژدها در یک شمالی ساکن اسکایریم «Skyrim» است تا داستان قیام استورم کلاک‌ها. ماجرای انجمن مخفی از برادران اسسین که در بازی شما آن‌ها را پیدا نمی‌کنید، بلکه آن‌ها هستند که شما را می‌یابند. روایت پیمان همراهانی که تنها هنگام پدیدار شدن ماه، چهره واقعی خودشان را نشان می دهند. قصه عاشقی که در به در دنبال معشوقه خودش می گردد، حال آنکه معشوقه دیگر آن دخترک ساده نیست و تغییر ماهیت داده است.

اُفقی درخشان به نام The Elder Scrolls V Skyrim Remaster

قصه گروهی از قاتلین ومپایرها که به همراهی با شاهزاده خون آشام‌ها تن می‌دهند (شاهزاده‌ای که خیلی‌ها ایشون را بهترین همراه در بازی می‌دانند!). چشیدن طعم انزجار از اهریمنی که شما را وادار به قربانی کردن همراهان خود می‌کند تا مزه مزه کردن دنیای مالیخولیایی فرقه‌ای از کانیبال‌های با نزاکت (آدم خورها). قصه راز سگ سخن گو گرفته تا داستان خانه جن زده و … هوش از سر هر گیمری می‌پراند. در مواجهه با این خیل از ماجرا‌ها در یک بازی، گویا مخاطب نشسته و داستان های تمام نشدنی هزار و یکشب را ورق می‌زند.

معماری مهندسی شده و لایه لایه این سازه عظیم به همینجا ختم نمی‌شود. در نهایت تمامی عناصر نام برده که شاکله اقلیم اسکایریم «Skyrim» محسوب میشوند و داستان‌هایی که در پس آن روایت می‌شود باید در خدمت بازی باشند و اینجاست که گیم پلی خودش را به زیبایی نشان می‌دهد. آفرینش نقش در عظیم‌ترین نقش آفرینی عصر فعلی به همان اندازه که داستان ادامه می‌یابد کش پیدا می‌کند تا گیم پلی نیز پابه‌پای داستان شاخ و برگ پیدا کند. با وجود این کش آمدن، جالب اینجاست که گیم پلی به ابتذال کشیده نمی‌شود و دلیل این مدعا هم این است که بازیباز تا ساعاتی از روز که گرگ را از میش نمی‌توان تشخیص داد غرق در بازی می‌شود به امید اندک ارتقایی در مهارت‌های گیم پلی‌.

شاید ساده‌ترین راه برای تعریف ژانر نقش آفرینی برای فردی که آشنایی با آن ندارد ارجاعش به اسکایریم «Skyrim» باشد (البته به عنوانی تعریفی عام از نقش آفرینی، چرا که برخی مشخصه‌های این سبک را می‌توان نام برد که در آن وجود ندارند، همانند تکامل مبارزات تاکتیکی گروهی که همانند آن را در «دراگون ایج» دیده‌ایم). بازی که توانسته از حداکثر ابزار موجود استفاده کند تا به بازیباز اجازه دهد شخصیت مورد نظر خودش را در بازی بسازد و تکامل دهد، طوری که کاراکتر از ابتدا تا انتهای بازی ۱۸۰ درجه تغییر می‌کند.

اُفقی درخشان به نام The Elder Scrolls V Skyrim Remaster

اگر نگاهی به درخت مهارت‌های بازی یا بهتر بگویم کهکشان مهارت‌های بازی بیاندازیم، متوجه خواهیم شد هر شاخه از آن در راستای ارتقای بخشی از خصوصیات شخصیت عمل می‌کند که از کنار هم گذاشتن چند شاخه می‌توان به کاراکتری منحصر به فرد رسید. از طرفی نمی‌توانید از تعداد بی‌شمار پرک ها در بازی بهره ببرید (البته اگر از نسخه لجندری بازی استفاده نکنید) پس بسیار واجب است که ابتدا سبک بازی خودتان را انتخاب کنید و متناسب با آن پرک‌ها را از شاخه‌ها بچینید.

این نحوه از تجهیز کاراکتر به خصوصیت‌های ویژه در کنار بالا رفتن تدریجی سه ویژگی اصلی سلامتی، بنیه و جادو، دست بازیباز را در رسیدن به نحوه تعامل دلخواه با محیط باز می‌گذارد. بازیباز مختار است مهارت‌هایش را به گونه‌ای تنظیم کند که به راحتی در مبارزات تن به تن جان سالم به در ببرد، یا بتواند به جادوگری زبده تبدیل شود و یا در بخش مخفی کاری خود را تقویت کند. حتی می‌تواند توانایی‌های گفتاری خود را ارتقا دهد تا در بسیاری از موقعیت‌های بحرانی بدون مبارزه از مهلکه بگریزد و از طرفی بتواند در معاملات سود خوبی به جیب بزند.

از طرفی نحوه بالا بردن مهارت‌ها در بازی بسیار هوشمندانه صورت گرفته است. به این ترتیب که بازیباز را وادار می‌کند برای تقویت هر مشخصه، از آن در طول گیم‌پلی استفاده کند. به طور مثال استفاده از تیرکمان علاوه بر بالابردن سطح به صورت کلی، باعث ارتقای مهارت کمانداری می‌شود که این مورد خودش به نهایی میتوانئ یک سری از پرک‌های مختص این مهارت را باز می‌کند. حتی اگر ملاً قرار است بازیباز توانایی مخفی‌کاری خودش را بهبود ببخشد، ناچار است تا حد امکان در بازی در سایه و دور از چشم دشمن بماند.

اُفقی درخشان به نام The Elder Scrolls V Skyrim Remaster

چنین استراتژی نه تنها جذاب که به واقع منطقی است. در حقیقت گیم پلی به بازیباز دیکته می‌کند که اگر می‌خواهد یک مهارت را بالاتر ببرد، باید از آن در طول بازی استفاده کند. این سبک از ارتقا در اسکایریم «Skyrim» را می توان در مقابل روشی قرار داد که در آن بازیباز با انجام مأموریت‌های اصلی و فرعی کسب تجربه میکند تا مهارت‌هایش را بالا ببرد (همچون دیگر بزرگان نقش آفرینی همچون ویچر، دراگون ایج و دارک سولز). علاوه بر مکانیزم ارتقا و پرک دهی، تمامی زره‌ها و سلاح‌ها قابلیت تقویت دارند (به غیر از مواردی خاص که در برخی مراحل به عنوان پاداش داده می شوند).

جالب اینجاست که با این همه عظمت، هیچ بخشی خسته کننده و تکراری نیست، چرا که همه این جزئیات کوچک در خدمت ساز‌ و‌ کارهای گیم پلی گماشته شده‌اند. به طور مثال یکی از عناصر با اهمیت در بازی، کتاب‌هایی هستند که به هیچ وجه جنبه تزئینی ندارند و به منطقی‌ترین شکل ممکن از حضورشان در گیم پلی استفاده شده است. بسیاری از این کتاب‌ها سبب یادگیری و ارتقا مهارتی خاص می‌شوند. از آن مهمتر، برخی از آن ها حکایتی را بازگو می‌کنند که در نقطه‌ای از اسکایریم «Skyrim» رخ داده و همین مورد میتواند آغازگر ماموریتی تازه در دنیای بازی می شود.

مثالی دیگر دراین مورد کار کردن با میزهای جادوگری و کیمیاگری است که لذت خاص خودشان را دارند. لذتی که معمولاً بعد از طی شدن اولین ۱۰۰ ساعت از پیم پلی مهیج بازی کشف می شود! اینجاست که تازه متوجه میشوید تمامی آبجکت‌های به ظاهر بی‌مصرفی که از ابتدای بازی جمع آوری کرده‌اید چه قدر می‌توانند با ارزش باشند.

از طرفی بهترین راه حل برای بدست آوردن سلاح و زره مناسب، ساخت آن‌ها به دستان خودتان است. اینکه در‌به‌در به دنبال شمش آبنوس باشید تا قطعه ای از سلاح های دآدرا بسازید و سپس با انجام متوالی کیمیاگری (جهت ساخت محلولی که قدرت آنچنتد را بالا ببرد) و جادوگری (ساخت گردنبندی که قدرت محلول‌ها را بالا ببرد) به سلاحی با بالاترین میزان دمیج برسید تنها بخش کوچکی از لذت‌های گیم پلی است. خلاصه اینکه خیلی دیر خواهید فهمید که هیچ چیز در اسکایریم «Skyrim» بی منظور طراحی نشده و حتی پروانه های موجود در دنیای بازی نیز نقشی در گیم‌پلی دارند و همین خودش اشتیاق برای انجام دوباره بازی را دوچندان می‌کند.

هرچه قدر بازی گسترده شود، باگ‌های آن نیز به همان نسبت بیشتر می‌شوند! انتظار از ساخت بازی بدون عیب انتظاری عبث و بیهوده است و اسکایریم «Skyrim» نیز از این قاعده مستثنی نیست. اما ایرادات وارد بر بازی با این وسعت، هیچکدام باعث ایجاد حس نا امیدی و دلزدگی در بازیباز نمی‌شوند که هیچ، برخی از آن ها آن قدر مضحک هستند که بیشتر جنبه طنز و فکاهی پیدا کرده‌اند. هوش مصنوعی ضعیف (بهتر است بگوییم عجیب و مضحک) در برخی موقعیت‌ها، کمبود انیمیشن‌های مبارزاتی، ماموت‌های پرنده، صخره نوردی با اسب و مرغ معروف ریورران از جمله باگ‌های معروف بازی هستند.

منبع pardisgame
راي شما
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars6 Stars7 Stars8 Stars9 Stars10 Stars
Loading...

نوشته شده در بازی ها,مقالات بازی

آخرین نقد و بررسی ها
بررسی کارت گرافیک ASUS ROG STRIX GTX 1060 OC 6GB

بررسی کارت گرافیک ASUS ROG STRIX GTX 1060 OC 6GB

تاريخ بررسي: ۱۹ مرداد, ۹۶
بررسی کارت گرافیک Zotac GeForce GTX 1080 Ti AMP! Extreme

بررسی کارت گرافیک Zotac GeForce GTX 1080 Ti AMP! Extreme

۶ مرداد, ۹۶

9.6

بررسی کارت گرافیک Palit GTX 1080 GameRock Premium

بررسی کارت گرافیک Palit GTX 1080 GameRock Premium

۲۶ تیر, ۹۶

9.8

بررسی کارت گرافیک Sapphire Radeon RX 580 Nitro

بررسی کارت گرافیک Sapphire Radeon RX 580 Nitro

۲۳ اردیبهشت, ۹۶

9.2

بررسی کارت گرافیک GeForce GTX 1080 Ti Founders Edition

بررسی کارت گرافیک GeForce GTX 1080 Ti Founders Edition

۲۷ اسفند, ۹۵

9.3

روزی سگی، شیری را گفت: با من ستیز کن؛ شیر سر باز زد؛ سگ گفت: نزد تمام سگان خواهم گفت شیر از مقابله با من می هراسد. شیر گفت: سرزنش سگان را خوشتر دارم تا شماتت شیران، که گویند چون شیری باشد که با سگی پنجه در پنجه شده

×
بررسی کارت گرافیک Zotac GeForce GTX 1080 Ti AMP! Extreme
شاخه: بررسی سخت افزار,کارت گرافیک

بررسی کارت گرافیک Zotac GeForce GTX 1080 Ti AMP! Extreme

تــیم گارد3دی

تیم گــارد3دی (Guard3d.com) سعی بر ارائه مطالب متفاوت در زمینه سخت افزار و بازی دارد و امیدوار است در این زمینه بهترین عملکرد را داشته باشد . تیم گـــارد فعالیت خود را به صورت رسمی از تاریخ 2013-10-14 برابر با 1392-07-22 آغاز کرده و تمامی مطالب تولید شده توسط این سایت برای صاحبین آن محفوظ میباشد. کپی مطالب تنها با ذکر نام (Guard3d.com) مجاز است و ما از کپی مطالب بدون ذکر دقیق لینک منبع به صفحه مطلب راضی نیستیم. امیدواریم رضایت شما را جلب کنیم .

شبکه های اجتماعی

کپی رایت 2013 © تمامی حقوق نزد Guard3d محفوظ است | طراحی و کدنویسی توسط hosseincode

error: نمیتوانید کپی کنید!!! فقط لینک صفحه برای آدرس دهی به این مطلب قابل کپی است